بنده وقتی فارسی صحبت می کردم تپق زدم و یک واژه را اشتباه گفتم؛ ما که فارسی زبان نیستیم؛ خود فارسها وقتی حرف می زنند جای فعل و فاعل را بعضا نمی توانند درست بگویند. بعد شما می گویید کرار را با چند صندلی دور میدان گردانده اید بعد چند کلمه غلط فارسی حرف زده اید فکر کرده اید مدیریت کرده اید؟

واقعا یک مدیر غیر بومی حق دارد اینگونه توهین آمیز صحبت کند و به لهجه و زبان ما توهین کند؟ استاد علامه جعفری با همان زبان و همان لهجه ترکی علوم انسانی را در حوزه اسلام و غرب متحول کرده است. من بارها و بارها در برنامه های زنده تلویزیونی چه سراسری و چه بین المللی حضور داشته ام و هرگز به زبان و لهجه ترکیمان ایراد نگرفتند شما که نمی توانید حتی یک مصاحبه انجام بدهید چطور از همه عیب می گیرید شما هم مصاحبه کنید تا عیب و هنرتان مشخص شود.

برای  من سنگینترین حرف آقای عباسی این قسمت از جمله توهین آمیزشان بود. اینجا توسط شما اعلام میکنم: آقای عباسی به شما هشدار می دهم اگر می خواهید در تبریز مدیریت کنید به لهجه و زبان آذربایجانیها توهین نکنید. احترام قائل شوید. دائم آقای عباسی می گوید چرا به غیر بومی بودن من ایراد می گیرید: من می گویم؛ وقتی شما غیر بومی هستید و در تبریز تشریف ندارید در حساسترین روزهای لیگ حبیب گردانی را از تیم جدا می کنند؛ بزرگ دلال فوتبال وارد تمرین می شود در حالی که شما به هواداران اجازه ورود به تمرینات را نمی دادید؛ دلال در هتل با بازیکنان می خوابد؛ آقای عباسی ما جام را آنروز از دست دادیم؛ کجا بودید؟ من با همان لهجه ترکی از حق تیمم و هوادارم دفاع می کردم نمونه اش حوادث بعد از بازی با استقلال که به خاطر داوری غلط محسن ترکی رخ داد. سندش هم همین فیلم است که می بینید.

آقای عباسی گفته اند در بخش هواداری رشد کرده ایم!
امسال بدترین سال به لحاظ حضور هواداران در کشور بوده چه برسد به تراکتور. در حالی که تعداد پرشورترین هواداران تراکتور در سال جاری به شدت کاهش یافته است. چه شده است؟ شما با هوادار ارتباط ندارید ما که می گوییم مدیر بومی باشد برای اینست که با هواداران در ارتباط باشد و با آنها زندگی کند؛ شما که نیستید.

ما برای هواداران نمایشگاه زده بودیم؛ نمایشگاهی که بیش از ۲۰۰۰۰ نفر بازدید کنند داشت. چقدر به بنده پول داده اند و در عوض چقدر ما کار کرده ایم. آمده اید زمین چمن آماده را صاحب شده اید؛ استخر کاملا تجهیز شده را صاحب شده اید؛ کلینیک مجهز تراکتور را صاحب شده اید؛ شما چه میدانید کار کردن در تراکتور برای ما چگونه بوده است؟گوشه ای از خدماتی که برای هوادارانمان ترتیب داه بودیم را ببینید.

آقای عباسی شما که در بدو ورود به باشگاه معاون اقتصادی معرفی شدید چقدر درآمد برای باشگاه آورده اید؟ چند تا اسپانسر آورده اید؟ شما که اسپانسر نتوانستید بیاورید. FAW مال خودتان است و برای اینکه آبروی خود را حفظ کنید آنرا زده اید. در حالی که روزی که FAW در تبریز برای سرمایه گذاری وارد شده بود با بنده برای اسپانسری مذاکره کردند سندش هم این عکس و پیش نویس قرارداد است.

جلسه بازدید اعضای FAW از باشگاه

ما ۲ میلیارد قرارداد نوشته بودیم که در حال امضا بود. اسپانسرهایی که در دوران جعفری آورده شده بود هیچ یک را نتوانستید جذب کنید. حتی روی شانه های لباس هم اسپانسر می زدیم از بس که اسپانسر داشتیم آنهم نه اسپانسرهای ضعیف؛ یا همراه اول بود یا یک بانک یا موسسه یا شرکت بزرگ و…

همین شما آقایان، وقتی با آقای پورجمشیدیان آمدیم تا از شما پول بگیریم به ما می گفتید ما پول نداریم به تراکتور بدهیم؛ چطور شده الان کرور کرور پول به باشگاه می آورید؟ چرا به جعفری پول نمی دادید؟هدفتان چه بود؟

شما که به ما می گویید مدیریت بلد نیستیم ما با ۸ میلیارد زمان قلعه نوعی نایب قهرمان شدیم ؛ شما بی زحمت با ۱۶ میلیارد نایب قهرمان شوید.

