به گزارش تبریزمن، از مرداد ۸۸ که تراکتورسازان با چهره ای متفاوت و جاه طلبی های خاص کمالوند و ناصر شفق دوباره به عرصه اول فوتبال کشور بازگشتند، روزگار زیادی نمی گذرد.

آن روزها تراکتور نه بودجه میلیاردی امروز را داشت ؛ نه توجه به این شدت رسانه ها را ؛ تراکتور فقط مدیرانی داشت که خوب بلد بودند چگونه تیم را مدیریت کنند. بلد بودند چگونه اسپانسر بگیرند ، چگونه ستاره بخرند و چگونه از حق تیمشان در رسانه ها دفاع کنند.

روزگار گذشت ُ سردار جعفری آمد و پای ستاره ها به تیم باز شد، درست است که انتقاد هایی هم به مدیریت جعفری وارد میشد ولی او هم نه در خرید ستاره ها مقابل رقبای هم ردیفش کم می اورد و نه در تامین بودجه در مقایسه با رقبا.

جعفری توانست با مدیریت خود، امیر قلعه نوعی را به تراکتورسازی بیاورد. وی توانست برای اولین بار تراکتورسازی را آسیایی کند. کانون هواداری سرخ پوشان در دوران مدیریت سردار فعالیت بسیاری داشت به طوری که بازدید از هوادار معلول گرفته تا تأسیس کانون هواداری در دیگر شهرستان ها از اقدامات قابل توجه کانون می باشد.

یادمان نرود که تونی اولیویرا، مرد همیشه محبوب هواداران تراکتورسازی توسط محمد حسین جعفری به تراکتورسازی آمد؛ آن زمان همه القابی مانند رانند تریلی، قصاب و غیره به تونی می دادند ولی این جعفری بود که از گزینه مورد نظرش حمایت کرد. البته لازم به ذکر است که قبل از تونی اولیویرا، پرویز مظلومی به عنوان گزینه سرخ ها انتخاب شده بود.

دوران زینی زاده نه طولانی بود و نه درخشان . گرچه حضور ستاره هایی مثل کریمی و انصاری فرد جزو معدود نکات خوب مدیریت وی می باشد.

طولی نگذشت تا اینکه پای سردار نظمی به تراکتور باز شد. وی در روزگاری پا به تراکتور گذاشت که همه از او انتظار حضور تونی را داشتند، او تونی را بازگرداند و جام حذفی را فتح کرد ولی در اخر فصل تونی را کنار گذاشته و سراغ افکار خودش رفت، او با یک مربی جوان و بازیکنان جوان و چند ستاره ریزو درشت تیم یکدست و جمعُ جوری را ردیف کرد،نگاه مثبتی به پایه ها داشت ، تیم تحت مدیریت او شاید بعضا هم مشکلات مالی داشت ولی هرچه بود خوب بلد بود ارامش را به تیم و بازیکنانش تزریق کند.

نتیجه اش هم شد قهرمانی نیم فصل با تیمی که همگان زیاد امیدی به ان نداشتند. یاد مان نرود نظمی در همان ارامش و بدون سروصدا جای خود را به سعید عباسی داد.

عباسی بیشتر بخاطر مشکلات شخصیش با خطیبی او را بعد باخت به پدیده از کار برکنار کرد و رفت سراغ گزینه همیشگی و محبوب یعنی تونی اولیویرا .

عباسی همان فصل پیش هم، تیم را در همهمه مشکلات مالی ، نبود البسه مناسب و علی الخصوص ناکام بودن در جمع کردن حاشیه های دوربر تیم سپری کرد.

عباسی مشکلات مدیریتش را پشت فاجعه ۲۵ اردیبهشت پنهان کرد و معلوم نشد چرا دیگر پیگیر احقاق حق تیمش نشد؟!

یادمان نمیرود که سپاهان تا یکسال پیگیر چگونگی بخشیده شدن رودریگو توزی در شب بازی با تراکتور شده بود !!!

مساله بعدی تهیه نکردن لیست تونی اولیویراست ، عباسی بعنوان مدیر عامل تیم نایب قهرمان چرا نتوانست : میثم مجیدی ، روزبه چشمی، رامین رضاییان، فرشاد احمد زاده و وحید امیری را جذب کند !!! مگر این است که تراکتور بعنوان نایب قهرمان و نماینده ایران در اسیا لایق بهترین ستاره هاست ؟!

مشکلات مالی در تیم بیداد میکند ؛ معدود بازیکنانی که با تیم قرارداد ازاد داشته اند هنوز پولی نگرفته اند .

اگر عکس بختیار رحمانی تیتر یک روزنامه استقلال جوان میشود بعنوان شاه ماهی خرید نیم فصل ! اگر سپاهان بدنبال اقایی و نریمان جهان است! اگر صبا رضایتنامه کریمی را نمیدهد ! اگر فرشاد را تراکتور بزرگ کرد و حالا ستاره پرسپولیس است …. همه و همه از مدیریت عباسی نشات میگیرد.

حتی در زمان محرومیت هواداران از حضور در یک بازی، باشگاه هیچ عکس العملی نشان نداد. در حالی که می توانست با ارسال نامه هایی به هیئت فوتبال و فدراسیون موضوع را پیگیر باشد.

مدیری که فقط خوب شعار میدهد و بیشترین روزهای هفته را در تهران سپری میکند ! انگار که تراکتور سازی تیم تهران است و امیدواریم هیئت مدیره با اگاهی کامل وارد عمل شود.

اما یک توصیه به اقای عباسی :
شیوه مدیریت شما سالهاست که منسوخ شده ، از همان روزهایی که اولیایی مدیر عامل وقت استقلال مقابل نور بالای شدید عابدینی مدیر عامل پرسپولیس ، چراغ خاموش حرکت میکرد و همیشه خدا هم شکست میخورد.

 


Galaxy S7 - 944 x 150

این خبر را به اشتراک بگذارید :