به گزارش تبریزمن، اغلب ما ترجیح می دهیم در مورد اتفاقاتی که ممکن است بعد از مرگ برایمان رخ دهد فکر نکینم اما آنطور که در کتب آسمانی آمده، مرگ سرچشمه حیات است و می توان آن را به پلی تشبیه نمود که ما را به جهانی دیگر می برد.

پس از واقعه و با جدا شدن روح از بدن، فعل و انفعالات شیمیایی مختلفی در بدن رخ می دهد، فرایند تجزیه تدریجی آن آغاز شده و در نهایت جسم به دل زمین باز می گردد. اما اینکه دقیقا چه تغییراتی در بدن رخ می دهد مساله ایست که قصد داریم در ادامه به آن بپردازیم.

هالی ویلیامز مدیریت یک بنگاه کفن و دفن را بر عهده دارد و طبق معمول هر روز، کارش را با یک جنازه جدید آغاز کرده است. او بازوهای جسد را بلند کرده و به آرامی انگشت ها و آرنج آن را تا کرده و مچ هایش را در حالت مناسب قرار می دهد و همزمان می گوید: برای انجام این کارها باید توان بدنی مناسبی داشته باشید. معمولا هرچه بدن تازه تر باشد کار کردن با آن برای ما ساده تر است.

ویلیامز کلامی شیوا دارد، به آرامی سخن می گوید و همواره با نگاهی مثبت به آینده کار می کند و مصمم است که به سمت موفقیت حرکت کند.

خانواده او از سال ها قبل در کار کفن و دفن بودند و هالی هم که اکنون ۲۸ سال دارد از نخستین سال های کودکی اش جسد دیده و با آنها کار کرده است و آنطور که خودش می گوید تاکنون ۱۰۰۰ جنازه را برای رفتن به جهان دیگر آماده کرده است.

کاری که هالی باید انجام دهد این است که اجساد افرادی که تازه مرده اند را از منطقه Dallas–Fort Worth جمع آوری کند و آنها را برای انجام مراسم کفن و دفن آماده نماید.

خودش می گوید: اغلب جنازه هایی که روی آنها کار می کنیم مربوط به افرادی هستند که در خانه های سالمندان از دنیا رفته اند اما گاهی اوقات هم جسد هایی را به اینجا می آوریم که به خاطر شلیک گلوله یا تصادف جان خود را از دست داده اند.

بعضی وقت ها هم با ما تماس می گیرند تا جنازه افرادی که تنها زندگی می کرده اند و چند روز یا حتی چند هفته پس از مرگشان تنها مانده اند را برداریم که معمولا زمانی که ما به محل می رسیم، فرایند تجزیه بدن آغاز شده و همین مساله کار را برای ما دشوارتر می کند.

جان یکی از افرادی است که چهار ساعت بعد از مرگش به اینجا آورده شد. او فردی نسبتا سالم بود و در تمام طول حیاتش سلامت کامل بدنی داشت. او کل دوران حرفه ای اش را در میادین نفتی تگزاس کار کرده بود و به خاطر نوع شغلش فعالیت های بدنی زیادی داشت و از تناسب اندام خوبی هم برخوردار بود.

چه اتفاقی پس از مرگ برایمان رخ می دهد؟

چندین دهه می شد که جان سیگار کشیدن را ترک کرده بود و از نوشیدنی های مخرب استفاده نمی کرد. اما صبح یک روز سرد در ماه ژوئن، در حالی که در منزلش به سر می برد دچار حمله قلبی شدیدی شد (که احتمالا علت دیگری غیر از سیگار کشیدن در سال های جوانی اش داشته) و به یکباره نقش بر زمین شد و در حالی که تنها ۵۷ سال داشت، جانش را از دست داد.

حالا بدن سرد او در حالی که داخل یک پاراچه سفید رنگ پیچیده شده روی میز فلزی مقابل ویلیامز قرار دارد. پوستش کبود به نظر می آید و این نشان می دهد که فرایند تجزیه بدنش آغاز شده.

