مهدی باکری از فرماندهان شجاع هشت سال دفاع مقدس است که با روحیه جهادی خود در عملیات های بسیاری نقش آفرینی کرد و با هدایت نیروهایش به مبارزه با دشمن پرداخت و پس از مجاهدت های فراوان به مقام والای شهادت نایل آمد.

به گزارش تبریزمن، مهدی باکری در ۳۰ فروردین ۱۳۳۳ خورشیدی در شهرستان میاندوآب و خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود و در کودکی، مادرش را از دست داد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در ارومیه به پایان رساند و در دوره دبیرستان و همزمان با شهادت برادرش علی باکری به دست عوامل پهلوی، وارد مبارزه های سیاسی شد.

او در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه تبریز به تحصیل پرداخت و با آشنایی با برخی از دانشجویان که با او همفکر بودند به فعالان و معترضان رژیم پهلوی پیوست و در طول فعالیت‌های سیاسی خود به وسیله سازمان امنیت آذربایجان شرقی کنترل و مراقبت می شد.

این مدافع وطن با فراغت از تحصیل به خدمت سربازی رفت و در یکی از پادگان های تهران به عنوان افسر وظیفه مشغول شد با فرمان امام خمینی(ره) مبنی بر فرار سربازها از پادگان ها، مهدی باکری با فرار به طور جدی همراه با هموطنانش، به مبارزه علیه رژیم پهلوی پرداخت.

این سرباز دلاور جنگ پس از پیروزی انقلاب و تشکیل سپاه پاسداران به عضویت این نهاد درآمد و در سازماندهی و استحکام سپاه ارومیه نقش فعالی را ایفا کرد. وی در مدت مسوولیتش به عنوان فرمانده عملیات سپاه ارومیه تلاش‌های گسترده‌ای را برای برقراری امنیت و پاکسازی منطقه از وجود منافقان و دشمنان در این منطقه انجام داد.

دادستان دادگاه انقلاب ارومیه و شهردار این شهر از دیگر مسوولیت های وی محسوب می شود.

این رزمنده شجاع سپاه اسلام با وجود آن که در سمت های مختلف برای تعالی نظام اسلامی تلاش می کرد اما با شروع دوره دفاع مقدس، تکلیف خویش را در جهاد با دشمنان بعثی و متجاوزان به میهن دید و راهی جبهه‌های جنگ شد.

مهدی باکری در عملیات فتح‌المبین به عنوان معاون تیپ نجف اشرف با ایثار و شجاعت فراوان خود توانست موفقیت های بسیاری را برای سپاه اسلام کسب کند و به همراه شماری از نیروهایش، یکی از گردان ها را که در محاصره دشمن قرار گرفته بود، نجات داد اما در همین عملیات در منطقه رقابیه از ناحیه چشم مجروح شد و به فاصله کمتر از یک ماه در عملیات بیت‌المقدس شرکت کرد و در مرحله دوم این عملیات از ناحیه کمر زخمی شد و با وجود جراحت‌هایی که داشت در بخش سوم عملیات، به قرارگاه فرماندهی رفت تا بسیجیان را از پشت بی‌سیم هدایت کند. در عملیات رمضان با سمت فرماندهی تیپ عاشورا به نبرد با دشمن بعث در داخل خاک عراق پرداخت.

او بدون احساس خستگی برای تجهیز، سازماندهی،‌ هدایت نیروها و طراحی عملیات، شبانه‌روز تلاش می‌کرد. در عملیات مسلم بن عقیل با فرماندهی او بر لشکر عاشورا و ایثار رزمندگان سلحشور، قسمت بزرگی از منطقه های اشغال شده و چند منطقه راهبردی آزاد شد. وی همچنین در عملیات والفجر مقدماتی، والفجر یک، دو، سه و چهار با عنوان فرمانده لشکر عاشورا، به همراه بسیجیان غیور و فداکار، به دفاع از کیان و مرزهای ایران اسلامی اقدام کرد.

در عملیات خیبر زمانی که برادرش حمید، به مقام شهات رسید با وجود علاقه خاصی که به او داشت، بدون ابراز اندوه با خانواده‌اش تماس گرفت و چنین گفت: «شهادت حمید یکی از الطاف الهی است که شامل حال خانواده ما شده است.» وی در نامه‌ای خطاب به خانواده‌اش نوشت: «من به وصیت و آرزوی حمید که باز کردن راه کربلا می‌باشد همچنان در جبهه‌ها می‌مانم و به خواست و راه شهید ادامه می‌دهم تا اسلام پیروز شود.»

