سرپرست اداره کل روابط عمومی استانداری آذربایجان‌شرقی گفت: رسانه‌های زرد در آذربایجان‌شرقی به سرعت راه انزوا را در پیش می‌گیرند.

به گزارش تبریزمن،این طور نیست که تا ما یک مطلب انتقادی در خبرگزاری درج کنیم، جواد آهنگری گوشی را بردارد و زنگ بزند به دفتر خبرگزاری و کلی گلایه و شکایت کند و زمین و زمان را بهم بدوزد که خدای نکرده نگفته باشیم بالای چشم فلانی ابروست.

دروغ چرا؛ خونسردی، رفتار منطقی و بی‌اعتنایی آهنگری نسبت به سایت‌ها و نشریاتی که با درج مطالب تنش‌زا و نه چندان معتبر سعی در جلب مخاطب کاذب و دستیابی به اهداف منفعت طلبانه شخصی دارند موجب شده است که این رسانه‌های زرد در آذربایجان‌شرقی به سرعت راه انزوا، در پیش گیرند.

اما اگر رسانه‌ای انتقاد موجهی ارائه دهد، مدیران و مسئولان مورد انتقاد رسانه با تذکر و روشنگری مجدانه مدیر روابط عمومی استانداری مواجه می‌شوند و چاره‌ای ندارند جز اینکه به اصلاح رویه خود بپردازند. و شاید رئیس به این مدیران  بگوید: « الله‌سیزی هدایت ائلسین! (خدا شما را هدایت کند!)»

بله؛ این جمله را خبرنگاران استان آذربایجان‌شرقی بارها از زبان مدیر روابط عمومی استانداری که او را «رئیس» خطاب می‌کنند شنیده‌اند.

در واقع بیان این عبارت تندترین برخوردی است که جواد آهنگری با شیطنت‌ها و حاشیه‌سازی‌های خبرنگاران دارد و ظاهرا مسئولان هم، با این جمله چندان ناآشنا نیستند. رئیس این عبارت را در مورد آنها هم بکار می‌برد و اصلی‌ترین ‌رسالت خود را هدایت جامعه هدف خود قرار داده است. بگذریم که ادب، احترام و صداقت در نزد وی از قداست خاصی برخوردار است.

اگر بگویم انجام مصاحبه با مدیر روابط عمومی استانداری سخت‌تر از خود استاندار بود بیراه نگفته‌ام. ما وقتی می‌خواهیم با استاندار یا سایر مسئولان استانداری مصاحبه کنیم سنگین و رنگین به آقای آهنگری مراجعه می‌کنیم و ایشان هم وقت یک ساعته‌ای تعیین می‌کنند و می‌رویم مصاحبه‌مان را می‌کنیم و بر می‌گردیم. اما ایشان هفته‌ها از مصاحبه با ما طفره می‌رفت و مصر بود تا با دیگر صاحب نظران و پیشکسوتان گفتگو کنیم.

به هر صورت انجام مصاحبه حاضر با «رئیس» پنج ساعت و اندی به طول انجامید و بنده از ساعت یک بعد از ظهر تا نزدیکی‌های ۷ عصر دیروز در دفتر روابط عمومی استانداری وقت صرف کردم تا بالاخره این مصاحبه با وقفه‌های پرشمار به اتمام رسد. ناگفته نماند در طی مدتی که با «رئیس» مصاحبه می‌کردم چندین خبر را هم به خبرگزاری ارسال کردم. در هر صورت ماحصل این گفت‌و‌گوی صمیمانه را تقدیم می‌کنم. قطعا مطالعه آن خالی از لطف نخواهد بود.

به عنوان پرسش اول شمه‌ای از سوابق کار روابط عمومی خود در دستگاه‌های مختلف ارائه دهید.

کار رسمی در امور فرهنگی و روابط عمومی را حدود ۲۱ سال پیش از سازمان بهزیستی آغاز کرده‌ام و در زمینه‌هایی مثل برنامه‌های فرهنگی، غنی‌سازی اوقات فراغت، تربیت بدنی و ورزش و در بحث‌های پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی همکاری داشتم. همچنین در طرح غنی سازی اوقات فراغت نوجوانان و جوانان ویژه دانش‌آموزان ممتاز در شهرداری تبریز و مسئولیت انجمن کودکان، نوجوانان و خانواده هیئت ورزش‌های همگانی نیز بصورت سالیان متمادی همکاری داشته‌ام. از نیمه‌های سال ۸۶ به عنوان مدیر روابط عمومی وارد فرمانداری تبریز شدم و از سال ۹۰ در سمت سرپرست اداره کل روابط عمومی استانداری انجام وظیفه می‌کنم.