تجزیه

چه اتفاقی پس از مرگ برایمان رخ می دهد؟

یک جسد در حال تجزیه، جدای از این مساله که دیگر مرده است، رابطه ای ناگسستنی با حیات دارد. شمار زیادی از دانشمندان جسدهای در حال تجزیه را سنگ بنای یک اکوسیستم گسترده تر و پیچیده تر می دانند که کمی بعد از مرگ شکل می گیرد و با ادامه یافتن فرایند تجزیه بدن، گسترش پیدا کرده و به شکوفایی می رسد.

تجزیه بدن چند دقیقه بعد از مرگ و با فرایندی به نام اتولیز یا نابودی بافت ها توسط آنزیم های خود آنها آغاز می شود. اندکی پس از آنکه ضربان قلب متوقف گردید، سلول ها دیگر اکسیژنی دریافت نمی کنند و مواد سمی ایجاد شده در نتیجه واکنش های شیمیایی به تدریج شروع به جمع شدن در داخل آنها کرده و به همین ترتیب خاصیت اسیدی شان بیشتر و بیشتر می شود.

در مرحله بعدی، آنزیم ها شروع به مصرف کردن غشای سلول ها کرده و با تجزیه شدن سلول ها، به بیرون تراوش می کنند. این فرایند معمولا در کبد و مغز شروع می شود که به ترتیب مملو از آنزیم و آب هستند.

اما در نهایت همه بافت ها و اندام ها شروع به تجزیه شدن می کنند و سلول های خونی آسیب دیده نیز از رگ ها بیرون می ریزنند. در این لحظه نیروی جاذبه به کمک فرایند تجزیه می آید و سلول های خونی در داخل مویرگ ها و رگ های کوچک تر تجمع پیدا کرده و در نهایت رنگ پوست جسد تغییر می کند.

دمای بدن نیز در همین هنگام شروع به پایین آمدن می کند تا اینکه با دمای محیط پیرامون یکسان شود. شدت مرگ در این لحظه به اوج خود می رسد و به پلک ها، دهان و ماهیچه های گردنی می رسد و سپس راهش را به سمت اندام های دیگری چون دست ها در پیش می گیرد.

زمانی که حیات در بدن انسان جریان دارد، به خاطر وجود دو پروتئین رشته ای (اکتین و مایوسین) که در کنار یکدیگر می لغزند، سلول های ماهیچه ای می توانند با یکدیگر تعامل داشته و گهگاهی استراحت کنند اما بعد از مرگ، منبع تامین کننده انرژی این سلول ها قطع می شود و رشته های پروتئینی در موقعیت خود ثابت می شوند. همین مساله باعث شکنندگی ماهیچه ها شده و مفاصل را در هم قفل می کند.

در جریان این مراحل اولیه، اکوسیستم جسد عموما در برگیرنده باکتری هایی است که در داخل و خارج از بدن موجودات زنده حضور دارند. محض اطلاع تان بدن انسان در برگیرنده تعداد زیادی از باکتری هاست و در گوشه و کنار خود، جوامع میکروبی خاصی را جای می دهد.

تا به امروز، بزرگ ترین این جوامع در داخل دل و روده انسان شناسایی شده اند که در واقع خانه تریلیون ها باکتری با صدها یا هزاران گونه مختلف است.

میکروبیوم روده یکی از جالب ترین موضوعات تجقیق در علم زیست شناسی است؛ این حوزه معمولا به سلامت انسان و همچنین بیماری های مختلف مربوط می شود که از اوتیسم گرفته تا افسردگی و چاقی را به آن مربوط می دانند.

اما اطلاعات بشر در رابطه با این مسافران میکروبی همچنان محدود است و حتی کمتر دانشی در مورد سرنوشت آنها پس از مرگ انسان وجود دارد.

در اوت سال ۲۰۱۴، گلناز جوان، پژوهشگر رشته کالبد شناسی از دانشگاه آلاباما در مونتگومری و همکارانش نتایج حاصل از نخستین تحقیقات خود را در مورد آنچه Thanatomicrobiome می خواندند (از عبارت یونایی thanatos به معنای مرگ گرفته شده) منتشر کردند.

