هر چند که این روزها جلسه های زیادی برای وحدت اصولگرایان برگزار می شود اما نبود لیدر قوی و اختلاف نظرها و منافع متضاد گروه های متعدد این طیف موجب شده است تا ائتلاف اصولگرایان در آستانه انتخابات به یک رویا تبدیل شود.

به گزارش تبریزمن، دومین نشست اصولگرایان برای دستیابی به وحدت و ائتلاف پنجشنبه هفته پیش (۲۴ دی) با حواشی فراوانی برگزار شد. از نوع برخورد با خبرنگارانی که برای پوشش رسانه ای آمده بودند تا صندلی هایی که هرگز میزبان اصولگرایان سرشناس نشدند همگی حکایت از نبود برنامه ریزی دقیق برای این همایش و به طور کلی برای شکل گیری یک ائتلاف میان اصولگرایان بود.

هرچند علیرضا زاکانی مسوول هیات اجرایی ائتلاف اصولگرایان درباره دلایل این ناهماهنگی ها گفته است که بنا نبود این نشست رسانه ای و علنی شود اما همایش سالن سر چشمه تهران نشان داد که پروژه وحدت اصولگرایان بر خلاف آنچه زاکانی و برخی دست اندرکاران این پروژه مدعی آن هستند با چالش های جدی روبروست. اصولگرایان در نزدیک به چهل روز مانده به انتخابات مجلس هنوز نتوانسته اند مهره های تاثیرگذار طیف خود را کنار هم بنشانند.

زخم وحدت اصولگرایان با پنهان شدن از تیررس نگاه خبرنگاران-آنطور که در این نشست رخ داد- بهبود نخواهد یافت؛ اصولگرایان باید بپذیرند که اختلاف نظری و عملی میان اعضای این طیف ریشه دار و تنها با پذیرش واقعیت افتراق است که می توان برای علاج واقعه دست به اقدام زد.

هرچند ریشه اختلافات میان اصولگرایان به ویژه پس از ظهور جریان همسو با احمدی نژاد متنوع و عمیق شده است اما می توان دلایل ناکامی در دستیابی به رویای وحدت را در ۲ عامل اصلی دسته بندی کرد:

۱-بحران رهبری: پس از فوت آیت الله مهدوی کنی و حبیب الله عسگراولادی اصولگرایان به معنای واقعی کلمه بدون مدیر و رهبر شدند. آیت الله کنی و مرحوم عسگر اولادی با وجود اختلافات غیرقابل انکار با روش و منش برخی از جریان های منتسب به اصولگرایی، بازهم برای همه اصولگرایان دلسوزانه پدری می کردند و نگران ریشه های درخت اصولگرایی بودند نه برخی شاخه های تندروی آن.

اکنون پس از این دو که اعتبار دو طیف اصولگرایان و موتلفه بودند، این جناح اکنون هرچه تلاش می کند نمی تواند رهبری در قامت ایشان بیابد؛ گزینه های پیش رو هم مورد اتفاق نظر همه نیست؛ آیت الله محمد یزدی، آیت الله مصباح یزدی و آیت الله موحدی کرمانی سه گزینه ای بودند که ردای رهبری اصولگرایان به این سه تن پیشکش شد.

آیت الله یزدی باتوجه به جایگاه ریاست خود در مجلس خبرگان چندان به رهبری اصولگرایان تمایل نشان نداد. از دیگر سو پذیرش زعامت آیت الله مصباح یزدی نیز برای طیف نزدیک به اصولگرایان معتدل چنان دشوار بود که حتی حداد عادل نیز برای ثمر دادن تلاش هایش در راستای وحدت اصولگرایان این گزینه را کنار گذاشت وبه عنوان آخرین راه حل آیت الله موحدی کرمانی را به یاری طلبید. شواهد اما حاکی از این است که چهره های اصولگرا با وجود احترام به آیت الله موحدی چشم انداز روشنی را برای آینده ائتلاف با رهبری ایشان تصور نمی کنند که در غیر این صورت می باید اختلافات با اشارت آیت الله موحدی کنار گذاشته می شد و سالن سرچشمه شاهد حضور نماینده لاریجانی در کنار قالیباف، جلیلی و ولایتی می بود که چنین نشد و بیم و امیدهای حصول ائتلاف همچنان پررنگ باقی ماند.

به نقل از ایرنا، اما آنچه حسرت این روزهای ائتلاف درباره تعیین لیدر اصولگرایان شده است کناره گرفتن شخصیت های تاثیرگذاری چون ناطق نوری از این طیف است. طوری که حجت الاسلام غلامرضا مصباحی مقدم سخنگوی جامعه روحانیت مبارز در این باره گفت: نسبت به کمک ناطق نوری به نقطه ناامیدی رسیدیم و ایشان خیلی جلوتر موضعی اتخاذ کرد که ما را از بهره برداری از شخصیتشان محروم کرد و گفت که وارد نمی شود . البته قبل از آن صحبت هایی با ایشان شده بود اما ما به نقطه ناامیدی نسبت به کمک ایشان رسیده ایم.

۲-اصول ثابت، برداشت های متغیر: با وجود آنکه مفاهیم ایدئولوژیک جریان اصولگرایی از ثبات برخوردارند اما برداشت های متنوع و تفاوت دیدگاه در بین اصولگرایان گاه چنان گسترش می یابد که به مرز تضاد می رسد. تضادی که در گستره درون طیفی اصولگرایان را از هم دور و در گستره ملی می تواند رویای وحدت را به کابوس افتراقی مانند خرداد ۹۲ بدل سازد. گاه این تفاوت برداشت از اصول ثابت، راه گفتگو را چنان ناهموار می کند که برخی از اصولگرایان ترجیح می دهند با جناح رقیب به گفتگو بنشینند و ائتلاف کنند اما درون جناح باب گفتگویی باز نشود.ترجیحی که امثال لاریجانی به ویژه در طول یک سال منتهی به انتخابات برگزیدند و ضمن دوری از محافظه کاران اصولگرا هرچه بیشتر به اعتدال گرایان نزدیک شدند.

اما بحث تفاوت برداشت از مفاهیم اصولگرایی تا زمانی که راه به عالم سیاست نبرده و در حوزه های اقتصاد و اجتماع است شاید قابل مذاکره و تقریب باشد اما به گواه رویدادهای چند سال اخیر، برداشت ها از اصول سیاسی و منافع جناحی برای هر طیف اصولگرا خط قرمز و اصل غیرقابل سوالی است که مذاکره و گفتگو درباره آن را بر نمی تابند و دقیقا همین عامل پاشنه آشیل وحدت امروز اصولگرایان است. برداشت های مختلف درباره مسائل سیاست داخلی و خارجی موجب تکه تکه شدن پازل وحدتی شده است که امثال مرحوم آیت الله مهدوی کنی برای کنار هم قرار دادن قطعاتش خون دلها خورده بودند؛ اما به باور بسیاری، رادیکال های اصولگرا چنان در این دو حوزه منافع جناحی را بر منافع اصولگرایان و حتی مصالح ملی ترجیح دادند که اکنون عقلای اصولگرایی برای نشستن پای میز وحدت اکراه های علنی نشان می دهند.

تکروی های جریان های تندرو اصولگرا چه آن زمان که صاحب قدرت بودند و چه اکنون که دلواپس قدرت شده اند اعتدال گرایان این طیف را وادار ساخته است که عطای وحدت و ائتلاف را به لقایش ببخشند و سودای استقلال داشته باشند.


Galaxy S7 - 944 x 150

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :