گویا هر اندازه در جهان نو به پیش می رویم به رغم دیوارنوشته های خوشرنگ و خوش خط این جهان، روشنایی و گرمای اخلاق و تعهد درونمان رو به سردی می رود. این سردی و خاموشی به ویژه در زمینه شغل و حرفه بیشتر به چشم می آید؛ جایی که اخلاق باید در متن باشد اما گاه در حاشیه نیز جایی ندارد.

به گزارش تبریزمن، اخلاق حرفه ای ارزشی مهم در جامعه انسانی است. هر حرفه ای با توجه به حوزه کاری خود چارچوب و اصول اخلاقی ویژه ای دارد و مرز میان رفتارهای حرفه ای منطقی و غیر منطقی و اخلاقی و غیر اخلاقی در آن به نوعی مشخص است.

تفاوتی نمی کند کجا کار کنیم، پزشک یا پرستاری باشیم در یک بیمارستان یا نویسنده ای در تحریریه یک روزنامه، در هر صورت اخلاق باید مبنای کنش انسانی و الگوی عمل حرفه ای ما باشد. اخلاق حرفه ای، اصلی است که امروز در بازار حرفه ها و مشاغل همچون کیمیا به سختی پیدا می شود.

اخلاق، پشتوانه ای محکم برای زندگی جمعی انسان ها و سنگ بنایی مهم در بسیاری از قراردادهای اجتماعی است و اهمیت آن به عنوان اصلی ارزشمند در سراسر زندگی انسان از امور فردی و اجتماعی تا حرفه ای گوشزد شده است اما این اصل مهم در بسیاری از صحنه ها همچون زندگی حرفه ای فراموش می شود گویی که از ابتدا برای آن هیچ جایگاه و اهمیتی تعریف نشده است. به عبارتی هر فردی در زندگی حرفه ای خود همان گونه که به مهارت و تخصص اهمیت می دهد، باید اخلاق را در نظر داشته باشد و آن را با کاری که می کند درآمیزد.

ضرورت پایبندی به اخلاق حرفه ای در وهله نخست با عنصر اعتماد پیوند می یابد. از این منظر اخلاقمداران هر صنف و حرفه بیش از همه مورد اعتماد شهروندان جامعه خود هستند. در این میان این پرسش مطرح است که چه می شود برخی با زیر پا گذاشتن نه فقط اخلاق بلکه اصول شغلی و حرفه ای، مرزهای اعتماد را در هم می شکنند و تیشه به ریشه سرمایه اجتماعی جامعه می زنند.

بی اخلاقی حرفه ای همچون یک بیماری فراگیر در همه بخش های جامعه از اقتصاد تا فرهنگ و از سلامت تا مشاغل رسانه ای ریشه دوانده است. دامن زدن به شایعه ها، افراط و تفریط ها، توهین به شخصیت ها و … که به بهانه ها و بنا بر اهداف گوناگون در برخی رسانه ها صورت می گیرد، برخوردهای نادرستی که با مراجعان یا ارباب رجوع در اداره های دولتی و غیر دولتی انجام می شود، خشونت یک ورزشکار در عرصه ورزش حرفه ای، رفتار ناخوشایندی که کارکنان یک درمانگاه یا بیمارستان با بیمار یا همراه او می کنند یا مادی گرایی که وجدان و تعهد کاری و حرفه ای را زیر پای خود له می کند همه و همه نمونه هایی از ناهنجاری در حوزه اخلاق حرفه ای و اجتماعی است که سراسر جامعه را درگیر خود کرده است.

رنگ باختن اخلاق حرفه ای گاه در قامت آفتی بر پیکره ای عظیم تر یعنی اخلاق انسانی به چشم می آید تا جایی که اخلاق ستیزی حرفه ای در برخی صحنه ها و عرصه ها روان جامعه و شهروندان را پریشان می سازد و بر امنیت روانی و عواطف آنان زخم می زند. از این رو رخدادی نظیر کشیدن بخیه خردسالی که والدین او عاجز از پرداخت هزینه آن بودند در یک مرکز درمانی در خمینی شهر اصفهان، فارغ از واقعیت ها یا اغراق های صورت گرفته در قاب فاجعه ای اخلاقی تب و تابی شدید را در جامعه بر می انگیزد.

این رویداد یا رویدادهایی از این دست که هر از چند گاه در گفت وگوهای روزمره، شبکه های اجتماعی، رسانه ها و حتی میان نخبگان سیلی از ملامت، تاسف، خشم و اعتراض را در پی می آورد نشان می دهد به رغم تنگ تر شدن میدان برای اخلاقمداری حرفه ای، بسیاری خواستار تداوم میدان داری این هنجار و ارزش بشری در جوامع هستند.

هر اندازه که زندگی اجتماعی انسان رشد می کند، بر گستردگی و پیچیدگی اخلاق به عنوان یک اصل ارزشمند اجتماعی افزوده می شود و به فراخور این موضوع، تعهد انسانی نیز باید ژرف و محکم تر شود اما انگار که با پیچیدگی ها و پیشرفت های مادی انسان، آیینه اخلاق انسانی و حرفه ای روز به به روز زنگار فراموشی می گیرد.

ناظران در آسیب شناسی این روند ناخوشایند می گویند نگاه کالایی و مبادله ای که بر زندگی انسان و روابط حرفه ای او سایه انداخته، موجب شده است تا جامعه به مادی گرایی دچار شود و در ادامه، هدف، رسالت و اخلاق انسانی و حرفه ای خود را فراموش کند.

امروز سازمان های خودجوش مردمی یا به عبارتی تشکل های مردم نهاد، بدون آنکه تعهد حرفه ای خاصی داشته باشند با هدف برقراری صلح، رفاه، تعهد اجتماعی و … و بر مدار اخلاقگرایی در سراسر جهان در تلاشند که لابه لای زندگی ماشینی، انسانیت خفته را بیدار کنند و آرامش و آسایش را به انسان هدیه دهند اما چگونه است فردی که در حرفه ای فعالیت می کند اخلاق و تعهد لازم و گریزناپذیر را به کنار می نهد و نسبت به حرفه خود و اصول موضوعه و هدف آن بی تعهدی پیشه می کند.

سرمایه اجتماعی شاید مهم ترین دارایی یک جامعه باشد که شکل گیری آن به زمان زیادی نیاز دارد. اعتماد اجتماعی در کنار انسجام و مشارکت یکی از سه ضلع این سرمایه است که خود در سطح های گوناگون و به طور متقابل میان شهروندان یک جامعه، نهادها حتی نظام حاکم به وجود می آید.

افزایش رفتارهای غیر حرفه ای و مقدم شدن حرفه و مهارت بر اخلاق در جامعه موجب می شود این ستون مهم در جامعه فرو ریزد و مشکل ها و چالش زیادی را در پی آورد. از این رو شکستن مرزهای اخلاق حرفه ای هشدار و تهدیدی بزرگ برای جامعه است که گاه بلندی آژیر آن فراتر از بازه شنوایی آدمی است.


Galaxy S7 - 944 x 150

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :