در ایام تعطیلات نوروز سال ۹۵، با مصاحبه های نوروزی «تبریزمن» همراه شوید…

تبریزمن، سرویس فرهنگی: در سال های اخیر، تئاتر، سینما و تلویزیون استان آذربایجان شرقی و تبریز دارای ضعف های عمیقی بوده و نسبت به سایر استان ها عقب مانده است. همین موضوع رابهانه قرارداده و یکی از کاربلدترین های این حوزه در استان را به تحریریه تبریزمن دعوت کرده ایم و با وی در این خصوص گفتگویی جذاب داشته ایم. در ادامه مشروح کامل این گفتگو را می خوانید:

تبریزمن: مختصرا خود را معرفی کنید:

من سعید ذوالفقاری، متولد، ۱/۱/۵۴ هستم و کار تئاتر انجام می دهم. از سال ۶۷ تئاتر را آغاز کرده ام و مدتی در حوزه هنری سازمان تبلیغات نیز فعالیت کردم تا اینکه بنا به شرایط نامناسب موجود در آن سازمان، این کار را ترک کردم.

برای مدتی کار تئاتر را قطع کردم اما بار دیگر از سال ۷۳ تا کنون به صورت حرفه ای (البته در سطح تبریز) این کار را ادامه دادم.

تبریزمن: چگونه وارد تئاتر شدید؟

در حال حاضر برخی حرف ها کلیشه شده و مثلا اگر از یک آدم مذهبی در خصوص گذشته سوال شود، می گوید در خانواده مذهبی به دنیا آمدم، یا این که فوتبالیست ها می گویند از زمین خاکی شروع کرده ایم و برخی هنرمندان هم می گویند در خانواده ای هنردوست رشد کرده ایم!

من در دوران کودکی پدرم را از دست داده ام، پدرم بیشتر به موسیقی علاقه داشت اما مادرم به کار های هنری عشق می ورزید. من از مادرم اسامی بازیگران بزرگ را یاد می گرفتم و در نهایت هم به هنر علاقه مند شدم. او مرا در کلاس های مختلف ثبت نام و وارد فضای هنری می کرد.

تا ایکنه کم کم به تئاتر علاقمند شدم و از فرصت هایی که در مدرسه پیش آمد، وارد این فضا شدم و تا الان نیز ادامه داده ام.

nejati (5 of 11)

تبریزمن: در تلویزیون استانی هم فعالیت دارید؟

چند سالی بود که در تلویزیون کار نمی کردم اما این اواخر دوباره دعوت شدم. با این حال وضعیت تلویزیون به گونه ایست که می خواهند با خرج اندک، نتایج عالی و با کیفیت بدست آورند که چنین موضوعی امکان پذیر نیست.

تبریزمن: در خصوص مشکلات صدا و سیما بیشتر توضیح دهید:

همانطور که گفتم چند سالی بود که با سازمان همکاری نمی کردم اما در این اواخر از من دعوت شد. اول به نظرم رسید که شاید فضا کمی متفاوت شده اما وقتی بیشتر بررسی کردم دیدم هیچ چیزی تغییر نکرده است.

به عنوان مثال، برای تهیه یک سریال، برای یکی از نقش ها، مبلغی را در نظر می گیرند، اما تفاوتی نمی کند که این نقش را یک فرد حرفه ای بازی کند یا آماتور، مبلغ همان است. چه بازیگر آمریکایی حرفه ای باشد، چه من باشم و چه پرویز پرستویی باشد، مبلغ همان است!

تصویربرداری هم اینگونه است، صدا برداری و همه نقش ها این چنین است. ۲۰ نفر را انتخاب می کنند و به همه پیشنهاد می کنند، هر کس مبلغ را پذیرفت، وارد کار می شود. متاسفانه صدا و سیمای استان ما، به این ترتیب اداره می شود، حتی یک بار نقشی را هم به من پیشنهاد داده بودند و هم به هنرجوی من که فردی تازه کار بود.

به این خاطر من و دوستان همفکر من زیاد علاقه ای به همکاری با شبکه استانی نداریم، بالاخره انسان باید کمی سختی را تحمل کند اما شخصیتش حفظ شود.

