این قوانین عمل می کنند! راهکار های ارائه شده شدنی اند! عملی اند! تنها کمی اراده و زور می خواهد. به خودتان تلقین کنید که قوانین زیر عمل می کنند و سعی کنید به آن ها “ایمان” بیاورید!  اگر درکشان برای بار اول سخت بود، دو بار، سه بار، چهار بار یا حتی هر روز آن ها را بخوانید. با درک و استفاده از آن ها، می توانید به هر خواسته ای که دارید در زمان مناسب دست پیدا کنید. شما زمینه را برای موفقیت فراهم خواهید کرد. شما بد شانسی را از خود دور می کنید، شما باید این جمله را درک کنید که:

** جسم تو از جسم عالم جدا نیست، زیرا در سطح نیرو – حرکتیِ کوانتوم، هیچ مرز قابل تعریفی وجود ندارد. تو یک لرزش، یک موج، یک بالا و پایین رفتن، یک پیچ و تاب، یک گرداب و یک آشفتگیِ متمرکز در میدان کوانتوم بزرگ تری هستی! میدان کوانتومِ بزرگتر – کائنات – امتداد جسم توست! **

man-1069219_1280

مطلبی که پیش روی شما قرار دارد حاصل سالها مطالعه و تحقیق پیرامون راز بزرگ موفقیت و سعادت است. این مطلب حاصل تفکرات یک نفر نیستند، بلکه این سطور را که عصاره و اکسیری جادویی برای موفقیت و شادی است، همه انسان های موفق و شاد دنیا نوشته اند.

مطالب این صفحه تنها برای خواندن شما نوشته نشده اند، بلکه دعوتی هستند تا شما با این مطالب زندگی کنید. اگر بتوانید با این قوانین زندگی کرده و پیام های آن را خوب درک نمائید، گنجینه ای جادویی و معجزه آسا را یافته اید که می توانید در هر زمان با مراجعه به آن، موجی از اعتماد به نفس و انرژی مثبت بدست آورید.

توصیه می کنیم حتما مطالب این صفحه را درک کرده و در ادامه زندگی زیبای خود، از تجربه ها و یافته های انسان های بزرگ نیز نهایت استفاده را ببرید.

قانون موفقیت (۱) | « استعداد ذاتی خالص »

سرچشمه تمامی خلقت آگاهی خالص است… استعداد ذاتی خالص که طالب است از نا مشهود به مشهود بدل شود. و آن زمان که دریابیم « خود حقیقی » ما استعداد ذاتی خالص است، با قدرتی همطراز می شویم که همه چیز را در جهان آشکار می سازد!

نخستین قانون موفقیت معنوی، قانون استعداد ذاتی خالص است. این قانون بر اساس این واقعیت قرار دارد که ما در وضعیت ذاتی خود چیزی نیستیم جز آگاهی خالص. آگاهی خالص همان استعداد ذاتی خالص است، یعنی میدان همه ی امور امکان پذیر و خلاقیت لایتناهی.

آگاهی خالص جوهر معنوی وجود ما، نا محدود و بی مرز بودن و شعف و شادمانی خالص است. از ویژگی های دیگر آگاهی: دانش خالص، سکوت لایتناهی، توازن کامل، شکست ناپذیری، سادگی و سرور است.

این طبیعت ذاتی ماست. طبیعت ذاتی استعداد نهانی و ذاتی خالص است. زمانی که طبیعت ذاتی خود را کشف کنی و بدانی که به راستی که هستی، صِرف این آگاهی، توانایی تحقق هر آرزویی است که ممکن است داشته باشی؛

زیرا تو آن امر امکان پذیر ابدی، آن استعداد ذاتی و نهانی غیرقابل سنجش – از همه ی آنچه بوده، هست و خواهد بود – هستی.

قانون استعداد ذاتی خالص را می توان قانون « وحدت » نیز نامید، زیرا در بُنِ این گوناگونی بی نهایت حیات، وحدت آن یگانه معنویت نافذ قرار دارد. میان تو و این میدان انرژی، جدایی وجود ندارد. میدان استعداد ذاتی خالص همان خود توست و هر چه طبیعت حقیقی خود را فزون تر بیازمایی، به میدان استعداد ذاتی خالص نزدیک تر می شوی!

