ملتی از توافق هسته ای خوشحال است. بهتر بگویم بخش بزرگی از ملت ایران از توافق بدست آمده خوشحالند. برای آنان این توافق -همچنانکه دکتر ظریف نیز گفتند- فصلی از امید است. هنوز هیچ اتفاقی چه در عرصه اقتصادی و چه در هر عرصه دیگری نیفتاده است اما مردمی که عادت داشتند به بدتر شدن پی در پی سال ها، اکنون امیدوارند به سال های بهتر، و البته زندگی عزتمندانه تر.

 تبریزمن، گروه سیاسی: با این حال بخشی کوچک، از این توافق خوشحال نیستند. شاید حتی ناراحت هم باشند. آنانکه سهمی در رسیدن اوضاع به مراحل فاجعه بار و بحرانی به خصوص سالهای ۹۰ تا ۹۲ داشتند، آنانی که نگران از دست رفتن فرصت های کلان اقتصادی هستند، آنانی که از آن بحران آفرینان حمایت کردند، آنانی که ساده دلانه شعارهای ارزشی فاجعه گران را باور کردند،

کسانی که می دانند پس از رفع بحران هسته ای و مسائل اقتصادی باید رودرروی خواسته های اجتماعی و فرهنگی مردم بایستند، و البته جناح تندروی محافظه کار، همه و همه ناراحتند. درباره همه این گروه ها سخن بسیار گفته شده اما من می خواهم درباره آخرین گروه بگویم، اینکه آنان احتمالا چه خواهند کرد و این که ما بهتر است چه کنیم.

جناح محافظه کار، در حال حاضر هیچ نقطه اتکایی ایجابی ندارد. آنان همه اعتبار و آبرویشان را برای دکتر احمدی نژاد گذاشتند، و بخواهند یا نخواهند، مردم آنان را شریک در همه ضعف های وی می دانند. امید آنان به ناکامی روحانی در عرصه اقتصادی و هسته ای نیز رنگ باخته است. آنان حتی نمی خواهند متوجه باشند که شادی و رضایت مردم از این توافق، نه فقط به خاطر تثبیت حق هسته ای، که بیشتر به خاطر لغو تحریم ها و عادی سازی شرایط ایران در جهان است.

با این حال آن ها فقط یک کورسوی امید دارند: عرصه سیاسی و اجتماعی. این دو عرصه تنها امید و در حال حاضر تنها زمین بازی جناح محافظه کار است. چرا که دولت آقای روحانی تاکنون توفیق چندانی در این عرصه ها نداشته، و در عین حال جناح محافظه کار، اتفاقا قدرت عمل بسیاری در این عرصه ها دارند.

یادمان نرود که از میان همه قوا و نهادهای جمهوری اسلامی، تنها قوه مجریه تغییر کرده است و بقیه همچنان کم و بیش در اختیار آنان است. از این رو خواهند کوشید تا دولت را در این دو عرصه به شکست بکشانند و مردم را ناامید از تغییر اوضاع، به قهر با دولت و در نتیجه حضور کمرنگ در انتخابات متقاعد کنند.

تنها در این صورت است که آنان ممکن است با یک افلیت همیشه حامی، دوباره مجلس را بدست بگیرند و تا انتخابات ریاست جمهوری آینده، امیدوار به بازسازی خود باشند. از این رو، به باور من ماه های آینده به سمت نوعی تقابل در عرصه فرهنگی، سیاسی و اجتماعی پیش خواهد رفت.

احتمالا روزنامه های بیشتری توقیف شوند، کنسرت های بیشتری لغو شوند، سخنرانان بیشتری کتک بخورند و نیروی انتظامی نیز سختگیری های بیشتری نشان دهد. شورای نگهبان نیز به احتمال زیاد رد صلاحیت های بسیار گسترده تری انجام خواهد داد.

این اقدامات همه البته پوششی موجه می خواهند، از این رو شعارهای ارزشی و سوء استفاده از ارزش ها نیز بیشتر خواهد شد. هدف آن است که مردم باور کنند که هیچ چیزی تغییر نکرده و نخواهد کرد، حتی با توافق هسته ای، حتی با دولت معتدل روحانی، و حتی با شرکت در انتخابات! اما واقعا چیزی تغییر نمی کند؟!

چه باید کرد؟

بخش مهمی از مقابله با این جریان و رفتارهایش، به دولت و رفتارهایش بر می گردد. همچنان که پیش از این در مقاله مربوط به حادثه شیراز و حمله به دکتر مطهری نوشتم، دولت باید در مقابل نتیجه بخشی افراطی گری به جد بایستد و اجازه ندهد که رفتارهای افراطی به ثمر بنشیند. دولت نباید به بهانه کنترل بحران، صورت مساله را پاک کند و عقب نشینی های پی در پی داشته باشد. همینطور دولت باید پشت سر مدیران مقتدر و قانونمند خود تمام قد بایستد.

از سوی دیگر ارتباط بیشتر با مراجع و علما، جهت تبیین مواضع و گرفتن بهانه های ارزشی برای رفتارهای تند نیز بسیار لازم است. توضیحات بیشتر در این باره را در مقاله “حادثه شیراز و تحلیل روانشناختی آن: توصیه هایی علمی برای دولت” نوشته ام و علاقمندان را به بازخوانی آن مقاله دعوت می کنم.

اما بخشی از وظیفه مقابله با این جریان نیز بر عهده ما مردم عادی و طرفدار اعتدال است. نخست آن که نباید ناامید شویم. امید بزرگترین اندوخته ما در این دوسال، و بزرگترین نیروی رفتاری مردم، و در عین حال بزرگترین هدف حمله محافظه کاران بوده است. دوم آن که تا می توانیم در میان اطرافیان خود، از هم اکنون برنامه افراطیون و جناح محافظه کار را شرح دهیم و افشا کنیم.

افشای آنچه آن ها انجام خواهند داد، باعث تاثیرگذاری کمتر اقداماتشان میشود. سوم آن که دولت را به ایستادگی بیشتر و منطقی تر تشویق کنیم. ممکن است هر کدام از ما ارتباطی حتی دور با بخشیاز بدنه دولت داشته باشیم.

 

این پیام و انتظار خود را آنقدر باید بگوییم تا بالاخره به گوش دولتمردان و شخص آقای دکتر روحانی برسد. و در نهایت نیز، آماده شرکتی باشکوه در انتخابات، علی رغم همه سختی ها و ناملایمات و همه تلاش های محافظه کاران باشیم. میوه های امروز، حاصل رفتار سال ۹۲ ماست. اگر آن انتخابات را رها می کردیم، امروز حتی توانی برای نوشتن هم نداشتیم. شاید در انتخابات پیش رو نیز به قول دکتر ظریف، به سقف خواسته هایمان نرسیم، اما بهترین کاری که می توانیم، و هدفمندترین و بهترین انتخابمان از میان گزینه های موجود را، انجام خواهیم داد.

 

شاید بهتر باشد که هدف ما در انتخابات پیش رو، لزوما نه انتخاب شدن آن که می پسندیم، بلکه انتخاب نشدن آن که نمی پسندیم، باشد. با این هدف، تاثیری به مراتب بیشتر از انتخابات ۹۲ بر صحنه سیاسی کشور و زندگی آینده خود، خواهیم گذاشت.

نگارنده: دکتر امین اسداله پور

خرداد ۹۴ – تبریز


Galaxy S7 - 944 x 150

این خبر را به اشتراک بگذارید :