شرق نوشت: رقابت ناگزیر عارف و لاریجانی در صحن مجلس، با نتیجه‌ای به پایان رسید که چندان دور از انتظار نبود.

به گزارش تبریزمن، لاریجانی برد؛ زیرا در شرایط برابری نسبی آرای قطعی او با عارف، ابزار جذب و اطمینان‌بخشی بیشتری برای آرا میانه داشت.

اما چرا رقابت ناگزیر بود؟ دلایل چندی برای این ادعا وجود دارد؛ اولا مسائل هویتی، تباری و خط‌ و‌ربط‌های سیاسی آن‌چنان ساده نبود که ابتدا‌به‌ساکن این دو وارد تعاملی شوند که در آن رقابت منتفی شود.

ثانیا آقای لاریجانی نه به نفعش بود و نه طبعا حاضر می‌شد به تعاملی جز از مسیر پیش‌شرط ریاست خودش بر مجلس تن دهد.

مشکل برخی از تحلیل‌های درونی اصلاح‌طلبانی که گاه به صورتی غیرواقع‌بینانه دعوت به تفاهم می‌کردند این بود که انتظار داشتند مطلوب‌ها، دغدغه‌ها و در نتیجه تحلیل‌های لاریجانی هم مانند آنها باشد

لاریجانی هیچ‌گاه نمی‌تواند عضوی از جریان اصلاحات شود، حتی اگر مصلحت‌جویانه بر سردر آن اسامی دیگری نصب شود. او حتی حاضر نمی‌شود با این توجیه که «آنها به من نزدیک شدند و نه من به آنها»، موقعیت خود را با چالش مواجه کند و در نهایت از اینجا رانده و از آنجا مانده شود.

البته این توجیه بر‌اساس اقتضائات سیاست در ایران در قبال دست راست لاریجانی در جبهه پایداری میسر و مؤثر است و شامل حال استراتژی نزدیکی با اصلاح‌طلبان نمی‌شود؛ اما این امکان‌ناپذیری تفاهم در سطح بالا، بر اثر اصرارهای نپخته برخی به‌گونه‌ای پیش رفت که گویی عارف و دیگر اصلاح‌طلبان مخالف و مزاحم آن بوده‌اند.

دستاوردهایی که با رقابت‌نکردن عارف و لاریجانی در دسترس بود، با این رقابت هم می‌توان آنها را به دست آورد. چه‌بسا لاریجانی با این رقابت شکل‌گرفته، محذوریت‌های کمتری برای تفاهم و هماهنگی با «امید»های مجلس داشته باشد.

*اما این رقابت خالی از برکت هم نخواهد بود؛ اولا در فضای شفاف، تعامل و تفاهم‌های شکل‌گرفته، منطقی‌تر و قابل‌اتکاترند.

*ثانیا به نیروهای سیاسی کمک می‌کند به جایابی دقیق خود و دیگران در نمودار قدرت واقع‌بینانه‌تر نگاه کنند؛ مسئله‌ای که با توجه به ناشناس‌بودن بسیاری از نمایندگان این مجلس، تا پیش از این سخت بود.

*ثالثا این رقابتی است که به کنترل جریان برنده دیروز در مجلس کمک می‌کند؛ چراکه می‌داند در صورت ناهماهنگی بیش‌از‌حد و با یک اشاره اعتدال‌گرایان حامی دولت، رقیبی حاضر و آماده را در صحن مجلس دارد که با کمک آرای میانه‌ای که در آن زمان خواهد چرخید، او را به جای خود خواهید دید.

ضمنا این رقابت، هزینه‌ آن چنانی ندارد. هدف اصلی حضور در این مجلس، کنترل تندروهایی مانند وابستگان به جبهه پایداری بود که در این رابطه لاریجانی اگر گزینه بهتری نسبت به عارف نباشد، بدتر نیست. ثانیا، نه عارف و نه لاریجانی شخصیت‌هایی نیستند که این رقابت را بنای کینه و رقابتی غیرضروری در مجلس قرار دهند و منافع ملی و اعتدال را ضایع کنند. ثالثا این رقابتی درونی بین حامیان اعتدال و عقلانیت بود که در آن ضلع دیگری مانند سال ٨۴ نداشت که از دل آن ناگهان احمدی‌نژادی تازه پیدا شود.

فراموش نکنیم این رقابت، اولین مورد پس از سال ٨۴ است که در آن هیچ امید و سهمی برای منتهاالیه جریان راست وجود نداشت. اتفاقا فرایند رقابت اخیر به سمتی رفت که آنها را نیز به سمت پذیرش سیاست‌ورزی سوق دهد. اگر هدف بعدی اصلاح‌طلبان شکل‌گیری گفت‌وگوی ملی است، در این گفت‌وگو منتهاالیه جریان راست نیز باید باشد. آنها اینک دست چپ خود را به دست راست لاریجانی داده‌‌اند و دست چپ لاریجانی در دست راست اعتدالیون دولتی است؛ اعتدالیونی که دست چپشان در دست چپ اصلاح‌طلبان قرار گرفته و حالا این زنجیره کامل به برکت رقابت دیروز مجلس تکمیل شده است. زنجیره‌ای که در نهایت می‌تواند گفت‌وگو و تفاهم ملی را فراتر از تفاهم بر سر ریاست مجلس رقم بزند.


Galaxy S7 - 944 x 150

کلیدواژه ها : ,,

این خبر را به اشتراک بگذارید :