• به کار بستن قانون استعداد ذاتی و نهانی خالص:

با خود عهد کنید که با انجام کار های زیر قانون استعداد ذاتی خالص را در زندگی خویش به کار بندید:

۱– هر روز زمانی برای سکوت کردن و حضور قلبی اختصاص می دهم تا با میدان استعداد ذاتی خالص در تماس باشم. روزی حداقل دو بار به تنهایی و در سکوت، نیم ساعت صبح و نیم ساعت غروب به مراقبه می نشینم!

۲– هر روز را صرف پیوند با طبیعت می کنم و در سکوت، شعور جاری در هر موجود زنده ای را شاهد می شوم. آرام می نشینم و غروب خورشید را نگاه می کنم، یا به صدای امواج اقیانوس یا زمزمه ی یک جویبار گوش فرا می دهم یا گلی را می بویم. در وجود سکوت خویش و پیوند با طبیعت از تپش زندگی اعصار، از میدان استعداد ذاتی خالص و خلاقیت بی مرز واقف می شوم!

۳- قضاوت نکردن را تمرین می کنم. روز را با عبارت: ” امروز در مورد هر آنچه رخ دهد، داوری نخواهم کرد “، آغاز می کنم و در طول روز به خود یادآور می شوم که قضاوت نکنم!

قانون موفقیت (۲) | « بخشش »

محبت-و-موفقیت

عالم به طریق مبادله ی پویا عمل می کند. داد و ستد از جنبه های متفاوت جریان انرژی در عالم است. ما با بخشیدن آنچه ” می طلبیم “، برکت و نعمت عالم را در زندگی خود به حرکت در می آوریم!

دومین قانون موفقیت معنوی، قانون بخشش است. این قانون را می توان قانون داد و ستد نیز نامید، چرا که عالم از طریق مبادله پویا عمل می کند. هیچ چیز ثابت و راکد نیست.

جسم تو در مبادله ی پویا و دائم با جسم کیهان قرار دارد. ذهن تو به شکل پویایی با ذهن کیهان در کنش متقابل است. انرژی تو بیانی از انرژی کیهانی است.

سیلان زندگی چیزی بیش از کنش متقابل و هماهنگ تمامی عناصر و نیروهایی نیست که میدان هستی را تشکیل می دهند. این کنش متقابل و هماهنگ عناصر و نیرو ها در زندگی تو، به شکل قانون بخشش عمل می کند؛ زیرا جسم و ذهن تو و این عالم در حال مبادله دائم و پویا هستند. پس متوقف کردن جریان انرژی مانند متوقف کردن جریان خون است. در هر نقطه ای که خود بایستد، لخته می بندد و می گندد؛ به همین دلیل به منظورِ در جریان بودنِ توانگریِ مالی و برکت – یا هر آنچه در زندگی بخواهی – ” باید بِدَهی تا بستانی”!

هر چه بیشتر بدهی، بیشتر می ستانی؛ چرا که وفور نعمت عالم را در زندگی ات در ” جریان ” نگه می داری. در واقع چیز های ارزشمند زندگی تنها زمانی چند برابر می گردند که هدیه می شوند. اگر به هنگام بخشیدن احساس کنی که چیزی از دست می دهی، آنچه بخشیده ای از ته دل نبخشیده ای و بنابراین برکتی به دنبال ندارد. اگر با بی میلی و اکراه ببخشی در تپش این بخشش انرژی وجود ندارد!

بهترین راه عمل به قانون بخشش – یعنی آغاز فرآیند به گردش درآوردن -، این تصمیم است که هر بار با کسی در ارتباط قرار می گیری چیزی به او بدهی. ضروری نیست که مادی باشد، می تواند گلی، تحسینی و یا دعایی خیر باشد. در واقع توانمند ترین شکل بخشش، غیر مادی است.

هدایایی مثل دلسوزی، توجه، عطوفت، قدردانی و عشق ارزشمند ترین چیز هایی هستند که می توانی ببخشی و خرجی هم ندارند.  وقتی با کسی هستی می توانی در سکوت برایش برکت بخواهی، برایش شادمانی، شعف و خنده آرزو کنی. این بخششِ در سکوت، قدرتمند ترینِ بخشش هاست!

• به کار بستن قانون بخشش:

با خود عهد کنید که با برداشتن گام های زیر قانون بخشش را در زندگی خود به کار بندید:

۱– به هر کجا که بروم و با هر که دیدار کنم، هدیه ای خواهم برد. هدیه من شاید یک تحسین، یک شاخه گل و یا یک دعای خیر باشد. امروز با هر کس تماس بگیرم، به او هدیه ای خواهم بخشید و بدین سان فرآیند گردش شعف، ثروت و برکت را در زندگی خود و دیگران آغاز خواهم کرد!

