در ایام تعطیلات نوروز سال ۹۵، با مصاحبه های نوروزی «تبریزمن» همراه شوید…

تبریزمن، سرویس فرهنگی: “هاشم چاووشی” نامی آشنا نه تنها برای استان، بلکه برای اکثر مناطق شمالغرب کشور و نیز آذربایجان شرقی می باشد که سال های سال توانسته لبخند را روی لبان مردم بیاورید.

در ادامه همراه شوید با گفتگوی جالب و خواندنی تبریزمن با این هنرمند محبوب و مردمی:

تبریزمن: علی رغم اینکه فردی نام آشنا در منطقه هستید، برای حفظ روال مصاحبه، خود را مخترصا معرفی کنید:

من هاشم چاوشی، متولد ۱۳۳۱ هستم، در محله دوه چی به دنیا آمدم و در صائب رشد کرده ام. به خاطر علاقه ای که داشتیم به هنر، به خصوص نمایش، سال ۵۱ وارد رادیو و تلیویزیون شده و کارم را تحت عنوان نمایش های رادیویی آغاز کردم. در آن زمان کارهایی مثل گویندگی، تقلید صدا، خوانندگی و تهیه کنندگی فعالیت می کردم تا اینکه سال ۸۱ بازنشسته شدم.

تبریزمن: به نظر خودتان در مدت فعالیت هنری خود، چرا تا این حد در بین مردم محبوب شده اید:

ما که محبوب نیستیم، اما واقعیت اینست که اگر کسی بخواهد محبوب شود، باید بداند که محبوبیت با معروفیت تفاوت دارد، برای معروف بودن مصاحبه، عکس، امضا و چنین کارهایی نیاز است اما محبوب بودن اینست که شما ۵۰ سال هیچ عکس و حرفی از خود منتشر نکنی اما در دل مردم جایگاه خودت را داشته باشی. فقط هم در هنر نیست بلکه هر کسی می تواند محبوب باشد.

 

nejati (13 of 14)

برای ما هم اگر شما می گویید محبوبیتی است، در درجه اول عنایت خداوند است اما برخورد با مردم و رفتار اجتماعی هم تاثیر زیادی دارد. صاف و صادق بودن از هر کاری بهتر است. نباید مردم را گول زد، بلکه باید همچون آن ها شد.

عقیده دارم انسان ها و به خصوص هنرمندان باید ابتدا در زمینه اخلاق هنرمند باشد و سپس به دیگر هنرهایشان برسند.

تبریزمن: از وضعیت تئاتر تبریز و همچنین صدا و سیمای استان برایمان بگویید:

متاسفانه مشکلات زیادی قابل لمس هستند، در سالهای اخیر مشتری های تئاتر بسیار کم شده اند و خود اجراها نیز بسیار نادر هستند.

همه می گویند تبریز شهر اولین ها اما من می گویم تبریز شهر آخرین ها! به خاطر بعضی دلایل در شرایط نامناسبی قرار گرفته ایم. اولین بار تئاتر و سینما و سایر مراکز در تبریز ایجاد شدند و لقب اولین ها را به تبریز دادند، اما در حال حاضر چه کارهایی کرده ایم؟ چرا اولین بودن را ادامه ندادیم؟

دلیل های زیادی هم داریم، مثلا یکی این که ما اگر بخواهیم لباس سنتی و رسمی آذربایجانی بپوشیم، حتی نمی توانیم نمونه ای از این لباس را در موزه ها پیدا کنیم، اما شما در همین کردستان می بینید که با لباس کردی در مجامع حاضر می شوند، ما چرا نباید اینگونه باشیم؟

مگر ما خودمان فرهنگ و فولکلور نداریم؟ یا اینکه چرا من باید فارسی را بهتر از ترکی صحبت کنم؟ چه دلیلی دارد؟

همین مسائل اینچنینی باعث شده تا تبریز، شهر اولین ها تبدیل شود به آخرین ها. باید علت ها را پیدا کنیم، اما من که به تنهایی نمی توانم جامعه را اصلاح کنم…

اینگونه مسائل را باید مسئولین و نمایندگانی که در مجلس حضور دارند پی گیری کرده و برایشان پرونده ایجاد کنند و مطرح کنند. با شعار دادن و حرف زدن کاری درست نمی شود!

nejati (7 of 14)

چرا فرزندان ما نباید شاعران، قهرمانان و دانشمندان خود را بشناسد؟ آذربایجان مهد هنر، دانش، ادبیات، موسیقی و حوزه های مختلف است، فرزندان ما کدامیک از این ها را می شناسند؟

هنرمندانی هستند که ما آن ها را نمی شناسیم اما در کشور آذربایجان برای او در سال چند بار یادواره برگزار می کنند. شهریار هم اینگونه است، بقیه هم همچنین، اما ما چکار می کنیم؟

چرا ما مرده پرست هستیم و انسان های بزرگی که در عصر ما زندگی می کنند را به جوانان نمی شناسانیم؟ باید حتما پس از مرگشان بگوییم که این انسان بزرگی بود و در دنیا تک بود؟

چرا نمی فهمیم که انسان های عادی می آیند و می روند اما هنرمندان و دانشمندان و انسان های بزرگ اینچنینی به ندرت پا به جهان هستی می گذارند؟ هیتلر در دوران جنگ تمام هنرمندان و بزرگان را در پناهگاه نگه داشت و آن ها را حفظ کرد، اما ما چکار می کنیم؟

ما باید از هنرمندان و بزرگان خود نگهداری کنیم و آن ها را ارج نهیم تا جوانان ما هم ببینند که ارزش هنر بسیار زیاد است و به جای پی گیری مسائل حاشیه ای، دنباله رو بزرگان و عرفا شوند. نه اینکه اندک افراد موجود را هم اذیت کنیم و شرایط سختی برایشان فراهم کنیم.