بحث پول هم نیست، ما تئاتری که کار می کنیم درآمد بسیار اندکی برایمان دارد، اما چون ارزش خودمان حفظ می شود و علاقه داریم، کار را ادامه می دهیم، با این حال در صدا و سیما اینگونه نیست و برخی مسائل رعایت نمی شود.

nejati (1 of 11)

تبریزمن: آقای چاووشی به ما گفتند تئاتر مریض است و نیاز به جراحی دارد، شما چه نظری دارید؟

از نظر من کار تئاتر در شهری چون تبریز، هم نیازمند عشق است و هم سفاهت!

واقعیت اینست که تئاتر هیچ سود و منفعتی ندارد، هیچ، اگر کسی عاشق این کار نباشد و اگر سفیه نباشد، وارد این رشته نمی شود. این نظر شخصی من است.

البته سبک کاری ما با جناب چاوشی متفاوت است و ایشان که محبوب تر و شاخص تر از ما هستند، اگر در مورد تئاتر چنین گلایه می کنند، ببینید در دل ما چه می گذرد.

کسی که عشق تئاتر را نداشته باشد، حتی یک دقیقه هم نمی تواند در این فضا دوام آورد. کسی که بدون هیچ چشمداشتی سه الی پنج ماه در زیرزمین تاریک تمرین می کند، در محیط تاریک اجرا می کند و اجرا می دهد، مطمئنا عاشق است. کار تئاتر و افرادی که در آن هستند، افراد متفاوتی هستند و طرز فکر خاصی دارند، در غیراینصورت نمی توانند در چنین فضای سختی دوام آورند.

اما در گذشته چنین نبوده، سن ما قد نمی دهد، اما شنیده ایم که پیش از انقلاب، برای نمایش های تئاتر صف می کشیدند و یا اینکه بلیت ها یک هفته قبل تماما به فروش می رسیدند.

این موضوع درست است که بالاخره تلویزیون، رسانه ها و ابزارهای مختلف پیشرفت داشته اند، اما در کشور ما، مسئولین کاملا مقصرند و کم کاری کرده اند. در همه جای دنیا برای تئاتر یارانه می دهند، به جز ایران. شاید در افغانستان هم این کار را انجام می دهند( به شوخی)

تبریزمن: چرا بازیگران نامی کشور، در سایر استان ها پروژه دارند، اما در تبریز نه؟

به این خاطر است که تهیه کنندگان ما می خواهند پول بیشتری بدست آورند، عوض اینکه به کیفیت کار فکر کنند، به جیب خود فکر می کنند. من قبول دارم که تلویزیون شهرهایی مثل ارومیه و اردبیل از ما بهترند.

پیشرفت زمانی حاصل می شود که کارهای تولیدی انجام گرفته و به عبارتی تمرین انجام شود. وقتی شهرهای دیگر می آیند و کار تولیدی انجام می دهند، پیشرفت می کنند، اما تلویزیون ما درجا خواهد زد.

تبریزمن: وضعیت تئاتر در سایر نقاط استان چگونه است:

در حال بهبود است، در دهه گذشته وضعیت بسیار بد و اسفناک بود اما با دوستانی که در ارتباط هستیم و خبر می گیریم، وضعیت رو به بهبودی است.

در دوره آقای خاتمی، یعنی دوره اصلاحات، تئاتر بهترین دوران خود را سپری می کرد، حتی در زمانی که آقای علی مطهری مسئول تئاتر بودند، وضعیت خوب بود.

هم اکنون نیز کم  کم تئاتر دارد رونق می گیرد . اجراها بیشتر شده اند و سالن ها دارای ترافیک کاری هستند. این موضوع جای خوشحالی دارد و خبری خوش دارد.

nejati (3 of 11)

تبریزمن: شما شخصا در چه حوزه هایی از تئاتر فعالیت دارید:

رشته تحصیلی من کارگردانی نمایش است، اما بازیگری هم انجام داده ام. اکثرا نمایشنامه های سیاسی و اجتماعی را انتخاب می کنم، نمایشنامه هایی که وضع موجود جامعه را به رخ بکشید.