۲- امروز با سپاسگزاری، هر آن تحفه ای را که زندگانی به من می بخشد، می ستانم؛ هدایای طبیعت را؛ آفتاب و آواز پرنده ها؛ رگبار بهاری؛ و اولین بلور برف زمستان را! در ستاندن آنچه دیگران به من می بخشند، مادی یا معنوی، تحسینی، یا دعایی، دست و دل گشاده خواهم بود!

۳- عهد می کنم که با بخشش و ستاندن گرانبها ترین هدایای زندگی یعنی دلسوزی، عطوفت، قدردانی و عشق، غنا و ثروت را در زندگی خود در گردش نگاه دارم و هر بار کسی را بینم در سکوت برایش شادی، شعف و خنده آرزو کنم!

قانون موفقیت (۳) | « کارما ( علت و معلول ) »

هر عمل، مولد جریانی از انرژی است که به همان شکل به ما باز می گردد، چنان که گفته اند: « هر کسی آن دِرَوَد عاقبتِ کار که کِشت!» و آن زمان که به قصد شادمانی و توفیق دیگران دست به کاری می زنیم، میوه ی عمل ما شادمانی و توفیق است!

سومین قانون معنوی موفقیت، قانون « کارما » می باشد. کارما، عمل و نتیجه عمل است. همزمان علت و معلول است، زیرا هر عمل، مولد جریانی است که به شکلی به ما باز می گردد!

مطلب نا آشنایی در مورد قانون کارما وجود ندارد. همه شنیده ایم: « من اگر نیکم و گر بد تو برو ” خود ” را باش – هر کسی آن دِرَوَد عاقبتِ کار که کِشت »

آشکار است که اگر بخواهیم در زندگی، شادی خرمن کنیم باید بیاموزیم تا تخم محبت بکاریم! بنابراین کارما به مفهوم کنش آگاهانه و از روی انتخاب است. ما ذاتا صاحب اختیاریم که انتخاب کنیم. در هر لحظه از هستی در میدانی قرار داریم که در آن تمام امور امکان پذیر است و بنابراین بی نهایت انتخاب در دسترس ماست.

◘ بعضی از این انتخاب ها آگاهانه و برخی نا آگاهانه صورت می گیرند. اما بهترین راه برای درک قانون کارما و استفاده بهینه از آن، این است که در هر لحظه در انتخاب هایی که می کنیم، هوشیار باشیم! ◘

چه خوشت بیاید و چه نیاید، هر آنچه در لحظه ” اکنون ” در حال رخ دادن است، نتیجه انتخاب هایی است که در گذشته کرده ای! بدبختانه بسیاری از ما ناآگاهانه دست به انتخاب می زنیم و بر این گمانیم که اختیاری در انتخاب نبوده، هر چند که حقیقت جز این است!

اگر به تو توهین کنم به احتمال زیاد مورد توهیم قرار می گیرم، و اگر از تو تعریف و تمجید کنم، باز هم به احتمال قریب به یقین خشنود خواهم شد. اما خوب فکر کن! به هر حال این ها انتخاب هایی است که تو کرده ای! من می توانم تو را برنجانم یا مورد اهانت قرار دهم و تو می توانی انتخاب کنی که آزرده خاطر نشوی! من می توانم از تو تعریف و تمجید کنم و تو می توانی برگزینی که به خود نبالی!

• به کار بستن قانون کارما یا علت و معلول:

با خود عهد کنید تا قانون کارما را با انجام دادن کارهای زیر در زندگی خود موثر گردانید:

۱- امروز، در هر لحظه، شاهد و ناظر تصمیماتی هستم که می گیرم. صرفا با نظارت برای هر انتخابی که می کنم، آنها را به هوشیاریِ آگاهانه خود سوق می دهم. امروز می دانم که راه آماده بودن برای هر لحظه ای در آینده آگاهی کامل من بر همه تصمیماتم در زمان حال می باشد!

۲- هر بار که تصمیمی می گیرم از خود، دو سوال می پرسم: ” نتایج این کاری که می خواهم بکنم، کدامند؟ ” و ” آیا این تصمیم برای خودم و همه آنهایی که تحت تاثیر این انتخاب خواهند بود، شادی و کامیابی به همراه می آورد؟” .

