اگر قرار بر جانب داری مذهبی باشد آمریکا و روسیه هر دو پشت سر ارمنستان مسیحی قرار می گیرند و نمی توانند از آذربایجان حمایت کنند.

به گزارش تبریزمن، موضع ایران در قبال بحران قره‌باغ (مناقشه ارمنستان و جمهوری آذربایجان بر سر منطقه مورد اختلاف) بار دیگر نشان می‌دهد که چرا دیپلماسی ما نمی‌تواند به تمامی  و تنها ایدیولوژیک باشد.

ظاهر قضیه این است که یک کشور مسلمان با همسایه غیر مسلمان خود اختلاف دارد و بر این اساس طبعا ایران اسلامی باید جانب آذربایجان با مردم مسلمان ( شامل شیعیان) را بگیرد اما به جای آن نقش بی طرفانه و گاهی متمایل به ارمنستان را ایفا می کند.

قره باغ، یک منطقه خودمختار در جنوب غربی جمهوری آذربایجان و در واقع در دل این کشور است اما با اکثریت ارمنی و در ناحیه ای کوهستانی و به همین خاطر به بخش مورد مناقشه «قره باغ کوهستانی» هم گفته می شود.

هر چند پاره ای رویکردهای دولت آذربایجان همچون تغییر الفبا به لاتین، فشار به شیعیان، قایل بودن به سهم کمتر ایران از سواحل دریای خزر، عادی سازی رابطه با اسراییل و موافقت با فعالیت پایگاه های آمریکایی اسباب ناخرسندی عمیق جمهوری اسلامی را فراهم ساخته است اما با نگاه صرفا ایدیولوژیک و به رغم این رویکردها باز ایران باید از آذربایجان دفاع می کرد حتی به استناد سابقه تاریخی این سرزمین از قبل از جنگ های ایران و روس، مانند رییس جمهوری ترکیه گفته می شد: «ما یک ملت هستیم در قالب دو دولت».

قره باغ؛ نمادی از دیپلماسی غیر ایدیولوژیک

حکومت آذربایجان هم البته در قضیه قره باغ ماجراجویی نمی کند و چون هم با آمریکا روابط نزدیک دارد و هم با روسیه حل و فصل مناقشه را به «گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا» و نقش آفرینی این دو کشور به اضافه فرانسه سپرده است. زیرا در غیر این صورت بیم آن می رود گرفتار نوعی جنگ نیابتی شوند به این معنی که به جای روسیه و ترکیه دو کشور ارمنستان و آذربایجان درگیر شوند.

الهام علی اف رییس جمهوری آذربایجان اما اهل حساب و کتاب است و نمی خواهد رشد اقتصادی خیره کننده دهه اخیر تحت الشعاع قرار گیرد و می کوشد موضوع از طریق سازمان امنیت و همکاری اروپا حل وفصل شود.

ارمنی‌ ها معتقدند نخجوان و قره باغ را اتحاد شوروی در سال ۱۹۲۱ از ارمنستان جدا کرد و به آذربایجان داد و این موضوع را قبول ندارند که از فروپاشی شوروی سوء استفاده شده و قره باغ به این خاطر داعیه الحاق به ارمنستان را ازسر گرفت. زیرا در حالی که هنوز هر دو عضو اتحاد جماهیر شوروی بودند و در سال ۱۹۹۸ درگیر شدند. جنگی که ۶ سال ادامه یافت و ۳۰ هزار کشته و ۵۰ هزار زخمی بر جای گذاشت.

در مقابل، آذری ها نام و نقشه را  پیش می گذارند که چگونه می توان منطقه ای در دل سرزمین شان را به جایی دیگر متعلق بدانند و خود نام «قره باغ» را که واژه ای کاملا ترکی است دلیلی گویا و کافی می دانند و به سوابق تاریخی اشاره می کنند.

با این که برخی از نمایندگان مجلس ایران به صراحت از آذربایجان حمایت و رفتار ارمنستان را تقبیح کرده‌ اند اما در سطح رسمی ایران تنها به خویشتن داری توصیه و البته از قربانی شدن انسان های بی گناه اظهارتأسف می‌کند.

جانب‌داری نکردن از هیچ یک از دو سوی منازعه یک دلیل ساده دارد: دیپلماسی، مبتنی بر منافع ملی است و نمی تواند نگاه صرفا ایدیولوژیک داشته باشد. کما این که در مناقشه هند و پاکستان بر سر کشمیر نیز و حتی اگر جنگی درگیرد باز ایران توصیه به خویشتن داری و نهایتا ایفای نقش میانجی را بر جانب داری ترجیح می دهد.

تازه اگر قرار بر جانب داری باشد بعید نیست نه از پاکستان مسلمان که از هند نامسلمان حمایت شود چرا که آن قدر که با هند اشتراک منافع داریم چه بسا با پاکستان نداشته باشیم.

در این مورد خاص اگر قرار بر جانب داری مذهبی باشد آمریکا و  روسیه  هر دو پشت سر ارمنستان مسیحی قرار می گیرند و نمی توانند از آذربایجان حمایت کنند. به همین خاطر الهام علی اف که علایق و احساسات جمعیت شیعیان را در آذربایجان نادیده می گیرد خود نیز مایل نیست موضوع را مذهبی کند.

ایرانیان البته فارغ از ملاحظات سیاسی به سه دلیل به قره باغ تعلق خاطر ویژه ای دارند. یکی سابقه این سرزمین است و دیگری احساسات آذری های ما نسبت به آذری های آن سو و سومی البته اشتراکات مذهبی.

با این اوصاف این سخن گزاف نیست که قره باغ، نماد و نمودی از واقعیت دیپلماسی است.


Galaxy S7 - 944 x 150

این خبر را به اشتراک بگذارید :