خانم جوان می گوید: بسیاری از نمونه هایی که ما رویشان کار می کنیم از مراکز درمانی به اینجا آورده می شوند، برخی از آنها به خاطر خودکشی جانشان را از دست داده اند، برخی به خاطر مصرف بیش از اندازه مواد یا سوانح رانندگی و کاری که من انجام می دهم این است که نمونه هایی از بافت بدنشان را می گیرم که البته به خاطر مسائل اخلاقی لازم است موافقت نامه های لازم برای این منظور را هم دریافت نمایم.

زمانی که انسان زنده است، اغلب اندام های آن خالی از هرگونه میکروب هستند اما کمی بعد از مرگ، سیستم ایمنی بدن از کار می افتد و به این ترتیب میکروب ها اجازه می یابند در سرتاسر بدن رشد و گسترش پیدا کنند.

این موضوع غالبا از روده ها و درست در نقطه اتصال روده کوچک و بزرگ شروع می شود. در مرحله بعدی، باکتری های شکمی شروع به هضم کردن روده ها و سپس بافت های پیرامونی آن می کنند و از ماده شیمیایی خارج شده از سلول های آسیب دیده به عنوان غذا بهره می گیرند و سپس با نابود کردن سیستم گوارشی راه خود را به سمت کبد، قلب و مغز در پیش می گیرند.

جوان و تیمش کبد، طحال، مغز، قلب و خون یازده جسد را در فاصله زمانی ۲۰ تا ۲۴۰ ساعت پس از مرگشان مورد بررسی قرار دادند و آنها را از لحاظ محتوی باکتریایی با یکدیگر مقایسه کردند.

در نهایت مشخص شد نمونه هایی که از یک بدن گرفته شده بودند از لحاظ محتویی بسیار شبیه به هم و با نمونه های اجساد دیگر کاملا متفاوت بودند که این مساله می تواند تا حدودی به تفاوت در ترکیب میکروبیوم هر جسد یا اختلاف زمانی مرگ تا تشریح ارتباط پیدا کند.

مطالعه ای که چندی پیش روی بدن در حال تجزیه یک موش صورت گرفت نشان داد علیرغم آنکه پس از مرگ تغییرات قابل توجه ای در میکروبیوم به وجود می آید، این فرایند به صورت مستمر و به شیوه ای قابل اندازه گیری رخ می دهد.

مطالعات جوان نشان داد که در جریان فرایند تجزیه بدن، باکتری هایی که ظرف ۲۰ ساعت به کبد می رسند، به زمانی معادل ۵۸ ساعت برای رسیدن به دیگر اندام ها نیاز خواهند داشت. از این رو زمانی که می میریم، باکتری های بدنمان به شیوه ای نظام مند در داخل آن پراکنده می شوند و زمان نفوذ آنها به داخل نخستین اندام داخلی و مدت سپری شده برای ورودشان به اندام های دیگر می تواند راه حلی دقیقی برای تشخیص زمان مرگ باشد.

جوان می گوید: پس از مرگ، ترکیب باکتری ها تغییر پیدا می کند، آنها ابتدا به قلب و سپس به مغز می روند. در سال ۲۰۱۴ میلادی، این پژوهشگر ایرانی و همکارانش موفق شدند بودجه ای ۲۰۰ هزار دلاری را از بنیاد ملی علمی آمریکا برای انجام پژوهش های بیشتر در این رابطه دریافت کنند و در ادامه قرار است که مشخص نمایند، کدام اندام برای تشخیص دقیق زمان مرگ بهترین است.

اما در حال حاضر دانشنمدان می دانند که متفاوت بودن ترکیبات باکتریایی در بدن با مراحل مختلف تجزیه آن ارتباط دارد.

مرگ مولکولی (Putrefaction)

چه اتفاقی پس از مرگ برایمان رخ می دهد؟

در میان درختان کاج منطقه Huntsville تگزاس تقریبا شش جسد انسان قرار دارند که هر کدام مراحل مختلفی از تجزیه را پشت سر می گذارند. دو جسدی که به تازگی به آنها اضافه شده اند هنوز تازه هستند و مراحل نخستین تجزیه را پش سر می گذارند. تعدادی از این اجساد هم مرحله تغییر رنگ پوست را آغاز کرده اند و چند متر آنطرف تر هم می توان جنازه ای را دید که پوستش به استخوان چسبیده. جنازه دیگری هم در داخل یک قفس ساخته شده از چوب و فلز قرار داده شده و تقریبا چرخه مرگش به پایان رسیده و جند عدد قارچ بزرگ و قهوه ای رنگ هم درست در جایی که زمانی احشاء آن قرار داشت رشد کرده اند.

