نقش بی‌بدیل سینما و تئاتر در معرفی تاریخ و سرگذشت یک ملت و در کنار آن، معرفی و ارتقاء سطح فرهنگ مردم کاملا آشکار و مبرهن است؛ بماند که چه منافع مادی و بهره های دیگری که می توان از این طریق بدست آورد و شرایط یک جامعه را بهبود بخشید. اما جای سوال اینجاست که ما تا چه حد از این ابزار اساسی و بسیار تاثیرگذار استفاده کرده و آنچه که باید را به افکار مردم خود هدیه کرده ایم؟

تبریزمن، سرویس فرهنگ و هنر: فرهنگ یک جامعه و ذهنیتی که مردم یک کشور دارند، جایگاه آن را درجهان مشخص می کند، نوع عملکرد و شخصیت مسئولین رده بالای یک مملکت – که طبیعتا از میان مردم رشد کرده و به جایگاهی می رسند – ناشی از فرهنگ آن مردم و نوع تربیت آن ها می باشد.

در کتب مختلف بیش از پانصد معنا برای فرهنگ گفته اند. برای “فرهنگ” تعریف واحدی را نمی توان یافت؛ چراکه هر فرقه و گروهی فرهنگ را بر اساس آداب و رسوم خود تعریف و معرفی می کنند.

اما “فرهنگ” گویا زبانی برای برقراری ارتباط با متن جوامع بشری است. انسان ها پس از زبان لسانی که با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند به زبان “فرهنگ” و آداب و رسوم خود با یکدیگر سخن می گویند. این “فرهنگ” است که حلقه واصل انسانهاست.

در این میان، هنر جزو اصلی ترین ارکان فرهنگی یک جامعه می باشد. تغییری که هنر بر روح انسان می‌گذارد تغییری عمیق و ماندگار و طولانی‌ است. در نتیجه هر گاه خواهان اثرگذاری ماندگار باشیم، می‌توانیم از هر یک از رشته‌های هنری به فراخور نیازمان بهره ببریم. همانطور که در روانشناسی این بحث به اثبات رسیده‌است، جهان از مجموعه‌ای از افراد تشکیل شده‌است، پس اگر بخواهیم در سریعترین حالت بر تعداد زیادی از افراد تاثیرگذاری داشته باشیم می‌توانیم از اسباب هنر استفاده کنیم.

هنر یکی از اجزای فرهنگ است. و سینما یکی از اجزای هنر (هنر هفتم). هنر موسیقی و هنرهای نمایشی، چون از طریق حس شنوایی و حس بینایی به سرعت درک می شوند، تاثیر سریع و عمیقی در افراد ایجاد می کنند، و این، دقیقاً همان کاری است که کشورهای پیشرفته و پیشتاز غربی مدتهاست که در حال انجام آن هستند.

در کشوری چون آمریکا، یکی از ابزارهایی که باعث مطرح شدن سیاهان شد، موسیقی ای بنام جاز بود. آنها این موسیقی ( یا فرهنگ) را توانستند در تمام جهان جاری کنند. و اتوماتیک وار، نحوه لباس پوشیدن خوانندگان آنها، مدل موی آنها، نحوه صحبت کردن آنها و حتی آداب معاشرت آنها نیز به همین وسیله منتقل می شود.سینما و تئاتر تاثیری به مراتب وسیع تر از موسیقی، در حوزه فرهنگ دارند. یکی از کاردبرهای سینما (و مهمترین آن)، سرگرمی یا Entertainment است و مردم عموماً برای سرگرم شدن در آخر هفته ها راهی سینما می شوند و یا اینکه برای سرگرمی، فیلمی را در منزل تماشا می کنند. تصور کنید که بتوان فرهنگ خود را به راحتی و در حین استراحت افراد به آنها منتقل کنید. معرفی تاریخ، القای صفات اخلاقی، معرفی الگوهای مناسب و … حتی تا مواردی چون جذب گردشگر می تواند به وسیله سینما و تئاتر صورت پذیرد.