۳- سپس از دل خود راهنمایی می طلبم. از دلم می خواهم با پیام تسلی و آسایش یا ناراحتی و غم مرا هدایت کند: اگر حاصل انتخاب من تسلی و آرامش است، با فراغ خاطر دست به کار می شوم؛ اگر نه، درنگ می کنم و با نگاهی از درون به نتایج انتخاب خود می نگرم. رهنمود دل مرا قادر می سازد، برای خود و اطرافیانم انتخاب های – خود به خود – درستی انجام دهم.

قانون موفقیت (۴) | « کمترین تلاش »

شعور طبیعت با نرمشی بی تلاش عمل می کند، با رهایی، هماهنگی و عشق! زمانی که به نیروی هماهنگی، شعف و عشق تجهیز شویم، با نرمشی بی تلاش، موفقیت و خوشبختی می آفرینیم!

چهارمین قانون معنوی موفقیت قانون کمترین تلاش است. این قانون بر این واقعیت مبتنی است که شعور طبیعت با نرمشی بی تلاش و رها و بی پروا عمل می کند. این اصلِ کمترین کنش یا عدم مقاومت، یعنی اصلی هماهنگی و عشق است. زمانی که این درس را از طبیعت بیاموزیم، به سادگی به آرزوی های خود می رسیم.

• اگر نظاره گر طبیعت شوی، می بینی که کمترین تلاش انجام می گیرد: علف برای روییدن نمی کوشد، می روید؛ ماهی برای شنا کردن تلاش نمی کند، در آب غوطه می خورد؛ گل ها برای شکفتن کاری نمی کنند، می شکفند؛ پرندگان برای پرواز سعی نمی کنند، می پرند؛ این طبیعت ذاتی آنان است! •

زمین برای گردش بر محور خود تلاش نمی کند، این طبیعت زمین است که با سرعتی سرگیجه آور، بچرخد و در میان فضا تاب بخورد. طبیعتِ کودک است که در سُرور باشد، طبیعت خورشید، درخشیدن و طبیعت ستارگان، برق زدن و پرتو افشانی است؛ و ” در طبیعت انسان است که با نرمشی بی تلاش، آرزوی های خود را به شکل مادی، متجلی سازد “.

زمانی که انگیزه اعمال تو عشق است، نیازی به تلاش نیست، چرا که طبیعت بافته نیروی عشق است. آنگاه که در طلب قدرتی و می خواهی دیگران را مهار کنی، انرژی خود را هدر می دهی. آن زمان که پول و قدرت را به جای لذت بردن از شادمانی آن لحظه، به خاطر نفس می طلبی نیروی خود را تلف می کنی. وقتی پول را به دلیل نفع شخصی می خواهی جریان انرژی را به سوی خود قطع کرده و در شعور طبیعت مداخله می کنی!

اما اگر انگیزه کارهایت عشق باشد، هیچ نیرویی هدر نمی رود. وقتی با عشق کاری را انجام می دهی، نیرویت چند برابر و انباشته می شود و تو می توانی مازاد این انرژی را که گرد می آوری، در هر مسیری که بخواهی، روانه کنی تا آنچه می خواهی، از جمله ثروت بیکران، پدید آید!

• به کار بستن قانون کمترین تلاش:

با خود عهد کنید تا با اجرای کارهای زیر قانون کمترین تلاش را در زندگی خود موثر گردانید:

۱- پذیرش را تمرین می کنم. امروز آدم ها، موقعیت ها، شرایط و رخدادها را همانگونه که پیش می آیند، می پذیرم. می دانم که این لحظه همانگونه است که باید باشد، چرا که تمام عالم هستی، همان گونه است که باید باشد. با ستیز نکردن با لحظه اکنون، با عالم نمی ستزیم. پذیرش من، تام و تمام است. همه چیز را همانگونه که در این لحظه هست، می پذیرم، نه آنگونه که آرزو داشتم، باشد!

۲- با پذیرش همه چیز به همان شکل که هست، برای موقعیت خود و همه ی آن رخداد هایی که مشکل می انگارم مسئولیت می پذیرم. می دانم که مسئولیت پذیری یعنی آنکه هیچکس و هیچ چیز، به خاطر وضعیت من (و خود من)، نبایستی مورد سرزنش قرار گیرد. همچنین می دانم که هر مشکل، فرصتی در لباس مبدل است و این آگاهی از فرصت ها مرا مجاز می دارد که این لحظه را در کف بگیرم و به سودی سرشار تر، بدل نمایم!