ممکن است بچه‌های شما روزنامه‌نگار یا خبرنگار شوند؟ آنها را به این شغل‌ها تشویق می‌کنید یا باز می‌‌دارید؟ چرا؟

خوب این احتمال وجود دارد، اما با قطعیت نمی‌توان به این سئوال جواب داد؛ چرا که به اعتقاد بنده فاصله بین زمان کودکی با نوجوانی و جوانی در جامعه  کنونی درازمدت است و هرگونه پیش بینی در خصوص آینده شغلی بچه ها تقریبا غیر ممکن است. به هر حال بچه‌ها باید با توجه به علاقه و توانمندی های خود یک شغل مناسب انتخاب کنند و نباید این موضوع محدود و متمرکز به نظرات و سلایق والدین باشد.

کمی هم در مورد دوران کودکی و نوجوانی خود صحبت کنید. در آن مقاطع چه استعدادها و توانمندی‌هایی داشتید که شما را در بزرگسالی به سمت مدیریت روابط عمومی سوق داد؟

روابط عمومی از جمله عرصه‌هایی است که کار در آن علاوه بر عشق و علاقه و تحصیل، استعداد ذاتی و درونی می طلبد. نمی‌توان در روابط عمومی کار کرد ولی نسبت به مسائل مختلف بی‌تفاوت بود. به نظر من همه موضوعات به نوعی به روابط عمومی مربوط می‌شوند و جالب است که انسان‌ها از قدیم با کاربرد و تعاریف آن آشنا بوده‌اند.

پدر بنده یک بازاری دارای وجهه اجتماعی بالایی هستند و ایشان همواره می‌گویند بنده از لحاظ اجتماعی بودن به خود ایشان رفته‌ام و حتی جلو هم زده‌ام. پدرم از زمان کودکی و قبل از دوران مدرسه بنده را به یک کتابفروشی معرفی کرده بودند که من از آنجا کتاب داستان به امانت می گرفتم و با علاقه وافری این کتاب ها را مطالعه و تصاویر آنها را در ذهنم حک می‌کردم و این موضوع باعث شد در زمینه خواندن و نوشتن و تصویرسازی موضوعات پیشرفت کنم. حتی از سن ۴ سالگی تمام نامه‌هایی که به پدرم پست می‌شد، بدون اینکه بتوانم بخوانم در صفحات دیگر می‌نوشتم یعنی تصویر حروف و کلمات را می کشیدم و تصویرسازی می‌کردم.

در دوران مدرسه تقریبا در زمینه انشاء و نگارش بی رقیب بودم و همواره ایده های جدیدی برای ارائه داشتم؛ به طوری که وقتی در امتحان نهایی انشاء، موضوعی با عنوان شعر «پـــایداری و اســـتقامت مـــیخ سزد ار عبــــرت بشر گردد / هـــــرچه کوبند بیش بر ســر او  پـــایداریش بـــیشتر گـــردد!» از ملک الشعرای بهار انتخاب کرده بودند، بنده این شعر را نقد کردم و نوشتم از ملک الشعرای بهار بعید است که میخ را به عنوان الگوی استقامت و پایداری برگزیده است؛ چرا که وقتی ما میخ را به دیوار می کوبیم یا در دیوار فرو می رود که به معنای تسلیم است و یا خم می‌شود که به معنای تعظیم است و این تسلیم و تعظیم با استقامت و پایداری همخوانی ندارد! و این نقد بنده، خیلی مورد توجه قرار گرفته بود و خاطرات متعدد دیگر که مجال گفت نیست.

از کودکی همواره در این فکر بودم که چطور می توان تاثیرگذار بود و حتی تا اول دبستان نیز داستان های متعددی نوشته بودم و در دوران راهنمایی به فکر این بودم که بتوانم یک روز نشریه ای تهیه و به چاپ برسانم. بعدها که بزرگتر شدم در نشریات مختلف به عنوان سردبیر و نویسنده موضوعات مختلف فعالیت می کردم و در حال حاضر هم اگر وقت کنم دوست دارم یادداشت و گزارش کار کنم.

در دوران مدرسه تنبیه هم شده‌اید؟!

