کلاف سردرگم تحولات خاورمیانه با گسترش تنش در روابط تهران- ریاض، پیچیده تر شده و همین مساله تلاش های دیپلماتیک دولت های فرامنطقه برای کنترل بحران های قابل تسری خاورمیانه را به دنبال داشته است. سفر وزیر امور خارجه آلمان به ایران و عربستان نیز از این منظر قابل تحلیل است.

«فرانک والتر اشتاین مایر» وزیر امور خارجه آلمان پس از رایزنی با مقام های کشورمان در مورد روابط دوجانبه و تحولات منطقه ای، راهی ریاض شد تا ماموریت میانجیگرانه خود بین جمهوری اسلامی ایران و عربستان را به انجام رساند. وی عصر روز سه شنبه برای سفری ۲ روزه وارد تهران شده بود.

افزون بر دستورکار مذاکره در مورد روابط دوجانبه و مسایل منطقه ای، هیاتی اقتصادی- تجاری و نیز یک تیم مطبوعاتی، اشتاین مایر را در این سفر همراهی کرد. در روز نخست این سفر، اشتاین مایر با وزیر امور خارجه کشورمان دیدار کرد و برای روز دوم با رییس جمهوری و رییس مجلس شورای اسلامی به گفت وگو نشست. این دومین سفر اشتاین مایر به ایران در سال جاری بود. سفر پیشین وی ۲۵ مهرماه پس از نهایی شدن توافق هسته ای ایران با کشورهای ۱+۵ صورت گرفت. در سفر پیشین نیز وزیر امور خارجه آلمان پس از ترک ایران به عربستان سعودی سفر کرد.

همانگونه که اشتاین مایر پیش از آغاز سفر به خاورمیانه اعلام کرده بود، برنامه اصلی وی در سفرش به خاورمیانه، میانجیگری میان ایران و عربستان و کاستن از تنش ها در روابط این ۲ کشور است.

در این ارتباط، وزیر امور خارجه آلمان به روزنامه آلمانی «ولت ام زونتاگ» گفته بود حتی برای منافع خودمان هم که شده باید تمام تلاش خود را به کار ببندیم تا بحران در روابط ایران و عربستان شکلی افسارگسیخته پیدا نکند و از امکانات خود استفاده کنیم تا مسیرهای گفت وگو حفظ شود و زمینه برای برقراری اعتماد میان ایران و عربستان فراهم آید.

ترس از افزایش تنش ها در روابط عربستان و ایران به اندازه ای است که منجر به تکاپوی بسیاری از دولت ها برای جلوگیری از افزایش این تنش ها شده و پیش از این نیز تلاش های بسیاری در جهت میانجیگری میان تهران و ریاض صورت گرفته است که از مهم ترین آن ها می توان به سفرهای اخیر «محمد نوازشریف» نخست وزیر پاکستان و «شی جین پینگ» رییس جمهوری چین به منطقه اشاره کرد.

به جرات می توان گفت یکی از مهم ترین مناطق کانونی در ژئواستراتژی جهانی، خاورمیانه است که در قلب آن ایران و عربستان به عنوان ۲ کشور مهم این منطقه و از رهبران جهان اسلام قرار دارند. خاورمیانه که پس از خیزش های عربی به ورطه بی ثباتی و جنگ داخلی برخی کشورها افتاده، در برهه کنونی به کانون جنگ های نیابتی تبدیل شده و پای قدرت های فرامنطقه ای نیز به این منطقه کشیده شده است. نمود آشکار این فرایند را در بحران های سوریه و یمن شاهد هستیم.

اگر سوریه را به عنوان نقطه کانونی بحران خاورمیانه به شمار آوریم، باید تحولات آن را در سه سطح داخلی، منطقه ای و بین المللی تحلیل کرد. این وضعیت به تشدید رقابت های درون منطقه ای همزمان با کشانده شدن پای قدرت های فرامنطقه ای به تحولات سوریه منجر شده است. به همین دلیل است که ترس از افزایش رقابت های مخرب منطقه ای در خاورمیانه بسیاری را به تکاپو واداشته است که مانع از تداوم این رقابت های مخرب شوند.

با آغاز بحران سوریه و با توجه به وضعیت این کشور در صف بندی های خاورمیانه، عنصر رقابت میان ترکیه و عربستان با ایران، هماوردی داخلی سوریه را به یک جنگ نیابتی منطقه ای مبدل ساخت. از این زمان است که ما شاهدیم گروه های گوناگون زیر عنوان مخالف دولت با ایدئولوژی تکفیری و پشتیبانی های گسترده ترکیه، عربستان و برخی دیگر از کشورهای منطقه وارد سوریه شدند و این کشور را وارد دوره ای از جنگ و بی ثباتی کردند.

در این شرایط، هرچند برخی گروه های مخالف هستند که ممکن است همچنان رویکرد مدنی داشته باشند اما اغلب گروه های مخالف را تروریست هایی تشکیل می دهند که از پشتیبانی مالی و تسلیحاتی کشورهایی مانند ترکیه و عربستان بهره مندند. به همین دلیل است که اکنون بحران سوریه بیش از آن که یک مساله داخلی باشد، چالشی منطقه ای و بین المللی است و حل آن به نوع تعامل کشورهای منطقه با یکدیگر مرتبط است.

از دل این رقابت منطقه ای و پیامدهای فرامنطقه ای آن است که پای قدرت هایی مانند آمریکا، کشورهای اروپایی و روسیه نیز به بحران های خاورمیانه و به ویژه بحران سوریه باز شده و این بحران بُعدی بین المللی یافته است.
کشیده شدن پای قدرت های فرامنطقه ای به بحران های کنونی در خاورمیانه باعث شده است هرگونه تنش میان قدرت های خاورمیانه امکان سرایت به سطح بین المللی و تبدیل شدن به یک بحران جهانی را داشته باشد. به همین دلیل است که ترس از تشدید تنش ها در خاورمیانه و تبدیل آن به یک جنگ تمام عیار منطقه ای با واکنش های بسیاری در سطح جهانی روبرو می شود.
با توجه به اهمیت وضعیت روابط عربستان با ایران، تلاش های صورت گرفته دولت های ثالث برای کاهش تنش اخیر پس از قطع روابط ریاض با تهران بهتر درک می شود. این دولت ها به خوبی می دانند که تشدید تنش ها میان ایران و عربستان منجر به عمیق تر و گسترده تر شدن بحران در خاورمیانه و سرایت فرامنطقه ای آن می شود و حل بحران های خاورمیانه در شرایطی امکان پذیر است که ۲ کشور به تفاهم برسند.
به همین دلیل است که کشورهایی چون آمریکا، آلمان، فرانسه، انگلیس، روسیه، چین و پاکستان از همان آغاز قطع روابط عربستان با ایران خواهان خویشتنداری ۲ طرف شدند و برخی قدم در راه میانجیگری نهادند.

گفتن این نکته نیز ضروری است که ایران همواره در سال های اخیر خواهان بهبود روابط با عربستان و گفت وگو برای حل بحران های منطقه بوده اما هر بار عربستان سعودی به بهانه های گوناگون مانع تراشی کرده است. از زمان گفت وگوهای هسته ای ایران و گروه ۱+۵ این مانع تراشی ها بیشتر شده و عربستان در کنار رژیم صهیونیستی از تمام توان خود برای به شکست کشاندن گفت وگوهای هسته ای استفاده کرده است.

این در حالی است که همگان معتقدند برجام مهم ترین رویداد سیاسی در دهه های اخیر در خاورمیانه و حتی جهان بوده است و این توافق نه تنها سایه یک بحران غیر ضروری را از منطقه خاورمیانه دور کرده است، بلکه می تواند مقدمه ای برای بازگشت ثبات به خاورمیانه باشد.
با چنین نگاهی است که کشورهایی مانند آلمان، پاکستان و چین تلاش دارند مانع از تشدید تنش میان عربستان با ایران شوند چرا که این تنش ها می تواند به اجرای برجام ضربه بزند و منطقه خاورمیانه را همچنان غرق در بی ثباتی و جنگ کند؛ امری که می تواند امنیت بین الملل را نیز زیر تاثیر خود قرار دهد.


Galaxy S7 - 944 x 150

این خبر را به اشتراک بگذارید :