گرچه مدت زیادی است که وعده بازگشایی موزه مطبوعات ایران مطرح می شود، اما به نظر می رسد عزم و هماهنگی لازم در راستای عملی کردن این وعده وجود ندارد و موزه مطبوعات نیز به سرنوشتی مشابه با دیگر نهاد مطبوعاتی کشور – انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران – دچار شده است.

به گزارش تبریزمن به نقل از ایرنا، موزه ی مطبوعات ایران را باید یکی دیگر از هزاران حرکت بی سرانجام دولت گذشته به حساب آورد. حرکتی که در آخرین تلاش های آن دولت در راستای تحقق ادعای توجه به مطبوعات و ساماندهی به وضعیت فرهنگی کشور، به افتتاح ناقص این موزه در مکانی نامناسب منجر شد. اقدامی که در نتیجه ی کاستی های بی شمارِ آن، درِ این موزه ماه ها است که بسته شده و تلاش ها برای بازگشایی یا به عبارتی تاسیس آن بی ثمر مانده است. در ادامه به چند نکته در این خصوص اشاره خواهیم کرد.

۱٫ ایده ی تاسیس موزه ی مطبوعات، سال ها پیش و در دهه ی ۷۰ مطرح و بعدها از سوی «حسین واحدی پور» از روزنامه نگاران و فعالان فرهنگی کشور، جدی تر پیگیری شد. از آنجا که تا کنون در هیچ یک از کشورهای خاورمیانه و حتی آسیایی، موزه یی با این ماهیت وجود نداشته، این ایده از همان ابتدا بسیاری از نظرها را به خود جلب کرد. با این وجود این جذابیت و ظرفیت بالا، در بدترین زمان و در یکی از نامهربان ترین دولت ها با فرهنگ و رسانه و در نتیجه به بدترین شکل ممکن اجرایی شد. این موزه که درِ آن از روزهای نخستِ به اصطلاح بازگشایی همچنان بسته مانده است، در یکی از جنوبی ترین و شلوغ ترین منطقه های تهران و در قبرستانی تاریخی واقع شده است. نکته یی که خود نشان از بی تدبیری و بی توجهی مسوولان وقت در انتخاب مکان تاسیس موزه دارد و قبرستان، بدون شک مکانی در شان روزنامه و روزنامه نگاری برای تاسیس موزه نیست. آن هم در شرایطی که ذات مطبوعات و روزنامه نگاری با پویایی و خروش گره خورده و بی شک مکان انتخاب شده برای تاسیس موزه ی مطبوعات نیز باید از چنین ویژگی هایی برخوردار باشد.

البته در این میان این نکته را نیز باید ذکر کرد که قبرستان «سر قبر آقا» (محل قرار گرفتن موزه) از جمله بقعه های قدیمی و تاریخی کشور و مانند بسیاری دیگر از مکان های قدیمی محله ی بازار تهران، نیازمند رسیدگی و مرمت است؛ نکته یی که خود دلیلی دیگر بر اثبات محاسبه ی اشتباه و بدون مشورت در خصوص انتخاب محل احداث موزه ی مطبوعات بشمار می رود.

۲٫ بدون شک موزه ی مطبوعات تنها موزه یی نیست که در سایه ی بی توجهی و البته حمایت عمومی کمرنگ، مهجور مانده است. بسیاری از ما ایرانی ها با تاریخ خود نه تنها در حوزه ی مطبوعات بلکه در سایر بخش ها بیگانه هستیم و از همین رو کشور ما یکی از بی میل ترین جمعیت ها به موزه گردی را دارا است. البته در این میان نمی توان از کم کاری مسوولان فرهنگی و در نتیجه نبود سیاست های رسانه یی در راستای ترویج هرچه بیشتر این فرهنگ چشم پوشید.