آقای عباسی در بیمه ایمن حامی تراکتور را بستید که به سودآوری رسیده بود؛ صدور کارت هواداری را تعطیل کردید که دهها خدمات با این کارت ارائه میشد و یک منبع درآمد بود؛حتی جلوی پیراهن را که می دادند بیرون چاپ می کردند و میلیونها پول خرج می شد رفتیم با ۴ میلیون تومان دستگاهش را خریدیم و جلوی کلی هزینه را گرفتیم و شما اکنون بازهم لباسها را به بیرون میدهید؛ این گونه مدیریت هزینه می کنند آقای عباسی؟

دیروز یکی از هواداران از بچه های کانون به من زنگ زده می گوید می خواهند کانون را به داخل باشگاه منتقل کنند؛ ما کانون را گذاشتیم که هوادران را به باشگاه وصل کند؛ کانون یک هویت مستقل دارد و یک NGO است. ما در داخل شهرستانها شعب کانون تاسیس کردیم، برای راحتی هواداران کانکس امانتدار ی در ورزشگاه گذاشتیم، گیت مخصوص کارت هواداری برای ورود راحت هواداران قراردادیم، در ورزشگاه خواننده می آوردیم،جشن نایب قهرمانی می گذاشتیم، برنامه های فرهنگی گذاشته بودیم. شما برای این هوادارن چه کرده اید حتی جلوی هواداران را گرفته اید و نمی گذارید سر تمرین تیم بیایند.

چرا به ما می گویید عرضه مدیریت ندارید؟ شما خودتان عرضه ندارید؛ اگر عرضه داشتید دو تا از این کارها انجام میدادید.

شما یک زمین چمن به این چمنی که ما زدیم اضافه کنید که هر روز در زمینهای دیگر پلاس نباشید. دلال اجازه ورود به تمرین دارد ولی هوادار ندارد. این حاصل مدیریت شماست.

آقای عباسی گفته اند به اندازه چهار  مدیر قبل در باشگاه وقت گذاشته ام! این وقت گذاشتن شما باید یک جا نمود داشته باشد. چه کار کرده اید؟ زیر ساخت درست کرده اید؟ هم اندیشی برای هواداران گذاشته اید؟ از حق تراکتور دفاع کرده اید؟ جشن گرفته اید؟ هر روز در باشگاه بودید؟ این تیم را هم که آقای نظمی بسته داده دست شما. حساب کردم اگر شما ۸ ماه روزانه ۲۴ ساعت در باشگاه کار می کردید کلا می شود ۲۴۰ روز چطور شما از ۴ مدیر قبلی بیشتر کار کرده اید؟

با همه بی وفایی ها در چند مصاحبه اخیر موضع گرفتیم و گفتیم همینکه تیم نایب قهرمان شده عملکرد آقای عباسی قابل قبول است چون برای ما تراکتور مهم است نه شخص.

ما در فوتبال ایران چند فرهنگ جدید آورده ایم؛ اول هم اندیشی با هواداران که آنها را در مدیریت تاثیر می دادیم. نمایندگان مجلس را می آوردیم و در مقابل هواداران پاسخ میدادند؛ دوم هم اندیشی مدیران عامل لیگ برتر به میزبانی تراکتور بود. ما به عنوان مدعی و قطب فوتبال همه را جمع کردیم و برای فوتبال تصمیم گرفتیم و واقعا خروجی خوب گرفتیم شما کجا با دو تا مدیرعامل صحبت کرده اید و برای ارتقاء فوتبال ایران تلاش کرده اید؟ اینها همه گفتمان جدید بودند.

اینهمه تلاش و کار و کوشش با این همه مشکلات و بی پولیها خدا شاهد است نشد مگر با عرق به آذربایجان  و انرژی که هواداران به ما می دادند. هواداران مثل سانتریفیوژ هستند ما هم یک هسته داخل این سانتریفیوژ بودیم. انرژی ما از هواداران بود. خودمان را مسئول پاسخگویی به هواداران می دانستیم.


Galaxy S7 - 944 x 150

این خبر را به اشتراک بگذارید :