۳- امروز، آگاهی و هوشیاری من، در حالت بی دفاعی من تثبیت می گردد. از کوشیدن برای اثبات نظریاتم چشم می پوشم. نیازی به متقاعد کردن و تشویق دیگران برای پذیرش عقایدم احساس نمی کنم. با دلِ گشاده در برابر همه نظریات باقی می مانم، بی آنکه به هیچ یک سرسختانه دل ببندم!

قانون موفقیت (۵) | « نیت و آرزو »

نیت-و-آرزو

در هر نیت و خواسته ای نیرو و حرکت، برای برآورده ساختن استعداد ذاتی وجود دارد… نیت و آرزو در میدان استعداد ذاتی و نهانی خالص دارای نیروی سازماندهی نامحدود می باشند، و آن زمانی که نیتی را در زمین باور استعداد ذاتی و نهانی خالص می افشانیم، این نیروی سازمان یافته ی نامحدود را به خدمت خود می گیریم!

پنجمین قانون معنوی موفقیت، قانون نیت و آرزو است. این قانون بر این واقعیت مبتنی است که در طبیعت همه جا انرژی و اطلاعات وجود دارد. در واقع، در سطح میدان کوانتوم چیزی جز انرژی و اطلاعات وجود ندارد. میدان کوانتوم نام دیگری برای میدان آگاهی خالص یا استعدادِ ذاتیِ خالص است. این میدان کوانتوم تحت تاثیر نیت و خواسته قرار دارد. بیایید این فرآیند را به دقت بررسی کنیم:

گل، رنگین کمان، درخت، یک ساقه علف و یا بدن انسان زمانی که به ذاتی ترین اجزاء خود شکسته شود، ” چیزی جز انرژی و اطلاعات نیستند “. تمام عالم در طبیعت ذاتی خود حرکت انرژی و اطلاعات است. تنها تفاوت میان تو و درخت، محتوای اطلاعاتی و انرژی جسم های شماست. در سطح مادی، تو و درخت، هر دو از عناصر بازیافته ی مشابهی شکل گرفته اید، به طور اهم از کربن، هیدروژن، اکسیژن، نیتروژن و هزار و یک عنصرو دیگر که می توان این عناصر را با مقداری پول از یک مغازه خریداری کرد!

پس فرق میان تو و درخت، کربن یا هدروژن یا اکسیژن نیست. در واقع، تو و درخت در حال مبادله ی دایم کربن و اکسیژن با یکدیگرید. تفاوت واقعی تو و درخت در انرژی و اطلاعات است!

در مجموعه ی طبیعت، من و تو موجودات ممتازی هستیم. ما دستگاه اعصابی داریم که قادر است از محتوای متمرکز انرژی و اطلاعاتی که جسم ما را می سازد، آگاه باشد. ما این میدان را به طور ذهنی، به عنوان جسم فیزیکی و به صورت عینی مورد تجزیه قرار می دهیم، اما همه از یک جنس است. و به همین دلیل است که روشن بینان اعصار پیش، فریاد برآورده اند که ” من آنم، تو آنی، هرآنچه هست آن است و تنها آن است که هست ” ! جسم تو از جسم عالم جدا نیست، زیرا در سطح نیرو – حرکتیِ کوانتوم، هیچ مرز قابل تعریفی وجود ندارد. تو یک لرزش، یک موج، یک بالا و پایین رفتن، یک پیچ و تاب، یک گرداب و یک آشفتگیِ متمرکز در میدان کوانتوم بزرگ تری هستی! میدان کوانتومِ بزرگتر – کائنات – امتداد جسم توست!

دستگاه عصبی انسان نه تنها این توانایی را دارد که از انرژی و اطلاعات میدان کوانتوم خویش آگاه باشد، بلکه به دلیل آن که آگاهی انسان از طریق این سلسله اعصاب شگفت آور به شکل نامحدودی قابل انعطاف است، می تواند آگاهانه محتوای اطلاعاتی را که بدن فیزیکی او را می سازد، تغییر دهد. پس تو قادری آگاهانه محتوای انرژی اطلاعاتی بدن کوانتومی – مکانیکی خود را تغییر دهی و در نتیجه می توانی بر محتوای انرژی و اطلاعاتی امتداد جسم خود، یعنی پیرامون و دنیا، اثر بگذاری و سب شوی چیز هایی در آن مشهود گردد!

