دکتر نیکوخصلت یادداشتی بر فاجعه اسف بار رخ داده برای خانواده پزشک تبریزی دکتر صلحی به تحریر درآورده است که در ادامه می آید:

به گزارش تبریزمن، در این یادداشت آمده است: دکتر علیرضا صلحی تو را ندیده ام اما از تو شنیده بودم.
نامت یادآور نیاز زندگی روزانه بشر است صلح در دنیای درون و صلح در دنیای بیرون.

دست‌خط زیبایت را دیده ام و یاد شعری از حافظ افتادم:
“قلندران حقیقت به نیم جو نخرند قبای اطلس آنکس که از هنر عاریست”

تجویز نسخه بدون حق الزحمه ات برایم به یاد ماندنی است و از نسخه هایی است که هرگز فراموشم نخواهم شد.

سفارش به شنیدن تحریر صدایی فرشتگانی، کوک شدن به نوای هستی، آواز، عصاره هنر این مرز و بوم و نمادی بیرونی از نواهای بهشتی.

دکتر صلحی عزیز
برایم بسیار مبرهن است که به خوبی نسخه همیشگی مولانا را در نماد بیرونی اش به جان درک نموده ای.
“بشنو از نی چون حکایت می کند وز جدایی ها شکایت می کند”

نسخه ات فراگیر در فراخنای مشکلات عموم مردم، تشخیص درد این جامعه ناموزون از پزشکی تحت فشار مطالعات و امتحانات سنگین درسی در طول بیش از ۲۰ سال مشقت و ریاضت و خودسازی.

پزشکی قد علم می کند و طرحی نو درمی اندازد و بی باکانه عاری از هر گونه تقید به دانسته‌های متعارف از عشق سخن می ‌گوید و سربلندانه نسخه خویش را به شکلی عام المنفعه در اختیار عموم قرار می دهد.

شنیدن و خواندن و تجویز این نسخه از سوی عارفان و روانشناسان شاید طبیعی به نظر برسد اما آنجا که طبیب، همچون حکیمان قدیم سخن از نوا و آهنگی تعالی‌بخش می زند می توان به انسجام وحدت درونی اش پی برد که همه چیز را در یکی می بیند. در آنی که تجلی او در زیبایی و کلام و نوایی موزون می تواند باشد و هر کسی خود را با ساز هستی موزون کند تمام سلول ها و ذره های وجودی اش به بهترین نحو ممکن خواهد نواخت و مطمئنا آزردگی های جسمانی کنار زده می شود و به قولی روح در تنی فراغ به سماع در خواهد آمد.

دکتر صلحی عزیز متفاوت بودن از جامعه طریق دانایان است. کسانی در اوج توانمندی و هوشمندی طریق خدمت به خلق را بر می گزینند و هر از گاهی خواسته و ناخواسته خلقی غافل، خستگی شب زنده داری های طاقت فرسای پزشک را همچنان برتنش نگه می دارند و بدون اغراق این اواخر کمی چاشنی این وضع بیشتر شده است رویکرد پزشک ستیزی!

در طی اعصار گذشته، متفاوت اندیشیدن برای نخبگان جوامعی توسعه نیافته همواره هزینه هایی گزاف بر جای گذاشته است و این هزینه همواره بر دوش کسانی چون دکتر صلحی سنگینی می کند.

مصیبت و فاجعه اسف باری که بر دوش می کشی وجدان های درونی انسان های آگاه جامعه را آزرده است. چه عمد و چه غیر عمد داستانی حزن انگیز است و یادآور تلخ کامی های گذشته.

گویی هنوز قابیل زنده است. جام شوکران دست به دست می شود و هنوز ۱۰۰۰ سال قبل است و خوراکی مسموم و یا زخم زبان هایی برخاسته از منیت ها شیوه تقابل انسان های ضعیف.

آری هنوز در دنیای مدرن امروزی سرها از تن ها بی جرم و بی جنایت جدا می شوند! هنوز چندی از قتل عام میلیونی و بمب اتمی هیروشیما در جنگ جهانی دوم و بمباران های شیمیایی شلمچه نگذشته و امروزه بمباران های یمن و قتل و عام های سوریه و هر روز فاجعه ای جدید … !

جهان امروز هنوز به قوت خود و مستحکم تر از گذشته مستعد آبستن برای حوادث ناگوار هست …

گویی هنوز قرآن مجید، انجیل، نهج البلاغه، زبور، مثنوی و معنوی و کتب عرفانی دیگر نیامده و نگاشته نشده است. گویی محمد (ص) پیامبر رحمت و مهربانی مبعوث نشده و عیسای ناصری پای بر این جهان نگذاشته و از عشق سخن نگفته است.

هنوز ادامه دارد گمراهی بی حد و حصر بشر امروزی و هر روز شاهد عمق سقوط و تاریکی درون انسان نماهای امروزی هستیم که با هزاران نور خورشید نیز رنگ و بویی روشن نخواهند یافت.

دکتر صلحی عزیز همچنان که در تجویز نسخه به یادماندنی ات یادآور آهنگ و نوای فراموش شده عشق در زندگی روزمره ما انسان ها شدی امروز نیز با تحمل جدایی از عزیزانت یادآور داستان عمق تاریکی نهفته در اعماق انسان ها هستی.

می دانیم که دوران سختی را در حال سپری هستی و این پراکنده گویی ها و ابراز همدردی ها برایت خانواده نخواهد شد.

به قول حافظ:
“شنیده ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت
فراق یار نه آن می کند که بتوان گفت”

می دانم که می دانی باید دل را به حق دهی که فراق دیر یا زود در این کاروانسرای موقتی برای همه ما رخ خواهد داد. این دنیا فانی است و او باقیست و ما رفتنی به دیار باقی.

بو دونیا فانی دور فانی
بو دونیاده قالان هانی

داوود اوغلی سلیمانی
تخت اوستونن سالان دونیا

یا حق
نیکوخصلت


Galaxy S7 - 944 x 150

این خبر را به اشتراک بگذارید :