تبریزمن: وضع بازیگری در استان چگونه است:

اسفناک! اسفبار!

بینید؛ همانطور که متخصص قلب داریم، متخصص فلان حوزه داریم، بازیگری هم یک تخصص است. تخصص خاص. شما وقتی وارد محیط یک بیمارستان می شوید، از شما می پرسند که ” برادر کجا؟ ” یا حتی بخواهید وارد پارکینگ شوید، می گویند ماشینتان کو؟ کجا می روید؟

اما دیوار بازیگری بسیار کوتاه است. امروزه همه احساس می کنند که بازیگر هستند، حتی اظهار نظر هم می کنند در این حوزه! علت هم اینست که به بازیگری به عنوان تخصص نگریسته نمی شود. طرف در جمع خانواده دو تا جک می گوید، پدر و مادرش از فردا او را بازیگر می نامند.

تئاتر به نسبت بهتر است، کسی که بازیگر نباشد نمی تواند یک لحظه در تئاتر خودش را بالا نگه دارد. اما در حوزه های دیگر، همه بازیگر هستند، حتی کسی که یک لحظه از جلوی دوربین عبور می کند.

تبریزمن: تعامل اداره ارشاد با تئاتر چگونه است:

بد نیست، اما باید قبول کنیم که دست های آنان هم بسته است. مشکلات ما ریشه ای تر از این موارد سطحی است. هرکس هم باشد، دچار مشکل خواهد شد و افرادی که می آیند و می روند نمی توانند موضوعی را از موضوعات تئاتر حل کنند. بلکه باید مسئولان بلند بالای استانی و کشوری باید از تئاتر حمایت کنند.

تئاتر در همه جای دنیا، یک هنر خدماتی است و به آن یارانه تعلق می گیرد، اگر اینگونه نباشد، تئاتر دوام نمی آورد.

تئاتر هنری است که در طول زمان تاثیر گذاری دارد، شاید ما تاثیر آن را نفهیم اما فرزندانمان از آن استفاده کنند.

تئاتر مقیاس آزادی در یک کشور است. هر چه سخنانی که در تئاتر گفته می شود، جدی تر و آزادانه تر باشند، یعنی دموکراسی در آن کشور حاکمیت دارد.

برای ارزیابی آزادی بیان در تمام کشورها، می توان به تئاتر آن ها کشورها نگاه کرد که چه حرف هایی می تواند بزند.

تبریزمن: برای علاقمندان به تئاتر چه پیامی دارید:

من می خواهم اینگونه به تمام کاربرانتان بگویم که بیاییم به جای پر و بال دادن به مسائل سطحی و پوچ و بی ارزش، به جایی برسیم که فرزندان ما به کتاب ها روی آورند، به گالری های نقاشی، کنسرت موسیقی و . . . به تئاتر و به طور کلی به فضای فرهنگی علاقمند شوند.

فقر، فقط فقر مالی نیست، فقر مثلا اینست که خانمی سرتاپا طلا دارد اما همه دندان هایش خراب است!

به طور خلاصه، سخنم با همشهریان اینست که کمی روی فکر فرزندانمان تلاش کنیم، اگر این کار انجام ندهیم، فرزندان ما در آینده شاید به مشکل بربخورند و جامعه ما وضعیت بدی پیدا کند.

هنرمندان هم باید درد جامعه را نشان دهند، آگاهی داشته باشند که در جامعه چه می گذرد تا بتوانند مردم را جذب کنند.

تبریزمن: الگوی بازیگری شما:

الگوی بازیگری من در سطح بین المللی زیاد هستند اما از بین افرادی که خیلی به کارشان علاقه دارم، آنتونی کوئین است. اما داریم اسطورهایی مثل مارلون براندو، آل پاچینو، هافمن، نیکلسون، این ها همه تاپ هستند و نمی توان مقایسه کرد. اما من آنتونی کوئین را بیشتر دوست دارم. همفری بوگارت را هم علاقه دارم.

