رئیس‌جمهور سابق در نامه‌ای سرگشاده به رئیس‌جمهور آمریکا او را مشفقانه نصیحت کرده که اموال ملت ایران را بلوکه نکند. نامه ای که به گفته خودش، به هیچ وجه سیاسی نبوده و صرفا با اهداف انسانی نوشته شده است!

تبریزمن، سرویس سیاسی: احمدی نژاد این روزها دغدغه دیده شدن دارد. در هر کوی و برزنی حاضر می شود و در مورد هر موضوعی اظهار نظر می کند. بنابر شواهد، وی دوباره سفرهای استانی خود را آغاز کرده و در شهرهای مختلف اقدام به سخنرانی می کند که در تبلیغاتی بودن آن هیچ شبهه ای وجود ندارد.

اما شاید کسی انتظار نداشت که رئیس دولت دهم و نهم در این روزهای پایانی دولت اوباما به وی نامه بنویسد. البته این اولین بار نیست که احمدی نژاد به اوباما نامه می نویسد. او در دوران ریاست جمهوری خود نیز چندین بار به رئیس جمهور امریکا نامه نوشت که به هیچ کدام از آنها پاسخی داده نشد. اگرچه اوباما چندین بار در این مدت با رهبر انقلاب نامه نگاری های انجام داده است.

سئوال این است که علت اصلی نامه نگاری احمدی نژاد با اوباما و رسانه ای کردن آن در این برهه زمانی چیست؟ برای پاسخ باید به برخی موضوعات اشاره کرد.

احمدی نژاد برای اینکه دوباره بتوانند حیات سیاسی خود را پس از برگزاری انتخابات سال ۹۲ بازیابد، نیازمند دیده شدن است. در این میان شاید نامه نگاری با اوباما به بهترین شکل وی را دوباره به اذهان سیاسی مردم بازگرداند. همچنین وی با بحران مشروعیت سیاسی برای حضور در انتخابات مواجه است. بنابراین برای رهایی از این چالش نیازمند ایجاد شیوه های جدید برای انحراف از موضوعات اصلی است. موضوعاتی از جمله فسادهای اقتصادی از سوی همکاران نزدیک وی و یا برخی سوء مدیریت ها در دو دوره دولت گذشته که احمدی نژاد برای آنها پاسخ ندارد.

اما با توجه به متن نامه، دو سوال دیگر بیش از سایر موارد جلب توجه می کند، اینکه احمدی نژاد قصد داشته تقصیر پول های بلوکه شده را به گردن دولت فعلی بی اندازد و به اصطلاح رایج، دست پیش را گرفته تا پس نیافتد و اینکه در قسمت پایانی نامه تاکید کرده که هدف او از این اقدام، سیاسی نیست و فقط در جهت اهداف انسانی می باشد!

ذکر نکاتی در خصوص این دو مورد خالی از لطف نیست، در خصوص پول های بلوکه شده؛ آیا روحانی و دولت یازدهم چنین بی مسئولیتی و بی احتیاطی را انجام داده اند یا محمود احمدی نژاد و دولت های نهم و دهم در این مسیر بی تدبیری به خرج داده اند؟

در توضیح این پرسش باید اشاره کرد حکم اولیه برای مصادره این پول سال ۸۶، یعنی زمانی که محمود احمدی نژاد سکان اداره کشور را در دست داشت صادر شده است. سال ۸۷ دادگاه فدرال نیویورک حکم مصادره اوراق قرضه بانک مرکزی ایران در آمریکا صادر می شود. چند ماه بعد و در آبان ماه ۸۷ همین دادگاه به سیتی بانک نیویورک دستور می دهد که یک میلیارد و هفتصد و پنجاه میلیون دلار از اوراق قرضه ایران در آمریکا را مصادره کند. در سال ۸۸ در خصوص ارتباط میان اوراق بانک مرکزی ایران و ضبط اموال تردیدهایی از سوی دادگاه فدرال نیویورک پدید می آید اما بالاخره در اسفند ماه سال ۹۱ همین دادگاه حکم به تایید مصادره می دهد.

در نتیجه کل پروسه در دولت های محمود احمدی نژاد صورت پذیرفته و در آن زمان آقای رئیس جمهور نه تنها دست به اقدامی حقوقی در این راستا نمی زند که حتی اقدامی انسان دوستانه هم از سوی ایشان صورت نمی پذیرد.

