در بازار گرم ثبت نام انتخابات مجلس که هزینه های میلیاردی داوطلبان برای کسب کرسی های پارلمان را در پی خواهد داشت کسی خبری از فرزندان بی سرپرست شهر تبریز نداشت.

به گزارش تبریزمن، اکنون اتفاقی افتاده که به طور حتم تلنگری به آنها خواهد زد، گفته میشود دو دختر نوجوان که سن قانونی خود جهت حضور در مراکز نگهداری کودکان بی سرپرست را به اتمام رسانده بودند از مکان اقامتی خود خارج شده بودند که با بد سرپرستی ناپدری و اقوام در راه دوباره بهزیستی بودند که متاسفانه با ممانت آقایان راهی جز مرگ پیدا نکردند.

این دختران، مرگ را بر فساد و تباهی ترجیح داده و اقدام به خودکشی کردند، یکی از آنها جان خود را از دست داده و دیگری، خوشبختانه یا بدبختانه نفس هایش به شمارش افتاده و در کما به سر می برد.

حال سوالی از نامزدهای انتخابات آتی! شمایی که میلیون ها تومان خرج تبلیغات تان خواهید کرد تا برای آبادانی کشور تلاش نمایید اگر هر کدام یک درصد از آن هزینه را صرف ساماندهی نوجوانان هم شرایط با این دختران کنید همان خدمت را به سرزمین مان خواهید کرد و شاید از این طریق جان ده ها یتیم را خواهید خرید و زندگی دوباره ای خواهید بخشید، لذا آبادی سرزمین مان را از همین بچه های یتیم و فقرا شروع کنیم نه از کرسی های مجلس!

***

از زاویه ای دیگر به این اتفاق نگاه می کنیم… دو فرشته بی گناه از دختران بهزیستی تبریز خودکشی کردند، پریا دارفانی را وداع گفت و دیگر عزیز به بیمارستان منتقل شد.

از وقتی که خبر را شنیده ایم هر ثانیه تلاطم ذهنمان بیشتر و بیشتر شده است. واقعیت این است که

پریای ١٨ ساله مهر ماه ٩۴ از بهزیستی تبریز ترخیص و تحویل مادرش داده شد، بی پولی و فشار جامعه از طرفی، ناپدری آزاد شده از زندان که اجازه نگهداری فرزند را نمی دهد از طرف دیگر باعث می شود تا پریای بی سرپناه به اقوام رجوع کند ولی در جامعه کثیفی که جوان و زیبا بودن جرم است، بستگان از نگهداری دخترک سر باز می زنند.

او دوباره به بهزیستی پناه می آورد ولی غافل از اینکه چنین اجازه ای از طرف بهزیستی صادر نمی گردد، به خواهش و تمنا می افتد تا یک شب را در کنار دوستان قدیمیش بماند ولی چنین اجازه ای صادر نمی گردد…چندین بار اعلام می کند که اگر اجازه ندهند چاره ای جز خودکشی ندارند ولی در جواب چیزی جز مخالفت قانون نمی شنود، از هم خانه هایش لباس گرم طلب می کند و دوستانی که تک لباسی بیش ندارند …

صبح روز بعد به همراه دوست دیگرش( که هم شرایط بوده اند)، درخیابان تربیت تبریز از زمینی که جز نام انسانیت از قانونی که جز آوارگی و از انسانهایی که جز سیاهی ندیده اند جدا شده و به آسمان پر می کشد..

امشب دیگر کودکان بهزیستی با چشم گریان قرآن می خوانند تا مبادا خداوند او را به جرم قتل نفس راهی جهنم نماید و قاتلان این آواره بی سرپناه آرام سر بر بالین نهاده اند و به بهشت برین فکر می کنند دریغ از آنکه پریا خودکشی نکرد بلکه کشته شده است!

دوستان همشهری! امثال پریا بسیار زیادند و حتی شاید فردا نیز نوجوانی دیگر به این سرنوشت دچار شود، لذا فقط کافی است به بهزیستی مراجعه کنیم نه برای پرداخت نذری و یا پخش غذا بلکه، آنان در حسرت یک پشتوانه عاطفی و یک پدر واقعی جان می دهند، شاید اگر در زمان درماندگی یک گوش شنوا وجود داشت او زنده می ماند! افسوس…

هنوز در این رابطه کالبد شکافی صورت نگرفته و موضوع در دست بررسی بیشتر است اما ما نیز پیگیر موضوع بوده و در مطالب آتی زوایای دیگری از این اتفاق ناگوار را خواهیم نوشت!

 

منتظر گزارش های جدید تبریزمن در مورد واقعیت های خودکشی دختران تبریزی و بی مسئولیتی برخی آقایان پرادعا در روزهای آتی باشید…

 


Galaxy S7 - 944 x 150

این خبر را به اشتراک بگذارید :