اما در بین بازیگران ایرانی، حتما آقای بهروز وثوقی الگوی من خواهند بود. سطح بازی ایشان بسیار بالا است. آقایان نصیریان، مشایخی، جعفر والی قبل از انقلاب فوق العاده بودند. اما بعد از انقلاب نیز اکبر عبدی و پرویز پرستویی محبوب من بودند.

این ها سقف بازیگری هستند.

nejati (4 of 11)

تبریزمن: چه نوع کتابی می خوانید:

اکثرا کتاب ها تخصصی در حوزه خودم.

تبریزمن: آهنگ چطور؟ گوش می دهید؟

بله. هر سبکی را گوش می دهم، سنتی آذربایجانی و ایرانی و به ویژه ترانه های شجریان را گوش می دهم، زمانی بود که آهنگ بیداد استاد شجریان را هر روز گوش می دادم و عادت کرده بودم. سنتی آذربایجانی خواننده هایی مثل بابا میرزایوف، عارف بابایوف، عالم قاسم اف گوش می دهم. به موسیقی پاپ هم علاقه دارم. ویگن و عارف را حتما گوش می دهم. بعد از انقلاب احسان خواجه امیری و محمد علیزاده نیز از کلاس بالایی برخوردار هستند.

تبریزمن: بهترین و بدترین خاطره:

 بهترین خاطره ام بازی در نقش دکتر استوکمان، در نمایش نامه دشمن مردم و بدترین خاطره هم تعطیلی انجمن فیلم توسط اداره ارشاد تبریز بود که البته آنها هم مجبور بودند.

تبریزمن: در اوقات فراغت خود چه می کنید:

اگر داشته باشیم، در کنار همسرم وقت می گذرانم، یا اینکه در پاتوقی که داریم با دوستان چای صرف می کنیم.

تبریزمن: ورزش هم می کنید؟

نه ولی سعی می کنیم که در روز ده دقیقه ای نرمش کنم. زمانی فوتبال بازی می کردم و حتی با چند تا از بازیکنان خوب تبریزی همدوره بودم، اما مادرم اجازه نداد ادامه دهم. با این حال به شنا و ژیمناستیک خیلی علاقه دارم اما آنطور که باید بلد نیستم. اگر وقت کنم بازی ها ماشین سازی و تراکتورسازی را هم نگاه می کنم. با توجه به تعصبی که به ورزش استان دارم اگر هم نتوانم بازی های تیم های محبوبم را نگاه کنم قطعا نتایج آنها را پیگیر می کنم. ماشین سازی، تراکتورسازی و گسترش فولاد فوتبال شمالغرب کشور را زنده نگاه داشته اند.

تبریزمن: وضعیت تحصیلی تان چگونه بود؟

به طرزی بود که اگر فرزندم به شکل من درس بخواند، حسابی از او دلگیر می شوم! افتضاح بود. یعنی تئاتر اجازه نمی داد که من درس بخوانم.

بعضی اوقات فکر می کنم، از خودم می پرسم که چگونه درس خواندم!؟ من در واقع دوبار دوره دبیرستان را سپری کردم!

تبریزمن: چه برنامه و هدفی برای آینده دارید؟

اول اینکه در اردیبهشت یک نمایش خواهیم داشت در تئاتر شهر و بعد از آن هم یک نمایشنامه خوب توسط آقای آیدین سردار نیار در حال ترجمه است که روی صحنه خواهیم برد.

اما هدفم اینست که آدم باشم! و خیلی برای این کار تلاش می کنم.( خنده)

تبریز: شهرمن، خاک من

سیاست: بی معنی در ایران

تئاتر: عشق ولی سفاهت، خوره

جوان: نشاط

تلگرام: دوستی

تراکتور: من ماشین سازی را دوست داشتم و دارم ولی تراکتورسازی در حال حاضر ویترین است!

مادر: در کلمه که سهل است در هیچ تعریفی نمی گنجد شاید بتوان گفت عشق حقیقی و کامل

ماشین سازی: ریشه فوتبال

دشمن مردم: صداقت، بی پروایی – وجدان آگاه و بیدار جامعه

تبریزمن: پایگاه خبری تبریزمن!


Galaxy S7 - 944 x 150

این خبر را به اشتراک بگذارید :