من کلا بچه آرام و سر به زیری بودم. تنها یک بار در کلاس چهارم ابتدایی به دلیل شیطنت یکی از بچه ها مدیر مدرسه تصمیم گرفت همه را با قطعه شیلنگی که در دست داشت از زیر تیغ بگذراند. ما هم بی نصیب نماندیم. البته مدیر مدرسه وقتی به من رسید، گفت که چاره ای ندارد و خشک و تر باهم می سوزد! خاطرات خیلی خیلی زیادند و تعریف همه آنها در این فرصت نمی‌گنجد.

فارس: به نظر می رسد بعد از ۲۱ سال تلاش بی‌وقفه در عرصه روابط عمومی همچنان شاداب و پر انگیزه آن هم به شکل تمام وقت و تقریبا شبانه‌روزی به فعالیت مشغول هستید؛ چه عواملی باعث شده است که همچنان احساس خستگی نکنید؟

کار زیاد هرگز خستگی ندارد. شیرینی و حلاوتی که احساس با مردم و در کنار مردم بودن دارد با هیچ چیز دیگری قابل معاوضه نیست. تلاش برای ایجاد فضای آرامش و امید در جامعه خود بنده را نیز آرام و امیدوار می‌کند. و صد البته سر و کله زدن با جوانان خبرنگار و روزنامه‌نگار برایم خیلی دلپذیر است؛ چرا که اکثرا دارای باطنی پاک و روحی بلند هستند که به اقتضای سن، طاقت کوچک‌ترین کژی و ناراستی را ندارند.

 فکر می‌کنم استرس در کار شما بسیار زیاد باشد؛ چطور با اینهمه استرس و فشارهای مختلف کنار می‌آیید؟

بله درست است. البته در هر کاری که آدم احساس مسئولیت داشته باشد توام با استرس خواهد بود. در روابط عمومی استرس کار دو طرفه و مضاعف است؛ چرا که از یک طرف می‌خواهند رضایت مردم و مخاطبانشان را جلب کنند و از طرف دیگر می‌خواهند مطالبات سازمان متبوعشان برآورده شود. اصلا استرس سوخت و چاشنی کار روابط عمومی‌ها است و جزء جدایی ناپذیر آن محسوب می‌شود. اما چیزی که در کنار این همه استرس و اضطراب کاری به انسان آرامش می‌دهد احساس با مردم بودن و صداقت در کار است که به نظر بنده بیمه کار روابط عمومی‌ها است.

بعضا می‌شنویم برخی از دست‌اندرکاران امر، تلاش زیادی را در جهت تضعیف ساختار روابط عمومی‌ها انجام می‌دهند و شاید روابط عمومی را یک بخش مزاحم و اضافی تلقی می‌کنند؛ نظر شما در این ارتباط چیست؟

تضعیف ساختار روابط عمومی‌ها به تضعیف سازمان و در نهایت نقص اطلاع‌رسانی خدمات دولت می‌انجامد. بدون اطلاع‌یابی از نقش بی‌بدیل روابط عمومی‌ها نمی‌توان به پویایی سازمان‌ها و تشکیلات اداری و مدیریتی امیدوار بود. باید سازمان‌ها «حق آگاهی مردم از امور» را به رسمیت بشناسند و در تنویر افکار عمومی بکوشند و این امر با حمایت جدی و عملی از کارگزاران روابط عمومی در ابعاد مختلف حاصل می‌شود.

به فرموده مقام معظم رهبری «سلامت یک دستگاه به اتصال اجزای آن و همنوایی و همسازی آنها بستگی دارد.» با توجه به اینکه روابط عمومی‌ها با روح و روان انسان‌ها سر و کار دارند می‌توانند نقش پویایی در اعتلای سازمان‌ها، همنوایی اجزای سازمانی و هدایت و جهت دهی افکار عمومی داشته باشند. تضعیف جایگاه روابط عمومی‌ها به هر شکل و انگیزه، حتی در کوتاه مدت، آثار ناخوشایند، مخرب و جبران ناپذیر به پیکره جامعه و سازمان‌ها وارد می‌سازد. البته شاید نقش شورای اطلاع رسانی دولت در تفهیم و تبیین جایگاه والای روابط عمومی‌ها بسیار تاثیرگذار می‌تواند باشد.