از سوی دیگر آقای احمدی نژاد هنوز پاسخ این سوال را نداده که چطور بانک مرکزی دولت ایشان بیت المال را صرف سرمایه گذاری در کشور متخاصم ایران (آمریکا) کرده است. اکبر ترکان در این خصوص می گوید: «واقعیت این است که در زمان دولت گذشته، در آمریکا که یک دولت متخاصم است، سرمایه گذاری صورت گرفته است. ضمن اینکه دولت وقت و مسئولان بانک مرکزی اقدام به سرمایه‌گذاری در آمریکا از مسیر خرید اوراق قرضه دولتی این کشور کرده است. اقدامی که سیاست جمهوری اسلامی ایران در تضاد است و منطقی نیست ما در کشوری که با جمهوری اسلامی در تضاد و تخاصم است سرمایه گذاری کنیم.»

صرف نظر از اینکه اگر دولت وقت دست به سرمایه گذاری در آمریکا نمی زد، آنها نمی توانستند پول های ایران را مصادره کنند، توجه به این نکته هم ضروری است که اصل پرونده و رای صادره آن در دولت قبل کلید خورده و چیزی که جدید است، تنها تایید احکام صادر شده در سالهای پیشین است.

photo_2016-08-09_10-55-04

و در خصوص سیاسی نبودن نامه؛ آقای احمدی نژاد در بخش پایانی نامه خود اظهار داشته که این نامه را با هدف انسانی و نه سیاسی نوشته است. اگر فرض را بر صحت ادعای رئیس جمهور پیشین بگذاریم، پرسش های دیگری پیرامون این ماجرا پیش می آید.

نخست اینکه اگر حقیقتا هدف از این نامه سیاسی نبوده چرا آقای احمدی نژاد اقدام به رسانه ای کردن آن کرده است؟ اگر پاسخ این باشد که در جهت اطلاع افکار عمومی صورت گرفته پرسش دیگری پدید می آید و آن این است چرا حتی پیش از اینکه این نامه به دست رئیس جمهور آمریکا برسد و با این سرعت رسانه ای شده است؟ از سوی دیگر اگر واقعا آقای احمدی نژاد در پی بهره برداری سیاسی از این نامه نیست، چرا به دولت اجازه نداده از مراجع رسمی و مرسوم این ماجرا را پیگیری کند و خود به صورت مستقیم ورود کرده است؟ ایشان اگر علاقه مند بود این موضوع را به صورت واقعی و نه نمایشی حل کند، حتما در زمان حضور در پاستور اهتمامی در این رابطه می ورزید.

از سوی دیگر آیا ایشان به خاطر ندارد که نامه های رسمی ایشان زمانی که ساکن پاستور بودند از سوی اوباما و جرج بوش و دیگران بی پاسخ ماند و جز بی حرمتی برای ایران، هیچ از آنها باقی نماند؟ در چنین شرایطی که به قول ایشان قصد تنها اهداف انسانی بوده، چرا باید رئیس جمهور آمریکا وقعی به نصایح و اندرزهای یک سیاستمدار بازنشسته که از سوی هم حزبی های خود هم با اقبال چندانی رو به رو نیست بنهد؟

حقیقت این است که در طول ماه های آینده چنین اقداماتی را بارها و بارها از رئیس جمهور سابق کشورمان شاهد خواهیم بود، اما بد نیست ایشان، که ادعای خدمتگذاری ملت ایران و تلاش برای احقاق حقوق آن ها را دارد، به مسائل و اتهاماتی هم که در خصوص خودشان وجود دارند نیز رسیدگی کرده و از همه مردم که اینقدر فسادها و نابسامانی‌های مالی و اقتصادی، اخلاقی و اجتماعی دوره ایشان را ملاحظه کرده‌اند عذرخواهی کنند و یقین بدارند که مردم فریب این سخنان را نخواهند خورد، چرا که اکثر مردم ایران در این چند سال دیده‌اند که ایشان برای مردم در عمل ارزشی قایل نبودند و بسیاری از گرفتاری‌های دولت آقای روحانی ناشی از عملکرد ناسنجیده دولت قبل بود.


Galaxy S7 - 944 x 150

این خبر را به اشتراک بگذارید :