برای اغلب ما دیدن منظره ای مانند این می تواند مشمئز کننده و تا حدودی وحشتناک باشد. اما چنین صحنه هایی برای کارکنان سازمان علوم کاربردی کالبدشکافی تگزاس امری عادی به شمار می رود.

این مرکز در سال ۲۰۰۹ میلادی گشایش یافت و در داخل جنگل ملی تحت تملک دانشگاه سم هوستون قرار گرفته است. در داخل این جنگل محوطه ای چوبی قرار دارد که از سایر قسمت ها جدا شده و با استفاده از حصارهای سبز رنگ به ارتفاع ۱۰ پا از محدوده جنگلی جدا شده و در راس آن هم سیم های خاردار قرار گرفته تا از ورود افراد متفرقه به داخل آن جلوگیری به عمل آید.

در اواخر سال ۲۰۱۱ میلادی Sibyl Bucheli و Aaron Lynne دو تن از پژوهشگران این مرکز و همکارانشان دو جنازه تازه را در این منطقه قرار داده و آنها را به حال خود رها کردند تا تحت شرایط طبیعی تجزیه شوند.

آنها در جریان این تحقیق دریافتند که پس از حرکت باکتری ها به اندام های داخلی فرایندی تحت عنوان پوسیدگی یا مرگ مولکولی آغاز می شود و در جریان آن، بافت های نرم بدن، باز هم تجزیه می شوند و به انواع گاز، مایعات و نمک ها تبدیل می شوند و این فرایند با آغاز به کار باکتری غیر هوازی یا anaerobic آغاز می شود.

این باکتری در واقع پس از آنکه انواع هوازی از ادامه فعالیت در بدن باز ماندند کار خود را آغاز می کند و با مصرف کردن قند موجود در بدن، گازهایی نظیر متان، هیدروژن سولفید و آمونیاک تولید می کند که در نهایت در بدن تجمع پیدا کرده و باعث تورم بخش های شکمی و سایر نواحی بدن می شوند.

این موضوع تغییر رنگ بدن را به دنبال خواهد داشت چراکه به تدریج سلول های خونی از رگ هایی که در حال تجزیه شدن هستند به بیرون تراوش می کنند و باکتری های غیر هوازی هم هموگلوبین خون را که زمانی مسئولیت انتقال اکسیژن در بدن را بر عهده داشته به مولکول sulfhaemoglobin تبدیل می کنند.

حضور این مولکول در خون بدون حرکت باعث ایجاد همان رنگ سیاه متمایل به سبز در پوست می شود که در واقع نشان می دهد فرایند تجزیه بدن آغاز شده.

با افزایش فشار گاز تجمع پیدا کرده در بدن، تاول هایی در سرتاسر پوست به وجود می آیند و بدنبال آن پوست شل می شود و به سختی پیوند خود با استخوان بندی و چهارچوب بدن را حفظ می کند.

در نهایت گازها و بافت های مایع از بدن خارج می شوند و گاهی اوقات این خروج با فشار آنچنان شدیدی همراه می شود که پاره شدن بافت های شکمی را به دنبال دارد.

Bucheli و تیمش در ابتدا و انتهای فرایند تجزیه اجساد، نمونه های باکتری موجود در بدن آنها را با یکدیگر مقایسه کردند و سپس به بررسی DNA آنها پرداختند.

تجمع حشرات

چه اتفاقی پس از مرگ برایمان رخ می دهد؟

زمانی که گازها و مایعات بدنی که در حال تجزیه شدن است به بیرون تراوش می کنند، بدن کاملا در معرض محیط پیرامونش قرار می گیرد و آسیب پذیر می شود و به مرکزی برای تجمع میکروب ها و حشرات بدل می گردد.