همگان بر این باورند که شما خیلی رک و صریح هستید. آیا خودتان هم بر این باور هستید؟

صراحت و رک‌گویی در مواجهه با مسائل و موضوعات راه هرگونه شبهه و تردید را سد می‌کند. اگر به میز، پست و مقام و افراد وابسته نباشی و بدان دل نسپاری، لازم نیست برای خوشایندی این و آن، نظرها و مشاوره‌های نادرست بدهی. معتقدم خلوص نیت و صراحت نظر بر همه گزینه‌های پیش رو، همواره ارجحیت دارد و به سلامت رفتار و ارتباط سالم نیز کمک می‌کند. در تمام صحبت‌ها ملاک باید رعایت حقوق انسانی و رضایت خدا باشد.

به نظر شما یک مدیر روابط عمومی ایده‌آل چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟

یک مدیر روابط عمومی، جامعه هدفی متنوع و متفاوت دارد و باید توانمندی و هنرمندی برخورد با همکاران، مخاطبان، ارباب رجوع، اهالی رسانه و عموم مردم را داشته باشد و از همه مهمتر داشتن صداقت در گفتار و رفتار یک روابط عمومی است که باید به جد مورد توجه قرار گیرد.

ایام انتخابات را بالاخره پشت سر گذاشتیم، سخت‌ترین چالشی که در این مقطع به عنوان مسئول کمیته اطلاع‌رسانی انتخابات با آن مواجه بودید، چه بود؟

بنده تاکنون شاید در حدود ۱۰ انتخابات مسئولیت مستقیم و با ستاد انتخابات به عنوان کمیته اطلاع رسانی همکاری داشتم. از اولین روز مسئولیتم در کمیته اطلاع رسانی با اعتماد کلی به رسانه‌ها آنها را هم به عنوان عضوی از این کمیته  قلمداد کرده‌ایم و معتقدم رسانه‌ها هم جزوی از خانواده بزرگ مجریان انتخابات هستند. به هر حال چه در فرمانداری و چه در استانداری اصل و تمام همت ما برگزاری سالم، آرام و پرشور انتخابات بود. همه کمیته‌ها هم این دغدغه را داشتند که تمام مراحل انتخابات ضمن مشارکت حداکثری و پرشور مردم، قانونمند بوده و از امنیت کامل برخوردار باشد تا بتواند اعتماد مردمی را جلب کند. ضمن اینکه جلوگیری از تخلفات و بداخلاقی‌های انتخاباتی از سوی کاندیداها، هواداران و  حتی عوامل اجرایی انتخابات (به هر دلیل) همواره مورد توجه و تاکید ما قرار داشته و شاید مهمترین دغدغه برگزار کنندگان انتخابات همین موارد باشد.

از دردسرهایی که خبرنگاران در مقاطع خاص مثل انتخابات، سفر هیئت‌های خارجی، وزرا و یا رئیس جمهور برایتان ایجاد کرده‌اند بگویید.

نه! خواهشا دردسر نگویید. ما همواره با ادب و احترام متقابل در کنار و  همراه هم تلاش و مسئولیت داریم. خبرنگاران و عکاسانی که با علاقه و پشتکار و بدون حاشیه‌های بی‌مورد برای پوشش و انعکاس خبری رویدادها تلاش می کنند، همواره قابل ستایش و احترام از طرف ما هستند. به هر صورت اقتضای کار و سن، ایجاب می‌کند که کمی چاشنی شیطنت تند باشد که برایمان باز شیرین است. البته حساب مسائل حاشیه‌ای و تحریکی جداست.

در این ارتباط چه توصیه‌ای به خبرنگاران دارید؟

قطعا خبرنگارانی که به صورت حرفه‌ای وارد عرصه شده‌اند و انگیزه و توانمندی لازم را در خود می‌بینند به وظایف خود آگاه بوده و مسائل را با سعه صدر و کار حرفه‌ای، پیش می‌برند و جامعه همواره مدیون روشنگری‌های این قشر فرهیخته و فعال است. اما آنهایی که بدون علاقه، انگیزه و توانمندی وارد میدان شده‌اند یا باید خود را از لحاظ فنی، رفتار و اخلاق رسانه‌ای ارتقاء دهند و یا به کار دیگری مشغول شوند؛ چرا که این عرصه یک عرصه خطیر بوده و اگر بخواهیم فضای سالم و پاک این ساحت را غبارآلود کنیم در حقیقت اعتماد مردم را سلب و آنها را نسبت به خدمتگزاران واقعی خود بدبین کرده ایم.

