چند صباحی است حکایت بازیهای تراکتور شبیه فیلم های هندی شده است و تماشای بازیهای تراکتور حسی شبیه به تماشای فیلم های هندی به انسان می دهد.

به گزارش تبریزمن، به دقت که بررسی می کنیم در تمامی اجزا از داستان ،متن ،سناریو،کلیشه ها گرفته تا  بازیگران و شخصیت پردازی ها شباهت عجیبی مشاهده می کنیم. شاید هم طبیعی باشد چرا که هر دو جنبه سرگرمی دارند ،هر دو برای جذب مخاطب بیشتر برنامه ریزی شده اند و در نهایت هر دو به نوعی نمایش و اجرای وظایف نقشی هستند اما اینکه بکارگیری سناریوی فیلم های هندی برای بازیهای فوتبال چقدر درست باشد ،محل بحث است.

چرا که تحریک هیجانات عمومی ،ایجاد صحنه های احساسی قوی و در نهایت ایجاد شخصیت های ظالم و مظلوم و قهرمان و ناجی شاید در یک فیلم هندی به جذب مخاطب بیانجامد اما به نظر می رسد در بازی فوتبال چنین نقشی ایفا نمی کند. در فیلم های هندی سناریوی ضعیف فیلم و داستان های سطحی موجود از طریق ایجاد صحنه های احساسی قوی به نحوی لاپوشانی شده و از طریق اجراهای قوی بازیگرانی خبره به خرد مردم داده می شود.

در صحنه هایی که شخصیت ظالم فیلم با زیر پاگذاشتن اصول اخلاقی و انسانی انواع بی عدالتی ها و ظلم ها را در حق شخصیت مظلوم انجام می دهد بغض گلوی همه تماشاگران را می گیرد و شاید کمتر فیلم هندی باشد که مخاطب را وادار به گریه نکند اما این گریه همیشه پایان ماجرا نیست چون همیشه در بیشتر این فیلم ها قهرمان فیلم وارد صحنه شده و به زیباترین شکل ممکن انتقام مظلوم را از ظالم می گیرد و در آن لحظه یک تخلیه عاطفی و احساس راحتی به مخاطب دست می دهد و مخاطب این بار هم گریه می کند اما این بار از روی شادی.

IMG_6442

بازیهای تراکتور چند صباحی است که حکایتی مشابه پیدا کرده است اما تفاوتش با فیلم های هندی این است که در بازیهای اخیر تراکتور قهرمان برای ستاندن داد مظلوم از ظالم وارد صحنه نمی شود و به عبارتی اینجای سناریو می لنگد و عقده ها ،بغض ها و غم ها در درون تماشاگر طرفدار تراکتور تلنبار می شود. در هر بازی طرفدار تراکتور یکبار گریه می کند ،گریه غم، درد و ناامیدی. به عبارتی اینکه بازیهای تراکتور فعلا قهرمان کم دارد. قهرمانی که داد تماشاگر مظلوم را از سیستم داوری ناعادلانه فوتبال ایران بستاند یا از ضعف های مدیریت و یا هزاران ناعدالتی دیگر که فوتبال را از بازی جوانمردانه به نمایشی مشمئز کننده تبدیل می کنند.

قبلا تماشاگر تراکتور قهرمان داشت. گاهی قهرمان داستان خود تماشاگران بودند که با مشاهده ناعدالتی ها ،ضعف ها و مشکلات بازهم تیم شان را تنها  نمی گذاشتند. اگر کسی ادعا می کرد که تراکتور تماشاگر ندارد استادیوم ۷۰ هزار نفری را بیش از ظرفیتش پر می کردند. اگر کسی ادعا می کرد که طرفدار تراکتور فرهنگ ندارد در هر بازی تیم حریف را در بدو ورود به میدان تشویق می کردند.

قهرمانانی که الگویی بودند برای بقیه تیم ها و آبروی برای فوتبال ایران. گاها هم قهرمان تراکتور بازیکنان ،کادر فنی و مدیریت بودند که از جان برای تیم مایه می گذاشتند ،برای تیم می جنگیدند. اولین بازی تراکتور با استقلال بعد از صعود به لیگ برتر برای من فراموش ناشدنی است نه بخاطر نتیجه اش بلکه به خاطر جنگندگی بازیکنان تراکتور. بازیکنانی که دل شیر داشتند و نود دقیقه دویدند و بعد از پایان بازی خیلی هایشان قدرت راه رفتن در میدان را نداشتند . بلاخره اینکه تراکتور این روزها قهرمان کم دارد و کار تراکتور از همین جا می لنگ.


Galaxy S7 - 944 x 150

این خبر را به اشتراک بگذارید :