علاوه بر این در شرایطی که سرانه ی مطالعه ی مطبوعاتی و ادبی کشور ما به طرز نگران کننده و تامل برانگیزی پایین است، آشنایی هرچه بیشتر مردم بویژه نسل جوان تر با تاریخ این حوزه می تواند مفید باشد. موزه ی بی نظیر مطبوعات(خبر و روزنامه نگاری) در واشنگتن آمریکا، با داشتن مساحتی ۲۵۰ هزار متر مربعی و بهره مندی از ده ها سالن نمایش و گالری و … هر ساله میلیون ها بازدیدکننده را به خود جلب می کند. این موزه نه تنها در آمریکا بلکه در سطح جهان گنجینه یی ارزشمند برای علاقه مندان به روزنامه نگاری و رسانه محسوب می شود. بدون شک موزه ی مطبوعات ایران را نمی توان با نمونه یی از این دست مقایسه کرد. با این وجود حتی این گنجینه ی کوچک نیز در صورت توجه و اهتمام کافی از سوی مسوولان مربوطه، برای بازدیدکنندگان و علاقه مندان به فرهنگ روزنامه نگاری و رسانه جذاب خواهد بود.
موزه ی مطبوعات ایران نیز باوجود اینکه از ابتدا از نعمت بازدیدکنندگان محروم بود و تنها به قاب عکسی برای تبلیغات عده یی از مسوولان فرهنگی وقت تبدیل شد، دارای ظرفیتی بالا برای جذب بازدیدکننده است. این مکان دارای سندهای تاریخی مهمی است که سابقه ی برخی از آن ها به نزدیک به ۲۰۰ سال پیش باز می گردد. در این موزه همچنین قدیمی ترین ماشین چاپ کشور (مربوط به دهه ی ۱۲۹۰ خورشیدی)، دست نویس های نخستین روزنامه نگاران، نسخه های قدیمی مطبوعات و نشریات، دوربین ها و لوازم عکاسی و چاپ عکس، عکس های قدیمی درباره ی روزنامه نگاری و همچنین لوگوها(نشان واره)، سرلیست پیشگامان حوزه ی روزنامه نگاری کشور و ابزار و ادوات مرتبط با روزنامه نگاری در گذر زمان وجود دارد. ظرفیتی که متاسفانه در سایه ی بی توجهی بلااستفاده مانده است.

۳٫ نکته ی مهم دیگری که در این خصوص می توان به آن اشاره کرد، ناتوانی مسوولان فرهنگی کشور در رسیدگی به مشکل های مطبوعات و نهادهای منتسب به آن است. باوجود اینکه مدت زیادی از تاسیس موزه ی مطبوعات نمی گذرد، ولی در صورت ادامه ی روند کنونی و گرفتار شدن بازگشایی این موزه در کاغذبازی و سیاسی کاری های گوناگون، بعید به نظر نمی رسد که موزه ی مطبوعات نیز همچنان بسته بماند. این در حالی است که هنوز تکلیف انجمن صنفی روزنامه نگاران هم روشن نشده است. به نظر می رسد اکنون باید مسوولان مرتبط با درایت، از دچار شدن موزه ی مطبوعات به سرنوشتی مشابه جلوگیری کند و بازگشایی این موزه در شرایط، مکان و با تمهیدات صحیح را آغازی بر گره گشایی از کلاف نه چندان سردرگم انجمن صنفی که پالایش آن از مساله های سیاسی و نگاه های غیرکارشناسی بدون شک در رفع این مشکل موثر خواهد بود قرار دهد.

البته در زمان حاضر به نظر می رسد باوجود لزوم رسیدگی وزارت فرهنگ و ارشاد به مساله های مطبوعاتی کشور، تصمیم گیری در این خصوص از حیطه ی دولت نیز خارج شده است و این موزه چندین مدعی نظیر دولت، شهرداری، بنیاد مستضعفین و … دارد. نکته یی که بدون شک به رفع مشکل بازگشایی آن کمکی نخواهد کرد.


Galaxy S7 - 944 x 150

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :