به دنبال پخش سریال تاریخی «شهرزاد» از طریق شبکه‌ نمایش خانگی، این عرصه بار دیگر جان گرفت و مخاطبان زیادی از جمله هنرمندان نگاه‌هایشان به سمت این رسانه جلب شد.

به گزارش تبریزمن، آخرین ساخته‌ی حسن فتحی همچنین عده‌ای از چهره‌ها را تشویق کرد تا دست به قلم برده و نظرشان را درباره‌ی این سریال اعلام کنند.

پس از پخش قسمت هشتم سریال «شهرزاد» که اعتراض برخی از هموطنان کرمانی‌مان به دیالوگ «شیرین» یکی از شخصیت‌های این سریال را به دنبال داشت، پریناز ایزدیار که نقش شیرین را در این مجموعه ایفا می‌کند، در صفحه رسمی اینستاگرم خود جملاتی را خطاب به مردم نوشت.

بخشی از سخنان پریناز ایزدیار به شرح زیر است:

«عزیز دل کرمانی‌، هم‌وطن‌های نازنین من، اول اینکه اون داستان سریال شهرزاد مربوط به سال ۱۳۳۲ است و آن زمان هیچ شهری حتی تهران ذره‌ای به شکل امروز نبود، دوم اینکه شیرین قصه زندگی پریناز ایزدیار نیست و با توجه به شخصیت نازپرورده‌ای که داره از رفتار اجتماعی درست و ادبیات کلامی درستی برخوردار نیست.»

او همچنین نوشت:

«به نظرم بعضی‌ها با کامنتاشون خیلی کم لطفی کردن و از کاه، کوه ساختن. به هر حال امیدوارم این سوءتفاهم رفع بشه. همه جای ایران برای من زیبا است و نه تنها بر روی شهر خودم، روی کشور و مردم عزیزم تعصب دارم»

عبدالرضا اکبری، بازیگر از دیگر هنرمندانی بود که پس از حواشی ایجاد شده جملاتی را خطاب به هم‌وطنان کرمانی‌مان نوشت.

بخشی از سخنان عبدالرضا اکبری به شرح زیر است:

«من عبدالرضا اکبری هستم. زاده بافت کرمان، دیار کریمان، همان‌جایی که گفته بودی اگر نبود همگی از فقر می‌مردیم.»

«ما همه ایرانی هستیم. ایران را دوست داریم و از وجب به وجب آن پاسداری می‌کنیم. همان‌گونه که این اتفاق در دوران دفاع مقدس افتاد و همه ایران در یک جنگ نابرابر و خانمان‌سوز از مناطق مرزی جنوبی و غربی دفاع جانانه کردند. من حسن فتحی را می‌شناسم و با او کار کرده‌ام و در «پهلوانان نمی‌میرند» فهمیدم که او کارگردان باسواد، فهیم و هنرشناسی است که اتفاقا تاریخ کشورش را خوب می‌شناسد.»

«این دور از عدل و انصاف است که او و اثرش «شهرزاد» را به واسطه چند دیالوگ مطرح شده در قسمت هشتم محکوم به نابودی کنید و زیر سوال ببرید.»

«دور از هر گونه حب و بغض، سریال «شهرزاد» قصه خوبی دارد و از بافت دراماتیک جذابی برخوردار است. خوب نوشته شده و خوب هم اجرا شده است. بازیگرها همه خوب هستند و نقش هایشان را به درستی ایفا می‌کنند. کارگردان بر همه چیز اشراف دارد و با وسواس هنرمندانه درام را هدایت می کند.»

«اینکه در این وانفسای هجوم مخاطب به سمت کانال‌های بیگانه و مشاهده سریال‌های پوچ و منحرف، ما شاهد اثری باشیم که توانسته باشد بیننده را پای تلویزیون بنشاند. ادای چند جمله در رابطه با وضعیت زیستی مردمان این مرز و بوم، اعم از پوشش و گویش و مسائل فرهنگی و عمرانی و غیره، آن هم در سال‌های کودتای ۱۳۳۲ و بعد از آن آنقدر مهم نیست که بخواهیم روی آن حساسیت نشان دهیم. ضمن آنکه باید دید این دیالوگ‌ها از زبان کدام پرسوناژ قصه (نه هنرپیشه!!) بیان می‌شود. پرسوناژ مثبت یا منفی؟! بعد بدانیم در آن تاریخ در کشورمان چه ساخت و سازهایی انجام شده بود. آیا عمران و آبادانی به شکل امروز بود؟ آیا همه جا اتوبان و یا جاده آسفالته بود؟»

پرویز پرستویی پس تماشای قسمت هفتم سریال «شهرزاد» نوشت:

«دوستان، عزیزان، هموطنان

شاید کم و بیش در جریان هستید که اخیرا مجموعه «شهرزاد» به کارگردانی آقای حسن فتحی و بازی استادانه، استاد علی نصیریان و جمعی از بازیگران سینما، تلویزیون وتئاتر از طریق رسانه خانگی در دسترس شماست. باور کنید تا به حال نشده یک بار به سوپر محله مراجعه کنم و بعد از خرید اجناس مورد نیاز زندگی، حتی یک دی وی دی از مجموعه‌های ساخته شده در رسانه‌های خانگی، خریده باشم. اما اخیرا خود آقای فتحی بزرگواری کردند و هفت قسمت از مجموعه شهرزاد را به بنده دادند و از آنجا که همیشه کارهای آقای فتحی را دنبال کرده‌ام، این هفت قسمت را در یک مجلس دیدم و بی صبرانه منتظرم قسمت هشتم این مجموعه رو ببینم؛ البته امیدوارم آقای فتحی دیگر قسمت‌های بعدی را برای بنده نفرستند که خودم خریداری کنم. چون هم ارزش خریدن به هر قیمت و دیدن را دارد. از این طریق به همه عزیزانی که در این مجموعه در هر پست و مسئولیتی که داشته‌اند از صمیم قلب تبریک و خدا قوت می‌گویم و به همه ملت ایران توصیه می‌کنم حتما این مجموعه رو ببینند. امیدوارم تلویزیون هم تلاش کند این مجموعه را خریداری کرده و از شبکه‌های سراسری چه در ایران و برون مرزی نمایش دهد.

لازم به توضیح است که بنده در این مجموعه ذی‌نفع نیستم، فقط چون بی نهایت از دیدن این مجموعه لذت بردم حیفم آمد که شماها نبینید و دیدن این مجموعه را از دست بدهید.»

بخش‌هایی از سخنان عاطفه رضوی – بازیگر – درباره سریال «شهرزاد» به شرح زیر است:

«نشد نشد نگم… چقدر یک کار خوب و فاخر می‌تواند باعث سربلندی باشد، حتی اگر در تولید آن شریک نباشیم. همین قدر که معلوم می‌شود هنرمندان این مرز و بوم می‌توانند اثری خلق کنند که بیننده را وادارد بی‌صبرانه منتظر قسمت بعدی آن شود و هنگام تماشا لحظه‌ای چشم از صفحه تلویزیون برندارد، نپندارد که شنیدن کفایت می‌کند و نیازی به دیدن نیست.»

«چقدر باعث سربلندی است که می‌توانیم سریال شهرزاد را از شبکه خانگی ببینیم که اگر تولید سیما بود هرگز بدین فاخری ساخته نمی‌شد و ما از دیدن یک سریال خوب به سادگی محروم می‌شدیم.»

حسین پاکدل – بازیگر و کارگردان – درباره «شهرزاد» نوشت:

«دیگر وقتش بود شهرزادی بیاید برایمان قصه بگوید. قصه‌ای از دیروز و امروز. داشتیم تمام می‌شدیم. قصه‌هامان داشت ته می‌کشید از شدت تهی بودن از معنی. داشتیم از شدت کسالت در شیبی تند با عشق‌های سفارشی و ناچسب به درّه‌ی نفرتِ از هم می‌افتادیم. اگر در قصه شهرزادِ کهن، حاکمی ظالم بود که دختران شهر را برای شبی هوس به کاخ نکاح می‌برد و روز بعد به گورِ کور می‌فرستاد، ما مدت‌ها بود به عنوان حاکمان وجودِ خود از خود بی‌خود شده بودیم. حواسمان نبود با خود و با هم چه می‌کنیم. اگر شهرزاد با لالایی‌ی قصه‌ای تودرتو ظالم را سحرگاهان به خواب می‌بُرد تا ظلم، حتی برای روزی به تأخیر بیفتد؛ این شهرزادِ نو دارد از همان سر شب خواب از سرمان می‌پراند. دارد از توهمِ خوابِ خوشِ خرگوشی بیدارمان می‌کند. مدت‌ها بود از شدت بی‌خوابی خوابگرد شده بودیم. ما بعد از کودتا دورِ خود در هیچ و پوچ به باطل می‌چرخیدیم. ما، خود را هر شب به برزخ می‌کشاندیم و صبح نشده دار و ندارمان را دار می‌زدیم. ما منش‌های اجدادی سرزمین وجودمان را یک‌ به‌ یک سرمی‌بریدیم. بر داشته‌های فرهنگی و عاداتِ ناب‌مان چوب حراج می‌زدیم. دیگر وقت‌اش بود شهرزادی خردمند بیاید و برایمان قصه‌ای تازه بگوید؛ در قالبی فراگیر. اگر در شهرزاد کهن آن دخترِ هوشمند چنان قصه گفت که حاکم به انتظار تداوم قصه خونش نمی‌ریخت و شبی دیگر به انتظار بود و این شب‌ها به هزار و یک شب کشید؛ شهرزادِ حسن فتحی و نغمه ثمینی، هفته‌ تا هفته ما را در خود می‌برد به انتظار. ما یک هفته سر از پا نمی‌شناسیم برای دیدن و شنیدنِ خود، در آیینه این سریالِ فتحی – که از بهترین ظرفیت‌های هنر نمایش مثل دیگران ولی به نحو احسن بهره برده است. در این قصه شهرزاد، ما را به خودمان برمی‌گرداند. به خود نشانمان می‌دهد. درس‌های بکر می‌دهد به ما از کیمیای عشق. رسم و مرامِ زندگی می‌آموزد از صبوری و حکمت. ما را بزرگ می‌کند، پا به پای خود. به اشارتِ خالقان اثر، این شهرزاد، بزرگ‌آقای قدر قدرت را سر به زیر نگاه می‌کند؛ ولی هیمنه‌اش را می‌تکاند با سیلی سکوت و خوداری و خرد. همان‌طور که خودش زیر سنگ سنگین آسیابِ زندگی قد می‌کشد، از قبادهای واداده و فرهادهای عاشق پیشه مرد می‌سازد. مادرانِ دلخور را به آشتی کشانده، در بغل هم می‌نشاند به مهر. پدران را در آیینه‌ی هم، وادار می‌کند به نگاهِ شرم. آنچه در معمای کودتا – بخوانید طاعون- بر ما رفته را کوتاه و گویا روایت می‌کند به صداقت، بی شعار و با شعور. سریال شهرزاد امروز تنها جان دخترکان زایش را حفظ نمی‌کند؛ دارد به یمن هفته‌ای انتظار ما را از خودزنی عمومی باز می‌دارد.»

مهران احمدی – بازیگر – هم درباره «شهرزاد» اینگونه نوشت:

«به نظر می‌رسد سریال شهرزاد جذاب و دیدنی است و در این چند سال اخیر، سریالی با این کیفیت ساخته نشده است. شخصیتی به نام فتحی نیز در پشت این ماجراست که چنین سریالی به این خوبی درآمده است. تنها نگرانی من از بازار نامناسب شبکه خانگی است. اگر مردم قسمت اول شهرزاد را ببینند، بی شک تا قسمت آخر را دنبال می‌کنند و مشخص است برای این پروژه چقدر زحمت کشیده شده است.»


Galaxy S7 - 944 x 150

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :