به گزارش تبریزمن، تراکتورِ این روز ها دیگر آن شادابی و شور و هیجان فصول گذشته را ندارد؛ بازی های ضعیف و کسل کننده در کنار صندلی های خالی استادیوم یادگار امام یکی از دلخراش ترین صحنه ها برای فوتبالدوستان آذربایجان می باشد که این روز ها از صفحه تلویزیون به نمایش درآمده است.

اما چه چیزی باعث شد تا هواداران پرشور تراکتورسازی اینچنین از فوتبال و هرچه که به آن مرتبط است زده شده و عطای حضور در استادیوم و حمایت از تراکتور را به لقایش ببخشند؟

بدون شک چند دلیل واضح برای بررسی این مورد وجود دارند که هر کدام در زمان، جایگاه و حد و اندازه های خود ضربه سختی به بدنه تراکتور و هواداران وارد کرده و آنان را به این روز انداخته اند. این اتفاقات چنان پشت سرهم قرار گرفته و همدیگر را تشدید کرده اند هر ذهنی را گیج میکنند…

تلخ ترین و نیز از یادنرفتنی ترین دلیلی که می توان برای عدم حضور دوباره هواداران در استادیوم یادگارامام از آن نام برد، به بازی تراکتورسازی و نفت تهران در پایان فصل گذشته باز می گردد که در مقابل چشم ده ها هزار هوادار حاضر در استادیوم و میلیون ها بیننده تلویزیونی، قهرمانی تراکتورسازی را به سادگی آب خوردن منتفی کرده و با چند راهکار، همه را مات و مبهوت گذاشتند.

داوری هایی که در فصول گذشته و مخصوصا سال قبل – که ادامه آن ها همچنان در این فصل نیز به وضوح به چشم می خورد – نه یک بار و بلکه چندبار باعث نائب قهرمانی تراکتورسازی شده و انگیزه و رمق هواداران این تیم را از آنان گرفته است. یک نفر به تنهایی باعث آزردگی و افسردگی هزاران نفر از مردم شده و دلخوشی آن ها را به عذاب تبدیل می کند.

در کنار مسائل داوری و اتفاقات واقعه در بازی با نفت، چند عامل درونی هم تاثیراتی اساسی برای پیدا شدن این مشکلات در بدنه تراکتورسازی داشته اند.

IMG_0250

شاید عده زیادی معقتدند که دیگر در فوتبال حرفه ای بحث بومی و غیربومی مطرح نیست، اما ظاهرا این نکته مورد فراموشی قرار گرفته که فوتبال ایران به جز در مواردی که پای – مفت خوری و دیگر مسائل منفی – در میان نباشد، هیچ بویی از حرفه ای گری نبرده است. بازیکنی که برای پول پا به توپ شود، به چند پاس و رفع تکلیف قناعت می کند تا مبادا مصدوم شده و از نان خوردن بی افتد. این بازیکن به هیچ وجه برای عملکرد بهتر تیمش از جان مایه نگذاشته و به فکر کسب سه امتیاز نخواهد بود. غیرت و تعصب برای اینچنین بازیکنانی چه معنایی دارد؟ چه انگیزه ای غیر از پول برای این ها وجود دارد؟

نکته ی مشهودی که این روز ها در تراکتورسازی موج می زند، نبود رهبری قاطع و پرتلاش در تیم است. بازیکنی که با سر جلوی پای بازیکنان حریف رفته و سر هم تیمی هایش فریاد بزند. آنان را به جلو خوانده و با حرکات خود باعث ایجاد انگیزه و هیجان در سایر بازیکنان شود. سامان نریمان جهان یا حمودی کدام یک این ویژگی ها را دارند؟ ” یاغی ” تراکتورسازی در این فصل کدام بازیکن است؟

از طرف دیگر برای تیمی مثل تراکتورسازی که هوادارانش پایه و اساس اصلی تیم هستند، بدون شک وجود بازیکنان بومی و یا محبوب و باسابقه ضروری بوده و یکی از اصلی ترین انگیزه ها برای حضور در استادیوم میباشد. اما رفته رفته این بازیکنان محبوب و بومی از تیم کنار گذاشته شده و تعداد هواداران حاضر در استادیوم نیز روند نزولی پیدا کردند. کدام منطقی اجازه می دهد تا نصف بیشتر بازیکنان تیم در فصل نقل و انتقالات تغییر پیدا کنند؟

IMG_3696

در کنار این مسائل بازی ضعیف تیم تراکتورسازی از نظر فنی هم قابل توجه می باشد. تیمی همچون راه آهن که تا چند روز قبل از آغاز بازی ها هنوز تکلیف خود را نمی دانست، چگونه در برابر مدعی عنوان قهرمانی، این تعداد موقعیت گل برای خود فراهم می کند؟ بدون شک اندکی لغزش از سوی اخباری جوان مساوی بود با گلباران تراکتورسازی در برابر راه آهن.

آنچه مشهود است بی انگیزگی و سستی بازیکنان تراکتور در این سه بازی ابتدایی فصل می باشد. سه گل از چهار گل تراکتورسازی در این فصل از رقابت ها روی ارسال های کناری ایان رمزی و ضربات سر بادآورده به ثمر رسیده اند. آیا راه آهن ناهماهنگ تر از تراکتورسازی بوده است؟

به هر حال باید منتظر ماند و دید که روند کنونی تیم تراکتورسازی در آینده به چه ترتیبی پیش خواهد رفت، با این وجود در حال حاضر نمی توان چندان امیدی به این تیم و انتظار قهرمانی از آن داشت. باید منتظر ماند و دید که پس از هماهنگی بازیکنان، روند بازی تیم به چه شکل خواهد بود….


Galaxy S7 - 944 x 150

این خبر را به اشتراک بگذارید :