احیای دریاچه ارومیه موضوعی نیست که به صرف شعار و ادعا سپری شود یا قابل اندازه گیری نباشد. روحانی با این وعده خود را به آزمون سپرده است…

به گزارش تبریزمن،« آن روز که به ارومیه آمدم، جوانی به من گفت: اگر به دادِ دریاچه ارومیه نرسید در دست‌نوشته هایم می نویسیم روزی اینجا آب بود و نام آن دریاچه ارومیه بود. امروز به آن جوان اعلام می کنم دیگر باید برای آیندگان بنویسید که دریاچه ارومیه احیا شد.»

من فدای چشم های شما شوم...

این سخنان را رییس جمهور روحانی دیروز در جمع مردم ارومیه گفت و گزارشی از احیای دریاچه را هم ارایه کرد تا این تصور ایجاد نشود که وعده دوران کاندیداتوری در سه سال قبل و در چنین روزهایی را فراموش کرده است:

«افزایش ۱۰ سانتی متری تراز دریاچه ارومیه نسبت به سال ۹۲ و ۴۶ سانتی متری نسبت به پارسال از احیای دریاچه اورمیه حکایت می کند و بهتر و زنده تر هم خواهد شد. اگر برنامه مدون نجات دریاچه ارومیه اجرا نمی شد اکنون مردم استان های حوضه دریاچه با پیامدهدهای خطرناکی رو به رو بودند.»

همچنین به گفته رییس جمهوری ۱۷ دستگاه اجرایی با همراهی دانشگاهیان و سازمان های مردم نهاد ( سمن ها یا ان. جی .اوها) و نیز اصحاب صنعت و مردم شهر و روستا کمک می کنند تا دریاچه احیا شود.

اهمیت این سخنان را هنگامی درمی یابیم که به آرشیو مطبوعات مراجعه کنیم. روز ۳۰ شهریور ۱۳۹۲ یعنی کمتر از سه سال پیش گزارش روزنامه اعتماد درباره وضعیت دریاچه ارومیه با این تیتر منتشر شد: « کویر ارومیه، فاجعه بارترین معرکه قابل تصور».

گزارش «محمد سهرابی» با این عبارات شروع می شود:

« پس از خشک شدن دریاچه ارومیه، دیگر امیدی به حیات آن نخواهد بود و توفان و غبار نمک ناشی از خشک شدن دریاچه، تا تهران و کرج خواهد رسید و بیش از ۱۴ میلیون انسان، تحت تأثیرات ویران‌گر فاجعه زیست محیط دریاچه ارومیه قرار خواهد کرد. اوج بی تدبیری زمانی بود که مجلس طرح دو فوریتی احیای دریاچه ارومیه را رد کرد.»

حالا اما رییس جمهوری در محل و نه جای دیگر از احیای دریاچه ارومیه خبر می دهد. ادعایی که قابل راستی آزمایی است و نمی تواند در حد شعارهای مرسوم باشد. مثل بازی فوتبال است. قابل اندازه گیری و آقای روحانی با دو عدد از احیای دریاچه سخن گفته یکی ۱۰ سانتی متر در قیاس با ۹۲ و دیگری ۴۶ سانتی متر در قیاس با ۹۴٫

خشک شدن دریاچه ها البته پدیده ای منحصر به ایران نیست. هر چند در هر جا دلایل خاص خود را دارد و اگر درباره دریاچه ارومیه مواردی مانند احداث سد بر سر آب هایی که به دریاچه می ریزد و چاه های متعددی که آب را از زیر می مکند و پلی که احداث شده مؤثر است در آمریکا نیز دریاچه میشیگان به دلایلی دیگر در معرض تهدید بوده است.

این اشاره هم خالی از لطف نیست که هر چند رییس جمهوری به خاطره ای اشاره کرد که در صدر این نوشته آمد اما یک خاطره دیگر هم هست که احساسی تر است و تعهد روحانی و دولت او را برای احیای دریاچه ارومیه افزون تر می کند.

سه سال پیش ودر سفر تبلیغاتی به ارومیه روحانی گفته بود: «شما گفتید که دریاچه ارومیه را با اشک چشم‌تان پُر می کنید. من فدای چشم های شما بشوم. عزیزان! بدانید اگر بار مسوولیت اجرایی بر دوش من قرار گیرد اولین دستور کار دولت من در اولین جلسه هیات دولت، احیای دریاچه ارومیه خواهد بود».

روحانی به این وعده عمل کرد و در اولین جلسه هیات وزیران به ریاست خود این موضوع را در دستور قرار داد و به تصویب رسید و در پی آن مسوولیت احیا به دکتر عیسی کلانتری سپرده شد.

اما باز خیلی ها امیدوار نبودند و گزارش اشاره شده هم در همان روزها نوشته شد و حتی برخی رییس جمهور را برحذ داشتند که کار از کار گذشته و دریاچه پیش چشم مردم است و نمی توان قول قطعی داد و به عکس باید آماده تبدیل آن به شوره زار شد.

نویسنده این سطور متخصص محیط زیست و این موضوع خاص نیست اما همین که رییس جمهوری گزارش داده و درباره امری ملموس و قابل ارزیابی متعهد شده درخور توجه است و کارشناسان فرصتی به دست آورده اند تا بگویند میزان موفقیت دولت در احیای دریاچه ارومیه چقدر بوده و آیا آنان نیز مانند رییس جمهوری خوش بین هستند یا نه.


Galaxy S7 - 944 x 150

این خبر را به اشتراک بگذارید :