تلخ‌ترین و بهترین خاطره خود از دوران مسئولیتتان را بگویید!

تلخ ترین خاطره دوران مسئولیت بنده به زلزله مهیب ارسباران بر می‌گردد. واقعا شرایط سختی بر همه در آن مقطع حاکم بود. مشاهده صحنه‌های تکان دهنده و دهشتناک اجساد زیر آوار مانده، بهت و حیرت مادران فرزند از دست داده و کودکان یتیم شده بسیار آزار دهنده بود. این صحنه‌های دردناک غیرقابل تحمل و توصیف هستند. اما اگر این خاطرات تلخ را منها کنیم، باقی دوران مسئولیت ۲۲ ساله من پر از اتفاقات خوب و خوشایند و دلپذیر هستند که بیشترشان را با همین اصحاب پرتلاش رسانه تجربه کرده‌ایم.

به نظر می رسد محبوبیت خاصی بین خبرنگاران دارید و بعضا خبرنگاران به خاطر شما از درج مطالب انتقادی تند نسبت به مسئولان خودداری می‌کنند؟ فکر می‌کنید چرا خبرنگاران تا این حد از شما حساب می‌برند؟

مسئله حساب بردن نیست. بلکه به عنوان یک دوست و همکار سعی می‌کنیم با مسائل به شکل منطقی مواجه شویم و  بدون حاشیه‌پردازی، صریح و با رعایت احترام متقابل موضوعات را مطرح کنیم. بنده در هر جایگاهی که باشم همیشه خود را با بر و بچه‌های رسانه و خبرنگار، یکی احساس کرده ام و این امر سبب شده، علایق دو طرفه خاص و مضاعفی حاکم باشد. وقتی خبرنگاران سلامت و صداقت واقعی را به عینه مشاهده کنند کاملا با تو همراهی می‌کنند.

اگر خبرنگاری یک مطلب انتقادی منصفانه یا غیرمنصفانه نسبت به استاندار و یا سایر مسئولان انتشار دهد و موجب بروز جنجال و تنش شود چطور با او برخورد می کنید؟

این سئوال شما را از دو بعد باید جواب داد. اول در مورد مطالب انتقادی منصفانه که در جهت رفع معضلات و مشکلات درج می‌شود، استقبال می‌کنیم. اما در مورد موضوعاتی که غیرمنصفانه است، معمولا واکنشی نشان نمی‌دهیم و بی‌اعتنایی را بهترین شیوه مواجهه می‌دانیم. بارها اتفاق افتاده خود خبرنگاران نسبت به درج مطالب حاشیه‌ای غیرواقع واکنش نشان داده و نگارنده مطلب را مورد سرزنش قرار داده‌اند که به نظر من این نوع برخورد منطقی تر است. بی‌تردید رعایت انصاف بهترین زیور خالقان خبر و اصحاب رسانه است.

تا حالا با خبرنگاری بحث و جدل و یا برخوردی هم داشته‌اید؟

ما خود را با خبرنگاران اعضای یک خانواده می‌دانیم که در این خانواده بارها ممکن است جر و بحث پیش بیاید ولی اندکی بعد حافظه منفی، پاک پاک می‌شود و اصل جدیت در کار، فدای حواشی نمی‌شود.

اما در آخر باید گفت بدون تلاش روابط عمومی‌ها در جهت حضور رسانه‌ها و ارتباط موثر، توسعه استان امکان‌پذیر نخواهد بود. بقاء، توسعه و پیشرفت استان منوط به کار هماهنگ و موثر مدیران مجموعه‌های کاری، روابط عمومی‌ها، رسانه‌ها و مردم شریف استان است. از طرف دیگر با توجه به اینکه آذربایجان شرقی به عنوان استان الگو و پایلوت در زمینه عملی ساختن برنامه‌های اقتصاد مقاومتی انتخاب شده است، مدیران روابط عمومی در قبال تحقق برنامه‌های ترسیمی و کلان ستاد اقتصاد مقاومتی مسئولیت داشته و باید با ابتکار و خلاقیت لازم برنامه‌های خود را منطبق و هماهنگ با سیاست‌های این ستاد به پیش برند.

در نهایت از تلاش و توجه شما سپاسگزارم. امیدوارم در همه مراحل زندگی خود موفق باشید.


Galaxy S7 - 944 x 150

این خبر را به اشتراک بگذارید :