از بچگی به حیوانات علاقه‌ای نداشتم و ترجیح می‌دادم فاصله‌ام را با آن‌ها حفظ کنم، اما اخیرا دوستانی دارم که حیوان خانگی دارند و وقت و هزینه زیادی را هم صرفشان می‌کنند و همین هم باعث شده کمی در مقابل حیوانات متعادل‌تر و پذیرنده‌تر باشم، اما هنوز هم برایم درک اینکه چطور خیلی‌ها دشواری‏‌های نگهداری حیوانات خانگی را به جان می‌خرند و غریبه‌ای را با این همه تفاوت، دردسر و دغدغه به خانه خود راه می‏‌دهند، سخت است.

به گزارش تبریزمن، برای بعضی‏‌ها حیوان خانگی مونس و همدمی است که تنهایی‌شان را پر می‏‌کند، برخی هم می‏‌گویند داشتن حیوان خانگی نوعی مُد است که نتیجه دمخورشدن با فرهنگ‏‌های دیگر است. برخی هم آن را چشم و هم‌چشمی و تقلید از یکدیگر می‎دانند. بعضی دیگر هم می‌گویند روی آوردن به مراقبت از حیوانات خانگی، نتیجه دورماندن انسان از فضای طبیعی است و نگهداری از حیوان خانگی می‌تواند به بازسازی روابط انسان و محیط طبیعی کمک کند.

هرچه که هست، نگهداری از حیوانات خانگی به انگیزه‌ای قوی نیاز دارد؛ انگیزه‌ای که باعث می‏‌شود بسیاری از وقت، حوصله و پول خود بزنند و خرج این حیوانات کنند.

پرنده، مونس خوش الحان و کم‌دردسر

حیوانات خانگی

نگهداری از پرنده برای ما ایرانی‏‌ها چیز عجیب و غریبی نیست، از «کفتربازی» که عشق آدم‏‌های زیادی بوده و هست گرفته تا نگهداری از قناری، سهره، فنچ، مرغ عشق، مرغ مینا و طوطی و غیره علاقه‎مندی بسیاری از خانواده‏‌های ایرانی است که خانه‎شان را بدون پرنده سوت و کور می‎دانند.

نگهداری از پرنده عموما به نسبت سایر حیوانات خانگی، کم‌هزینه‏‌تر و کم دردسرتر هم هست. با ۴۰ تا ۶۰ هزار تومان می‌شود یک جفت «مرغ‌ عشق» رنگی خرید. قیمت «مرغ مینا» حدودا ۷۰ هزارتومان است، قیمت «فنچ» هم حدودا از ۱۵ تا ۲۰ هزار تومان شروع می‎شود، اما قیمت پرندگانی مثل قناری و طوطی که گونه‏‌های مختلفی دارند خیلی متغیر است.

عموما قیمت پرندگان زینتی به سن، صدا و خوش‌رنگ و لعاب بودنشان بستگی دارد؛ در نتیجه پرنده‎های بالغ، رنگارنگ و خوش‌صدا گران‌تر هستند. مثلا فنچ اصولا ارزان‌ترین پرنده است، اما قیمت «فنچ گلدین» که پرنده‏‌ای استرالیایی و رنگارنگ است، حدودا جفتی ۵۵۰ هزار تومان است. این تفاوت قیمت در بین طوطی‎ها بسیار بیشتر است؛ برای مثال «عروس هلندی» حدودا جفتی ۶۰۰، «شاه طوطی» جفتی ۷۵۰ و «رزیلا» جفتی ۵۵۰ هزار تومان هستند، قیمت طوطی‎ «کاسکو» هم بیش از هر چیز به تعداد کلماتی که می‎گوید بستگی دارد و از یک تا ۷ میلیون تومان و حتی بیشتر متغیر است.

اما جز این پرندگان، بخشی از پرندگان آفریقایی و استرالیایی کمیاب‌تر هم در کشور هستند که قیمت آن‏ها بسته به نادربودن و نایاب بودن‌شان است.

مغازه‏‌ قدیمی و بزرگی در خیابان انقلاب هست که تقریبا هر جور پرنده‏‌ای را می‎توان در آن پیدا کرد؛ هم پرنده‏‌های معمولی و هم پرنده‎هایی نایاب که گاه چندین جفت بیشتر از آن‎ها در کشور موجود نیست. مغازه پر است از صداهای عجیب و غریب و جیغ زدن‎های ممتد پرنده‎هایی که چند تا – چندتا توی قفس جا داده شده‏‌اند. البته پرنده‏‌های قیمتی‌تر، هر جفت برای خودشان قفسی مجزا دارند؛ شکاف طبقاتی اینجا هم محسوس است! اما البته آب و دان همه پرنده‏‌ها به راه است.

توکان پرنده ۲۲ میلیونی

اینجا چند نوع پرنده کمیاب هم دارد که استرالیایی و آفریقایی‎اند و خدا می‏‌داند این راه دور و دراز را چطور آمده‏‌اند. جز «توراکو» یا «مرغ بهشتی» که پرنده‏‌ای استرالیایی است و در این مغازه جفتی ۳ میلیون قیمت خورده است، پرنده‏‌ای با نوک بزرگ نارنجی هم هست که تنهایی در یک قفس نگهداری می‎شود و آدم را یاد «شیلا»، پرنده «سندباد»، می‏‌اندازد. نام این پرنده «توکان» است؛ پرنده‏‌ای آمریکایی و کارائیبی که نوک نارنجی بزرگ و چشم‏‌های براقی دارد و توجه همه را به خودش جلب کرده است. نوک بلندش را تند و تند توی ظرف آبش می‏‌کند و آن را زود خالی می‏‌کند، دور قفسش می‌چرخد و با نزدیک شدن کسی به قفس جیغ می‎زند. صاحب مغازه می‏‌گوید این یکی از بزرگترین توکان‏‌هایی است که در ایران زندگی می‌کند و برای همین ۲۲ میلیون تومان قیمت دارد.

اما گران‌ترین پرنده این مغازه، یک جفت پرنده صورتی – گل‌بهی از خانواده طوطی‌هاست؛ «کاکادو میشل» پرنده‌ای استرالیایی و زیباست که تاجی رنگین هم روی سرش دارد. گویا این پرنده در ایران کمیاب است و همین قیمتش را بالا برده. یک جفتش در این مغازه ۳۷ میلیون تومان قیمت‌گذاری شده است.

«یادگاری»، یکی از گردانندگان این مغازه پر از پرنده است. او بیش از ۱۰ سال است که در کار خرید و فروش حیوانات است و می‎گوید خودش هم قبلا در خانه پرنده داشته، اما حالا همسرش به نگه داشتن پرنده یا هر حیوان دیگری علاقه‎مند نیست و او به دیدن پرنده‌ها در همین مغازه بسنده می‎کند. او داستان‎های جالبی از سال‎ها کار کردن در این شغل و سر و کله زدن با مشتری‎های جور واجور دارد؛ مشتری‎هایی که بعضی‌ از آنها با خریدن پرنده و حیوانات عادی راضی نمی‌شوند و دنبال حیوانات عجیب و غریبند.

می‌گوید: «چند سال پیش که قیمت پرنده پایین‎تر بود، همه بیشتر سراغ خرید طوطی می‎‎آمدند و حالا قیمت طوطی ۵۰۰ هزارتومانی سه برابر شده و پرداختن این مبلغ آن هم برای پرنده‏‌ای که زنده ماندش خیلی هم معلوم نیست، برای همه آسان نیست. اما به هرحال پرنده‎ها همیشه طرفداران خاص خودشان را دارند و به فروش می‎روند.