این تغییر آگاهانه به دلیل دو کیفیت ذاتی آگاهی رخ می دهد: ” توجه و نیت”. توجه نیرو می دهد و نیت سبب تغییر می شود،

هر آنچه در زندگی توجه تو را به خود معطوف دارد، نیرومند تر می شود و هر آنچه توجه تو را جلب نمی کند، می پژمرد و تجزیه و محو می شود.

از سوی دیگر نیت، تبدیل انرژی و اطلاعات را برقرار می سازد. نیت، خود، برآورده شدن خویش را سازمان می بخشد. نیروی واقعی در پسِ هر آرزو و خواسته ای نیت است. نیت به تنهایی بسیار نیرومند است، زیرا نیت همان خواسته است بی آن که دلبستگی به نتیجه کار وجود داشته باشد. خواسته و آرزو به تنهایی ضعیف هستند، زیرا در آدمی، آرزو، توجه همراه با دلبستگی است.

نیت، خواسته ای است که با دیگر قوانین، به ویژه قانون وارستگی که ششمین قانون موفقیت معنوی است، پیوستگی محض دارد. ترکیب نیت و دل نبستن به آن، به آگاهی استوار بر محور زندگی، در لحظه اکنون منجر می شود و آن زمانی که عملی با آگاهی لحظه اکنون انجام گیرد، موثرترین خواهد بود. نیت تو برای آینده، اما توجه تو معطوف به زمان حال است.

تا زمانی که توجه تو به زمان حال است، نیت تو برای آینده مشهود خواهد گردید، زیرا آینده در حال خلق می شود! باید لحظه اکنون را همانگونه که هست بپذیری. حال را بپذیر و برای آینده نیت کن! آینده را همواره می توانی با نیت و دل نبستن به آن خلق کنی، اما “هر گز نباید با لحظه اکنون بستیزی”!

• به کار بستن قانون نیت و آرزو:

با خود عهد کنید تا با انجام کارهای زیر قانون نیت و آرزو را در زندگیِ خود موثر گردانید:

۱- از همه آرزوی هایم پیش نویسی تهیه می کنم. این پیش نویس را هر جا بروم با خود می برم. پیش از سکوت و مراقبه به آن می نگرم؛ هر شب پیش از به خواب رفتن و هر صبح پیش از بیدار شدن!

۲- من این پیش نویس آرزوهایم را به زهدان خلقت تسلیم می کنم و می دانم که اگر کار ها به میل من پیش نمی رود، دلیلی وجود دارد. می دانم که طرح کیهانی برای من نقشه هایی دارد، بسی بزرگ تر از آنچه تا کنون درک کرده ام!

۳- به خود یادآور می شوم که باید آگاهی در لحظه اکنون را در همه کارهایم تمرین کنم. من اجازه نخواهم داد تا موانع، کیفیت توجه مرا در زمان حال، مصرف کنند و پراکنده سازند. اکنون را آنگونه که هست، می پذیرم و با عمیق ترین و عزیزترین نیت ها و آرزوهایم آینده را متجلی می سازم!

قانون موفقیت (۶) | « وارستگی »

در وارستگی، خردمندی عدم حتمیت یا نامعلوم وجود دارد. در خردمندی عدم حتمیت رهایی ما از گذشته مان، از آنچه می شناسیم، از آنچه زندان شرطی شدن ما در گذشته است، موج می زند. و آن زمان که مشتاقانه به نا معلوم، به میدان تمام امور امکان پذیر گام می نهیم، خود را به ذهن خلاقی که رقص عالم را تنظیم می کند، تسلیم می کنیم!

ششمین قانون موفقیت معنوی، قانون وارستگی یا رهایی از تعلق است. قانون وارستگی می گوید، برای بدست آوردن هر چیزی در جهان مادی باید از علاقه و دلبستگی به آن چشم بپوشی. این بدان معناست که تو از نیت خود برای خلق خواسته هایت صرف نظر کنی. نیت و خواسته به جای خود هستند، آنچه تو از آن چشم می پوشی، “دلبستگی به عاقبت کار” است!

این عمل توانمندی بسیار همراه دارد. لحظه ای که از دلبستگی به عاقبت کار چشم می پوشی، ترکیب نیت با جهت معین و همزمان وارستگی، سبب می شود آنچه طلب می کنی از آن تو باشد.

هر چه را بخواهی با رها بودن از رنگ تعلق به آن به دست می آوری. زیرا وارستگی بر پایه باور مسلم به نیروزی ” خودِ حقیقیِ ” تو استوار است!

