سرویس فرهنگ و هنر تبریزمن: عاشیق ها یا نوازندگان ساز سنتی آذربایجان میراث داران بخشی از ادبیات شفاهی این منطقه از کشورمان هستند که از دیرباز پاسدار میراث فرهنگی و فولکلوریک ایران بوده و دارای خصوصیاتی ارزنده ای از جمله مردم داری، خوش باطن بودن، داشتن سجایای اخلاقی و انسانی و معنوی هستند که با الهام از طبیعت و زیبایی های آن با آهنگ دلنوازشان تاریخ، هنر، طبیعت، جنگ آوری، مهر، محبت و عطوفت را پیش چشم انسان ها زنده کرده و در ذهن آنها مجسم می سازند.

هنرمندان صنعت عاشیقی با وجود برخورداری از تخصص و علم کافی، متاسفانه در هیچ جایی معرفی و شناسایی نمی شوند، در صورتی این شاعران و هنرمندان نیز باید مانند سایرین مورد حمایت جدی از سوی مسوولان مربوطه قرار گیرند.

در یکی از قهوه خانه های قدیمی شهر تبریز به سراغ یکی از این هنرمندان مردمی رفتیم تا گامی هر چند کوچک در شناساندن بخشی از فرهنگ این دیار برداریم.

عاشیق “ولی عبدی” را شاید از آن دسته از نوازندگان موسیقی سبک موغام بدانیم که از دوران نوجوانی به این هنر مبادرت داشته و اکنون نیز به فعالیت هنری خویش ادامه می دهد.

IMG_20150307_170304

می گوید که در زمان تحصیل اش در مکتب، در تایم های استراحت و نیز جشن های مختلف دانش آموزی به اجرای برنامه با ساز قوپوز نموده و بدین ترتیب استارت اجرای فعالیت در وادی هنر را آغاز کرده است.

او اکنون ۷۰ سال دارد و از طریق نواختن سیم های سازش به امرار معاش پرداخته و روزی حلال برای خانواده پر جمعیت خود می پردازد.

۱۰ فرزند دارد و به سختی هزینه عایله را کسب می کند زیرا چندین فرزندش دانشجو هستند و تعدادی نیز بیکار ! اما چه کند که علاقه اش به هنر موسیقی، زندگی را نیز برایش دشوار ساخته است.

هنر را دماسنج اجتماع و حیات می داند و می گوید: نقش هنر در ادبیات اجتماعی بسیار قابل توجه است اما باید کمی بیشتر به این اصل مهم بها داد زیرا قیمتی نامقطوع دارد و اگر در کشور، مکتب حیاتی وجود داشته باشد نسل جوان مان باید با موسیقی و فرهنگ سرزمین مان بزرگ شده و به تکامل برسند.

عاشیق ولی که فعالیت در حوزه داستان و موسیقی را نزد اساتیدی همچون عاشیق جبراییل دانشی، عاشیق عباسعلی آزقانلی، عاشیق علی بخشی، عاشیق یحیی دشن و سایرین آموخته است ادامه می دهد:زمانی که رادیو و تلویزیون نبود عاشیق ها تبلیغات چی مام میهن بودند به طوری که آنها از درست زیستن و عشق به وطن صحبت می کردند و آموزش می دادند و این امر پسندیده سینه به سینه پیش می رود چنان چه من نیز ۶ دهه است که عاشقانه عاشیقی می نمایم و علی رغم دشواری های بسیاری که با آنها دست و پنجه نرم می کنم باز هم خسته نمی شوم…!

و سپس می گوید:مردم ما علاقه وافری به عاشیق ها دارند زیرا موسیقی یک ملت، ادب مردم آن منطقه را ثابت می کند، شاید هر اقلیم سبک و فرم موسیقی خاص خود را داشته باشند به طور مثال در برخی مواقع، اهالی چند روستا و قصبه، زبان و ادبیات یکدیگر را متوجه نمی شوند اما عاشیق همه آن ها را در یک مسیر اجتماعی قرار می دهد که نشانگر تفکرات غنی عاشیق ها به عنوان روایت گران حماسی و مردمی می باشد.

به اعتقاد عاشیق ولی، بهای شعر و داستان را کسانی می دانند که در وادی آن به فعالیت می پردازند و اضافه می کند: در مقابل مجموعه تئاتر و موسیقی پایتخت کشور آلمان تصاویر تعدادی از نوازندگان موسیقی عاشیقی ایران هم به چشم می خورد در حالی که در کشور خودمان هیچ گونه ارجی به این افراد قانع داده نمی شود و این عدم توجه باعث می گردد سیر فعالیت آن ها به لحاظ تامین نیاز مالی به قهوه خانه ها کشیده شود، به طوری که نوازندگی و روایت گری داستان های حماسی، فولکولوریک و اجتماعی در فضای آکنده از دود و دم این اماکن، صفایی نداشته و حتی صدمه جدی و جبران ناپذیری به حنجره این عزیزان فعال در موسیقی مردمی وارد می سازد که باید راه حلی برای آن یافت!

او علاقه دارد تا فرزندانش نیز راه موسیقیایی اش را ادامه دهند، آنجا که می گوید:هنر، کار هر شخصی نیست و برای فعالیت در این حوزه سالم، عشق و علاقه می خواهد که فرزندانم آن ها را دارا بوده و هم اینک تعدادی از آن ها با سازهای دف، گیتار کلاسیک و دایره به فعالیت می پردازند و توصیه کرده ام که تا از این طریق به حوزه هنر وطن شان خدمت کنند.

عاشیق ولی

این عاشیق پیشکسوت علی رغم حضور و اجرا در جشنواره هایی از قبیل موغام، دهه فجر، دفاع مقدس و غیره و دریافت تعداد زیادی لوح تقدیر، آن طور که باید و شاید دل خوشی از عملکرد مسوولان حوزه فرهنگ و هنر ندارد و توضیح می دهد: گفته بودند در ۷۰ سالگی ام مورد تجلیل هنری قرار خواهی گرفت اما ظاهرا” این امر به ورطه فراموشی سپرده شده است و امیدی به عملی شدن آن ندارم زیرا به فکر ما نیستند.

از وی در خصوص اجرای موسیقی مدرن توسط نسل جوان می پرسم که آهی می کشد و می گوید:ما تلاش می کنیم موسیقی اصیل آذربایجان را در بین جوانان بسط و گسترش دهیم اما با یک گل بهار نمی شود، آن جایی که مشاهده می کنم خواننده ای تنها با یک ارگ به اجرای کنسرت موسیقی می پردازد افسوس می خورم که چرا وضعیت این گونه شده و ذات هنر، فدای تجهیزات مدرن و دیجیتال گشته و اصالت نواهای نیاکان ما از دست می رود!

عاشیق ولی که مهارت قابل توجهی در نواختن قوپوز دارد یک خاطره به یاد ماندنی را برایمان بازگو می کند:در دوران جوانی، به یک مراسم جشن ازدواج در یکی از ییلاق های دامنه سبلان دعوت شدیم، این مراسم مربوط به نکاح یکی از بزرگان ایل بود، یک هفته کامل به اجرای برنامه و نواختن ساز پرداخته و در آن ییلاق، دل مردم روستاهای منطقه را خشنود نمودم، در آنجا یک مرد روزگار چشیده انعام داد و گفت عاشیق! سه بند شکسته قره باغ بخوان… ما نیز به اجرا پرداختیم اما در دومین بند آن، شیون و زاری به پا شد که ظاهرا یکی از بانوان حاضر در مراسم از شدت علاقه به نوع آواز از حال رفته بود و هیاهویی به وجود آمد اما پس از بازگشت وی به حالت طبیعی، برنامه ادامه یافت… این قضیه برای من یک خاطره بد بود اما برای دنیای موسیقی یک اتفاق قابل توجه محسوب گردید زیرا نشان دهنده علاقه مردم به موسیقی دیارشان بود که در ذات آن ها نهفته است!

IMG_20150307_170108

وی سپس یک قوشما برایمان می خواند:ائل قیزلاری سحر سحر/ داغلار سنین قوینوندادی/ یاشیل چؤللر گولون دره ن/ داغلار سنین قوینوندادی/ پیر داغی نی وطن بیله ن/ عمرانینان دئییب گوله ن/ عاشیق ولی قدرین بیله ن/ داغلار سنین قوینوندادی

عاشیق ولی در پایان به برخوردهای نامناسب و ناملایماتی که از سوی برخی ها صورت می گیرد اشاره می کند و می گوید:هر کس به وادی هنر بدی کرده خدا خودش جوابی دندان شکن به او خواهد داد، مردم ما هنرمندان سرزمین شان را می شناسند و با چند سخن بی ربط، حیثیت و جایگاه عاشیق ها خدشه دار نمی گردد!

وقتی از عاشیق ولی ۷۰ ساله خداحافظی می کنم یک مورد به شدت آزارم می دهد؛ او هنوز هم تحت حمایت بیمه برای آینده خود قرار نگرفته و خدا می داند که فردا چه خواهد شد!

 

گفتــگو از: شــهرام صــادق زاده

 

 


Galaxy S7 - 944 x 150

کلیدواژه ها : ,

این خبر را به اشتراک بگذارید :