پس می توان گفت که هنر هفتم نقشی بی بدیل در فرهنگ و فرهنگ نیز نقشی اساسی در توسعه و پیشرفت یک کشور دارند. حال به سوال اول متن برمی گردیم که ما تا چه حد از این ابزار اساسی و تاثیرگذار استفاده کرده و آنچه که باید را به افکار مردم خود هدیه کرده ایم؟

با نگاهی به وضعیت استان در این حوزه، نکاتی قابل ذکر جلب توجه می کنند، اولا اینکه در خصوص امکانات سخت افزاری، وضعیتِ بسیار اسفبار و نامناسبی حاکم بوده و هیچ اراده ای برای بهبود این مسئله دیده نمی شود. پیش از این به صورت خلاصه و در دو نوشته (ر.ک: کلیک کنید و ر.ک: کلیک کنید)، به این وضعیت پرداخته ایم، اما در کنار بحث سخت افزاری، مسئله مهمتری نیز وجود دارد.

اینکه آذربایجان و به طور مشخص، شهر تبریز، از نظر تولیدات هنری در سینما و تئاتر در چه سطحی قرار دارد، استعدادها و تازه‌واردهای این رشته تا چه حد امید و امکان پیشرفت دارند؟ هنرمندان صاحب نام ما در این عرصه تا چه حد مورد توجه قرار می گیرند و تا چه اندازه ای از تجربه آن ها برای بهبود وضعیت استفاده می شود؟

با نگاهی سطحی و گذرا هم می توان دریافت کرد که سینما و تئاتر تبریز دیگر آنطور که باید زنده نیست، چه از نظر سخت افزاری و چه از نظر نرم افزاری. آن هایی هم که بوده و بوده‌اند نیز ناامید شده و صحنه را ترک کرده اند. هنر هفتم در تبریز و آذربایجان، این روزها به نمایش های طنز و بی مایه در مراسم ها و رویداد‌های معدود خلاصه شده اند.

آیا در چنین شرایطی می توان انتظار جامعه ای سالم داشت؟ جامعه ای که فرزندانش، آینده سازانش روز‌به‌روز هویت و تاریخ گذشته شان را فراموش کرده و ذهن و فکرشان درگیر توهماتی می شود که هزاران کیلومتر دورتر و در کشورهایی با سنت و فرهنگی کاملا مغایر و نامناسب، تولید و عرضه می شوند، یا اینکه فیلم ها و سریال های آبکی و بی محتوای تلویزیون داخلی با روح و روان آنان بازی می کنند.

از سوی دیگر، به عنوان نمونه، تاریخ و تمدن هزاران ساله تبریز بارها بر زبان مسئولین جاری و بهشان افتخار ورزیده شده است، اما تابحال چه اثر ماندگار و پرسروصدای سینمایی یا تلویزیونی ای در خصوص این تاریخ و اتفاقاتِ پرشمار و تاثیرگذاری که در آن به وقوع پیوسته از طرف هنرمندانِ استان به ثبت رسیده یا توسط مسئولین مورد حمایت واقع شده است؟

نشستن و منتظر ماندن، ساده ترین کاری است که می توان در چنین شرایطی انجام داد، شاید فردی پیدا شود و اوضاع را متحول کند، اما این توهم را باید مسئولین و کاردان هایی که امکان و اختیار ایجاد تغییر – هرچند کوچک – دارند باید از بین ببرند و قدم های اولیه را بردارند. در حال حاضر اگر واقع گرایانه نگاه کنیم، حتی نتوانسته ایم حداقل استفاده را از سینما و تئاتر داشته باشیم، اما پیمودن طولانی ترین راه ها هم با برداشتن اولین قدم ها آغاز می‌شوند…


Galaxy S7 - 944 x 150

این خبر را به اشتراک بگذارید :