از سوی دیگر دلبستگی در ترس و احساس عدم امنیت ریشه دارد و ثروت، وفور نعمت یا هر چیز دیگر در جهان مادی، خود است. آن آگاهی ای که می داند چگونه هر نیازی را برآورده سازد! همه ی چیز های دیگر تنها نشانه اند! اتوموبیل ها، خانه ها، اسکناس، لباس ها و هواپیما ها نشانه های گذرا هستند؛ می آیند و می روند. در تعقیب نشانه ها بودن، مانند جستجوی نقشه مکان به جای خود مکان است؛مولد اضطراب است؛ احساس تهی بودن و خالی بودن را به تو می دهد، چرا که تو “خود” را با نشانه های “خود” معاوضه کرده ای! دلبستگی ناشی از آگاهی از تهی دستی است، زیرا دلبستگی همیشه به نشانه هاست!

وارستگی مترادف آگاهی از غناست زیرا در وارستگی همیشه آزادی آفرینش وجود دارد. تنها زمانی که با وارستگی درگیر مسائل هستیم، می توانیم شادی و شعف داشته باشیم. تنها آن زمان است که نشانه های ثروت، خود به خود و بی تلاش پدیدار می شوند.

بدون وارستگی ما زندانیانِ: عجز، نا امیدی، نیاز های دنیوی، دلواپسی های جزیی، پریشان حالی در سکوت و جدی بودن هستیم؛ یعنی تمام ویژگی های برجسته ی هستیِ میانه حال و بی تفاوت و آگاهی از تهیدستی!

قانون وارستگی با قانون نیت و آرزو یا تعیین هدف تداخلی ندارد. نیت تو برای ره سپردن در طریقی مشخص همچنان پابرجاست اما میان نقط ی الف و ب امور امکان پذیر نامحدودی وجود دارد. اگر عامل حرکت تو عدم حتمیت و قطعیت باشد، هر زمان هدف والاتری بیابی یا چیز پرهیجان تری ببینی، می توانی مسیر خود را تغییر دهی. در عین حال، چون سعی نمی کنی به زور برای مسائل راه حل بیابی برای استفاده از فرصت ها هوشیار و آگاه می مانی!

قانون وارستگی یا رهایی از تعلق، کل فرآیند تکامل را سرعت می بخشد. زمانی که این قانون را درک کنی، اجباری نمی بینی که برای مشکلات به زور راه حل هایی بیابی. زمانی که مشکلات را به زور حل می کنی، تنها خالق مشکلات جدیدی هستی؛ اما آن زمان که توجه خود را معطوف نامعلولی و عدم حتمیت می نمایی و در عین حال که مشتاقانه منتظر می مانی تا از میان بحران و آشوب راه حل هایی پدیدار گردد، نظاره گر عدم قطعیت و نامعلومی می شوی، *آنچه ظاهر می شود چیزی شکوهمند و هیجان انگیز است!*

این وضعیت آگاهی و هوشیاری – یعنی مهیا بودن تو در زمان حال، در میدان نامعلوم- با هدف و نیت تو تلاقی پیدا می کند و تو را مجاز می دارد که فرصت را به چنگ آوری. فرصت چیست؟ فرصت در هر مشکلی که در زندگی ات داری، وجود دارد. در هر مشکلی بذر فرصتی برای سودمندی بزرگ تری وجود دارد. زمانی که به چنین درکی نائل آیی، طیف گسترده ای از تمام امور امکان پذیر به رویت گشاده می گردد و رمز و راز، شگفتی، هیجان و حادثه زنده بودن، زنده می ماند. می توانی به هر مشکل زندگی به دید فرصتی برای نفع بشر، بنگری. با مستقر شدن خردِنامعلوم و عدم حتمیت، نسبت به هر فرصتی آگاه و هوشیار می مانی.

زمانی که مهیا بودن تو با فرصتی همراه شود، راه حلِ خودانگیخته، ظاهر می شود؛ این را اغلب “بختِ خوش ” می نامند. بخت خوش چیزی جز مهیا بودن و فرصت در کنار هم نیست. زمانی که این دو با نظارتی هوشیارانه با بحران ترکیب شوند، راه حلی پدیدار می آید که سودی تکاملی، هم برای تو و هم برای آنان که با تو در تماس اند، به همراه دارد.

این نسخه کامل موفقیت و مبتنی بر اساس قانون وارستگی و رهایی از تعلق است!