کاکادو میشل جفتی ۳۷ میلیون تومان

تابستان‏‌ها مراجعه برای خرید پرنده بیشتر می‌شود و خیلی‎ها برای بچه‏‌هایشان پرنده می‎خرند، اما خیلی‌ها هم طرفدار همیشگی و پرو پاقرص پرنده‌ها هستند و همیشه حاضرند پول زیادی برای خرید آنها صرف ‎کنند. من حتی مشتریانی دارم که درآمد کمی دارند اما عاشق پرنده هستند و حقوق یک ماه‌شان را برای خریدن یک پرنده می‎دهند. نگه‌داشتن پرنده‎ها، یک جور عشق و علاقه است و نمی‎شود کاریش کرد. کسانی هستند که پرنده‎شان را برای فروش می‎آورند؛ اما فردای همان روز پشیمان می‎شوند و می‎آیند دنبالش تا ببرندش. اگر همان روز یا فردایش بیایند، ما پرنده را با همان قیمت می‌فروشیم؛ اما اگر خیلی بگذرد کمی سود از آنها می‎گیریم.

ما مشتریان مختلفی داریم، به یکی از مشتری‌ها یک کاسکو داده بودیم که کلی حرف می‎زد، کلی شعر حفظ بود، اما زمانی که او را همراه خود به شمال برده‌ بودند، پرنده کنار دریا از صدای امواج ترسیده بود و به جای ساحل به سمت دریا پر زده و غرق شده بود. صاحبش همان موقع زنگ زد و گفت «یک کاسکوی دیگر برای ما پیدا کن، بچه‎هایم خیلی بی‏‌تابند.» من یک طوطی دیگر برایش پیدا کردم که آن هم حرف می‎زد، اما نه به آن اندازه.

بعضی از مشتریان ما هم حاضرند پول زیادی بدهند برای حیواناتی که خاص هستند و هر کسی آن‎ها را ندارد، اما از وقتی سازمان محیط زیست خرید و فروش حیواناتی مثل «ایگوانا» و «خزنده‏‌»ها را ممنوع کرده، توی مغازه‏‌ها نمی‎شود آن‎ها را پیدا کرد، با این حال هستند کسانی که آن‏ها را خرید و فروش می‏‌کنند.

من خودم قبلا مار داشتم، اما نگهداری‌اش سخت بود؛ غذایش موش بود که باید از آزمایشگاه‏‌ها می‏‌گرفتم. موش را زنده می‏‌خورد، اگر موش مرده جلویش می‎انداختم نمی‎خورد، اما حالا دیگر هیچ حیوانی نگه نمی‎دارم. خانه خیلی از مشتریان رفته‌ام که حیوانات عجیب و غریبی دارند، خیلی‌ها به نگه‌داشتن «مار» و «ایگوانا» و «لاک‌پشت‌»های عجیب و «تمساح» علاقه دارند.

یکی از مشتریانم زنگ می‌زد و یک مدت یکبار خرگوش می‌خواست، من دیگر فهمیده بودم که خرگوش‌ها را برای تمساحش می‌خواهد. یکی از مشتریان دیگر ما هم توی خانه‌اش یک فضای بزرگ را مثل یک اتاق مجزا کرده بود و تمساحش را آنجا نگه می‌داشت. توی خانه‌اش همه جور حیوانی داشت و روی مبل‌هایش پوست حیوانات مختلف انداخته بود. اینجور آدم‌ها چون از فرهنگ و طبقه خاصی هستند، حاضر نیستند حیوانات خودشان را به هرکسی نشان بدهند، اما با یک جستجو در اینترنت و اینستاگرام می‌توانید عکس‌هایی از آدم‌ها با حیوانات عجیب و غریب پیدا کنید که مشخص است در ایران گرفته شده است.