من هم اکنون ۶۵ سال دارم تا بحال ندیده ام در شرایط سخت مسئولی بیاید و دست ما را بگیرند. شرایط بسیار سختی داریم…

از طرف دیگر، کار کمدی در آذربایجان بسیار دشوار است و یادم هست که زمانی که من کارمند و شاغل در صدا و سیما بودم من را ۱۰ بار ممنوع التصویر کردند. اجازه نداند در تیتراژ اسم ما برود! چرا؟ چرا در فیلمی که من به بهترین نحو در آن بازی کردم (چیله قارپیزی) و زحمت کشیدم، اسم من در تیتراژ نمی آید؟ مگر من از اسرائیل آمده ام؟ دلیلشان هم این بود که نمیخواهیم قهرمان سازی کنیم! کدام قهرمان سازی؟ مگر من ” کوراوغلی ” هستم؟ من هاشم چاووشی هستم و ده ها سال با متانت مردم را خندانده ام. نه مثل بعضی گروه ها که کنترلی بر گفته هایشان ندارند.

یک نفر نمی تواند بگوید که چاوشی در فلان فیلم یا سریال سخن رکیکی گفته است. متاسفانه ما در حال درجا زدن هستیم. در این شهر به این بزرگی، یک آمفی تئاتر استاندارد نداریم.

در تلویزیون به جای پفک، چرا تئاتر که یک کار فرهنگی است را تبلیغ نمی کنیم؟ چرا بانک ها می آیند اسپانسر برنامه های بی محتوا می شوند، اما اسپانسر کار فرهنگی نمی شوند تا این کار ها رونق یابند.

nejati (5 of 14)

تبریزمن: در سال گذشته چه پروژ هایی داشتید:

یک کار در کشور آذربایجان داریم که به صورت مشترک انجام شده است که به صدا و سیما ربطی ندارد، مجموعه تاجر تبریزی هم آغاز کرده بودیم که در میانه راه تعطیل شد و من هم همکاری را قطع کردم. یک کار هم در زنجان انجام دادیم و به زودی خاتمه خواهیم داد.

تبریزمن: اوقات فراغت خود را چگونه می گذرانید:

معمولا اوقات فراغت ندارم اما اگر باشد هم در حیطه خودم وقت می گذارم. یک باغ کوچکی هم دارم که برخی مواقع در آنجا کار باغبانی می کنم.

تبریزمن: خاطره خاصی از سال ۹۴ دارید:

البته زندگی ما کلا خاطره است اما در سال سپری شده در یک شهرستان قراردادی امضا کردیم و کلی ابزار و وسایل را با خودمان به آنجا منتقل کردیم اما دیدیم درب سالن قفل می باشد. زنگ زدیم پرسیدیم که محل برنامه را تغییر داده اید؟ که طرف گفت شما که هستید؟ گفتم چاوشی هستم، بعدا فهمیدیم که برنامه یک هفته بعد می باشد. رفتیم و در خانه طرف ماندیم. تقصیر هم از من بود که تاریخ را اشتباه فهمیده بودم.

تبریزمن: ورزش می کنید؟

من خیلی زیاد عرق می کنم، وقتی از صحنه پایین می آیم، هوا چه سرد باشد چه گرم، پیراهنم خیس عرق می شود و این برای من بهترین ورزش است. حتی در دهه فجر من ۱۰ کیلون وزن کم می کنم چون ترافیک برنامه داریم.

همانطور که گفتم یک باغ هم دارم که در آن کارهای باغبانی خودش نوعی ورزش است.

تبریزمن: فوتبال می بینید؟

من فوتبالی نیستم و از فوتبال هم بدم می آید، اما به آذربایجان و تراکتور تعصب می ورزم، هر ورزشی که در آن نام آذربایجان باشد من تعصب دارم. من “ورزشکار نیستم اما آذربایجانی ام”.

تبریز: وقار، مدنیت، سمبل هنر، سمبل قهرمان بودن، در هیچ شهر و استانی به اندازه تبریز قهرمان ملی نداریم.

تئاتر: مریض، بیمار، نیازمند چاره، جراحی

هاشم چاووشی: خدمت گذار

تراکتور: افتخار

ایران: تاج سر

تبریزمن: شناسنامه آذربایجان

 

گفتگو از نوید هوشمند


Galaxy S7 - 944 x 150

این خبر را به اشتراک بگذارید :