نحوه پاسخ دهی به این سوال می تواند گویای سطح آگاهی یک فرد باشد. نحوه نگرش فرد به این سوال می تواند نحوه رقابت وی را نیز به خوبی تبیین کند.

تبریزمن، سرویس سیاسی: در رقابت امروزه بازی جوانمردانه حاکی از سطح بالای نگرش فرد به موضوع رقابت است.

اما باید بدانیم که مولانا درجه ای بالاتر از جوانمردی را نیز مد نظر داشته است. به نظر مولانا در جوانمردی حقی از خویشتن را نادیده می گیریم اما در مراحل بالاتر از جوانمردی دیگر خویشتنی وجود ندارد که بخواهیم حقی را از آن صرف نظر نمائیم و حتی خود جوانمردی در مقام غرور قرار می گیرد.

در ادامه مباحث فوق نیز این سوال مطرح می شود که براستی رقیب کیست؟!

در ابتدایی ترین مراحل آگاهی، یک فرد همواره سعی در مقایسه و رقابت با یک رقیب یا فرد دیگر دارد.

در مراحل پیشرفته فرد به درجه ای از آگاهی می رسد که دیگر رقیبی را نمی بیند و بزرگترین و سرسخت ترین رقیب را خویش حقیقی می داند. اینجاست که سفر به اعماق درون خویش آغاز می شود و سرزمین هایی دور مورد مکاشفه قرار می گیرد.

در مراتب سلوک به این موضوع به خوبی پرداخته شده است. چنانچه حافظ می فرماید:

“سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد

و آنچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد”

در مراحل بسیار بالاتر مرحله ای دیگر نیز وجود دارد!

آن مرحله مرحله ای است که دیگر خودی نیز وجود ندارد (همانگونه که در مبحث جوانمردی اشاره شد). این مرحله آخرین شهر هفت شهر عشق است که همان شهر فنا یا مرحله فنا گشتن است.

مولانا می فرماید:

” گفت که تو شمع شدی قبله هر جمع شدی

شمع نیم جمع نیم دود پراکنده شدم”

یا حافظ می فرماید:

” میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز”

 این لحظه زمانی است که فرد از توهم بودن به دریای عدم پا می گذارد و داستان فراق پایان می پذیرد.

اینجاست که دیگر به غیر از او چیز دیگری وجود ندارد.


Galaxy S7 - 944 x 150

این خبر را به اشتراک بگذارید :