نقش مهدی باکری و لشکر عاشورا در حماسه قهرمانانه خیبر و تصرف جزایر مجنون و مقاومتی که آنان در دفاع پاتک های توان فرسای دشمن از خود نشان دادند در تاریخ دفاع مقدس جاودانه است.

سرانجام این فرمانده دلاور در عملیات بدر در ۲۵ اسفند ۱۳۶۳ هجری خورشیدی به خاطر شرایط حساس عملیات، در حالی که از نزدیک به هدایت رزمندگان لشکر در شرق دجله می پرداخت، تلاش کرد تا مواضع تصرف شده را در برابر پاتک های دشمن حفظ کند که در جریان این عملیات، براثر اصابت تیر ندای حق را لبیک گفت و جامه زیبای شهادت برازنده قامت استوارش شد.

هنگامی که پیکر این شهید والامقام را از آب های هورالعظیم انتقال می دادند، قایق حامل پیکر وی، مورد هدف آرپی جی دشمن قرار گرفت.

آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری در خصوص شهید مهدی باکری فرموده است: « …شهید باکری یکی از همین جوان‌هاست، من آن شهید را قبل از انقلاب از نزدیک می‌شناختم. این جوان مومن و صالح مشهد پیش من آمد، حق او بود که بعد از انقلاب یکی از سرداران این انقلاب بشود، چون صادق و مخلص بود و حق او بود که شهید بشود…»

منش و ویژگی های اخلاقی شهید مهدی باکری

مهدی باکری رزمنده ای نمونه، فرماندهی فداکار و ایثارگر و عاشق امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی بود. با تمام وجود خود را پیرو خط امام می‌دانست و رهنمودها و سخنان ایشان را سرلوحه کارهایش در زندگی‌ قرار می‌داد.

این مدافع وطن از انسان های وارسته و خودساخته‌ای به شمار می رفت که با فراهم بودن موقعیت های مناسب، به وابستگی های مادی و لذت های دنیا پشت پا زد و زندگی ساده و بی‌ریا را انتخاب کرد. او با دشمنان اسلام و انقلاب چون دژی پولادین و تسخیرناپذیر بود و در برابر دوستان سیمایی جذاب و مهربان داشت. تواضع و فروتنی‌اش باعث می‌شد که محبوب دل ها باشد و نیروهایش با تمام وجود، دل به فرمانش بسپارند. او نیز به بسیجیان عشق می ورزید و می‌گفت: «وقتی با بسیجی ها راه می‌روم، حال و هوای دیگری پیدا می‌کنم، هرگاه خسته می‌شوم پیش بسیجی ها می‌روم تا از آنها روحیه بگیرم و خستگی‌ام برطرف شود.»

فرازهایی از وصیت نامه شهید مهدی باکری

«…خدایا چگونه وصیت ‌نامه بنویسم در حالی که سراپا گناه و معصیت، سراپا تقصیر و نا‌ فرمانی‌ام. گرچه از رحمت و بخشش تو نا امید نیستم ولی ترسم از این است که نیامرزیده از دنیا بروم. می‌ترسم رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم.

…آگاه باشیم که سرباز راستین و صادق این نعمت شویم. خطر وسوسه‌های درونی و دنیا فریبی را شناخته و برحذر باشیم که صدق نیت و خلوص در عمل تنها چاره‌ساز ماست. ای عاشقان ابا عبدالله، بایستی شهادت را در آغوش گرفت، گونه‌ها بایستی از حرارت و شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند…

وصیت به مادرم و خواهران و برادرهایم و فامیل‌هایم که بدانید اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست. به یاد خدا باشید و فرامین خدا را عمل کنید. پشتیبان و از ته قلب مقلد امام باشید. اهمیت زیاد به نماز و دعاها و مجالس یاد ابا عبدالله(ع) و شهدا بدهید که راه سعادت و توشه آخرت است.

همواره تربیت حسینی و زینبی بیابید و رسالت آنها را رسالت خود بدانید و فرزندان خود را نیز همان گونه تربیت بدهید که سربازانی با ایمان و عاشق شهادت و علمدارانی صالح، وارث حضرت ابوالفضل(ع)، برای اسلام ببار آیند…»


Galaxy S7 - 944 x 150

این خبر را به اشتراک بگذارید :