همزمان با پیشرفت فرایند تجزیه بدن، بویی که از جسد به مشام می رسد نیز تغییر می کند که می تواند باعث جذب حشرات و مگس های گوشت خوار و لاروهای آنها شود. این جانوران با استفاده از گیرنده های خاصی که روی آنتن هایشان قرار دارد بو را استشمام می کنند و سپس روی جسد نشسته و در قسمت های باز و بریدگی ها تخم ریزی می کنند.

هر مگس تقریبا ۲۵۰ تخم می گذارد که ظرف تنها ۲۴ ساعت تبدیل به شفیره می شوند و از بدن تغذیه می کنند. مگس ها بعد از آنکه مدتی از بدن تغذیه کردند آنقدر بزرگ می شوند که فرایند پوست اندازی شان آغاز شده و سپس به حشرات بالغ تبدیل می شوند و این چرخه مجددا تکرار می شود تا زمانی که چیزی برای خوردن وجود نداشته باشد.

اما این حشرات و لاروهایشان در زمان فعالیت، گرمای زیادی را از خود تولید کرده و باعث می شوند که دمای داخل بدن حتی در حدود ۱۰ درجه سلسیوس بیشتر شود. درست مانند پنگوئن های قطبی که برای گرم نگه داشتن خود مرتبا به اطراف حرکت می کنند، این لاروها برای خنک کردن خود دائما در حرکتند.

اما حضور این حشرات باعث جلب توجه جانوران دیگری نظیر مورچه ها، عنکبوت ها، موش ها و بسیاری دیگر می شود که یا از نوزادان مگس ها تغذیه می کنند یا اینکه زندگی انگلی جدیدی را در بدن در پیش می گیرند و البته ممکن است که حیوانات بزرگ تری هم به این ضیافت ناخوانده بیایند.

ممکن است بگویید که حشراتی به این کوچکی نمی توانند جسد یک انسان را تماما بخورند اما آنطور که Carl Linnaeus (که سیستم نام گذاری جانوران را ابداع کرد) در سال ۱۷۶۷ میلادی گفته است، تنها سه مگس می توانند به سرعت یک شیر، جسد یک اسب را بخورند.

نکته جالب دیگر این است که هر حشره ای که جذب اجساد می شود ارتباط خاصی با میکروب های روده ای دارد و خاک مناطق مختلف هم می توانند محلی برای زندگی گونه های مختلفی از این جوامع باکتریایی باشند و عواملی مانند دما، رطوبت و نوع خاک قطعا در نوع این باکتری ها نقش دارد.

همه این میکروب ها با یکدیگر ترکیب شده و در داخل اکوسیستم بدن مرده زندگی می کنند و حشراتی که در داخل منافذ بدن تخم ریزی کرده اند حتی برخی از باکتری های موجود در جسد را با خود برده و باکتری های مختص به خود را در آن باقی می گذارند. نکته دیگر اینکه بافت هایی که به صورت مایع درآمده و شروع به خارج شدن از بدن می کنند امکان تبادل باکتری های موجود در جسد و خاک زیر آن را فراهم می کنند.

Bucheli و تیمش اقدام به بررسی نمونه ای از باکتری های یافت شده روی پوست بدن مرده، باکتری های به جای مانده از حشرات و باکتری های روی خاک کردند و دریافت که در زمان شروع فرایند تراوش مایعات از بدن، همان نوع باکتری یافت شده در روده ها که کار تجزیه را آغاز کرده در محیط پیرامون جسد به میزان زیاد یافت شده است.

بنابراین اینطور می توان نتیجه گرفت که هر بنده مرده دارای یک امضای میکروبیولوژیکی منحصر به فرد است  این امضا ممکن است برحس شرایط و محل مرگ به مرور زمان تغییر پیدا کنند.

روشن است که دانشمندان با درک بهتر ترکیب این جوامع باکتریایی، روابط میان آنها و نحوه اثرگذاری شان بر یکدیگر می توانند روزی به اطلاعات بیشتری در مورد زمان وقوع مرگ، مکان آن و همچنین نحوه مرگ دست پیدا کنند.

برای مثال، محققین می توانند با شناسایی رشته های DNA مربوط به یک اندام خاص و یا نوع معینی از خاک مشخص نمایند که قتل در کدام منطقه رخ داده است.


Galaxy S7 - 944 x 150

این خبر را به اشتراک بگذارید :