• به کار بستن قانون وارستگی:

با خود عهد کنید تا با انجام کاری های زیر قانون وارستگی یا رهایی از تعلق را در زندگی خویش موثر گردانید:

۱- از امروز راه وارستگی را پیش می گیرم و از رنگ تعلق خود را آزاد می کنم. امروز خود و اطرافیانم را آزاد می گذارم تا همه آنگونه باشیم که هستیم! سرسختانه نظر خود را در باره ی این که همه چیز چگونه باید باشد، تحمیل نمی کنم. با همه ی امور زندگی، وارسته و رها از قید تعلق درگیر می شوم.

۲- امروز، نامعلومی و عدم حتمیت را به عنوان جزیی ذاتی از تجربه ام می پذیرم. در اشتیاق من به نامعلوم راه حل ها خود به خود از مشکلات، آشوب، اغتشاش، اختلال و بحران پدیدار می شوند. هر چه، همه چیز نامعلوم تر به نظر آید، احساس امنیت خاطر من افزون تر خواهد شد، چرا که عدم قطعیت راه من به سوی آزادی است. از طریق خردمندیِ عدم قطعیت، من به آسایش خاطر دست خواهم یافت!

۳- به میدان تمام امور قدم می گذارم و آن هیجانی را انتظار می کشم که زمانی رخ می دهد که خود را در برابر بی نهایت انتخابِ باز و گشاده نگاه می دارم. هنگامی که به میدان تمام امور امکان پذیر گام نهم، همه ی هیجان، شادی، ماجراجوبی، جادو و معمای زندگی را تجربه خواهم نمود!

قانون موفقیت (۷) | « دارما – هدف در زندگی – »

هدف-از-زندگی

هرکس در زندگی فضیلتی دارد، مثلا تحفه ای بی همتا یا قریحه ای منحصر به فرد که به دیگران ببخشد؛ و آن زمان که ما این قریحه ی بی نظیر را با خدمت به دیگران در هم می آمیزیم وجد و سرورِ روح را که هدف نهایی زندگی است، تجربه می کنیم.

هفتمین قانون موفقیت معنوی، قانون “دارما” می باشد. دارما واژه ای است سانسکریت و به معنای ” عزم و مقصود در زندگی ” . قانون دارما می گوید که ما به شکل مادیِ خویش تجلی یافته ایم تا غایی را تحقق بخشیم. جوهر، میدانِ استعدادِ ذاتی و نهانیِ خالصِ خدایی است و آنچه الهی است، هیئت آدمی به خود می گیرد تا به مقصد برسد.

بر طبق این قانون، تو یک قریحه ی منحصر به فرد و یک راه بی نظیر برای بیان آن داری؛ در این دنیا کاری هستی که تو بهتر از هرکس دیگر انجام می دهی؛ و برای هر قریحه ی منحصر به فرد، و نیز برای راهِ بی مانندِ بروزِ آن نیاز های بی همتایی وجود دارد. زمانی که این نیاز ها با ابرازِ خلاقانه قریحه ی تو جفت شوند، جرقه ای روشن می شود که با خود برکت و تعمت دارد. ابراز قریحه های تو به منظور برآوردن نیازها به همراهِ خود ثروت و وفور به همراه می آورد. اگر از همان آغاز این اندیشه را در ذهن کودکان بنشانید، اثری را که در زندگی شان دارد، خواهید داد!

• به کار بستن قانون دارما:

۱- امروز با عشق و ملاطفت، الهه ی جنین درونم را که در ژرفای روحم قرار دارد، تغذیه می کنم و می رویانم. به روح و معنویتی که در درون من است و جسم و ذهن مرا زنده می سازد، توجه می کنم. دل خود را از این خواب عمیق بیدار می کنم. در میان تجارب محدود زمان آگاهیِ بی زمان و ابدیِ ” بودن ” را با خود همراه می برم!

۲- فهرستی از استعداد های منحصر به فرد خود بر میدارم. پس فهرست دیگری می نویسم از هر آنچه دوست دارم به هنگام ابرازِ قریحه هایم آنها را انجام دهم. زمانی که من استعداد بی نظیر خود را در بیان دارم و از آنها در خدمت به بشریت بهره گیرم، از گذشت زمان غافل شده، در زندگی خود و دیگران برکت و وفور می آفرینم!

۳- هر روز از خود می پرسم: ” چگونه می توانم خدمت کنم و چگونه می توانم کمک کنم؟ ” پاسخ به این پرسش ها به من اجازه می دهند تا با عشق به همنوعانم خدمت و کمک کنم!


Galaxy S7 - 944 x 150

این خبر را به اشتراک بگذارید :