حیوانات خانگی

خوشبختانه الان اطلاعات آدم‎ها درباره حیوانات خانگی و بهداشت آن‎ها بیشتر شده، اما کلا هستند کسانی که پرنده می‌خرند اما درست به تغذیه و بهداشتش رسیدگی نمی‏‌کنند، مثلا طوطی‌ای که نژادش ایرانی است در آب و هوای تهران راحت زندگی می‎کند؛ اگر زمستان یک شب هم بیرون بماند، هیچ مشکلی برایش پیش نمی‎آید، اما پرنده‏‌های دیگر در آب و هوای تهران زنده نمی‎مانند و فقط باید در خانه نگهداری شوند و غذای مخصوص خودشان را بخورند.

ما الان به اندازه یک دامپزشک اطلاعات داریم، حتی گاهی بیشتر؛ چون بر اثر تجربه خیلی چیزها را یاد گرفته‌ایم، پیش آمده که جوجه‎ای سر سرنگی را که با آن غذا می‏‌خورده بلعیده و ما با ماساژ شکمش آن را بیرون آورده‏‌ایم؛ کاری که دامپزشک‌ها هم نمی‏‌توانند انجام دهند.»

آن‌ها که دست‌ شفایشان بر سر حیوانات‌ است

دانشکده «دامپزشکی» دانشگاه تهران یکی از جاهایی است که هر روز مراجعان زیادی دارد، پزشکانش استادان دانشگاه تهران‌اند و رزیدنت‌ها هم دانشجویان سال‌های آخر دامپزشکی. هر روز آدم‌های زیادی «پِت» یا حیوان خانگی خود را در سبد یا در ساک مخصوص حمل حیوانات خانگی می‌گذارند و می‌آورند اینجا. بیشتر مراجعات برای چکاپ و واکسن‌های ماهانه است، اما دلیل مراجعه بسیاری هم بیماری حیوانات یا سوانحی است که برای آن‌ها رخ می‌دهد؛ اینجا اتاق جراحی و تجهیزات ام. آر. آی، سی‌.تی. اسکن و آزمایشگاه دارد و چشم‌های گریان و چهره‌های نگران زیادی را می‌توان دید که ناراحت و دل‌نگران حیوان خود هستند.

سگ ژرمن

دامپزشکی

دکتر رجبیان، دانشجوی سال ششم دامپزشکی است و روزهای زیادی را در کلینیک دامپزشکی دام‌های کوچک دانشگاه تهران شیفت است. او درباره کسانی که حیوان خانگی خود را به این کلینیک می‌آورند، می‌گوید: «مفهوم پت در ایران با خارج متفاوت است، بیشتر کسانی که در ایران پت دارند، از آن برای پرکردن خلاء زندگی خود استفاده می‌کنند و بیشترشان آدم‌های تنها و افسرده‌ای هستند که با خانواده خود زندگی نمی‌کنند. این کمی با مفهوم پت در خارج فرق دارد؛ برای آن‌ها حیوان خانگی جزئی از خانواده است. اما غالب کسانی که به اینجا می‌آیند، خودشان آدم‌های شکننده‌ای هستند. اگر کمی در بخش باشید خودتان این موضوع را حس می‌کنید. کار آماری هم در این حوزه انجام شده بود که چه رابطه‌ای بین افراد و حیوانی که نگه می‌دارند وجود دارد و بر اساس آن عموما کسانی که گربه نگه می‌دارند نسبت به کسانی که سگ یا پرنده نگه می‌دارند، شرایط روحی ویژه‌تری دارند؛ معمولا آدم‌های حساسی هستند، زود به آن‌ها بر می‌خورد و یا افسرده هستند.

اصولا آنهایی که حیوان خانگی دارند کسانی هستند که ارتباط‌گیری‌شان با آدم‌ها ضعیف‌تر است و برای همین ترجیح داده‌اند حیوان نگه دارند و با آن ارتباط برقرار کنند؛ اما کسانی هم هستند که رویکرد حمایتی‌ دارند و حیوانات را برای دلسوزی می‌آورند اینجا، از این موارد زیاد داریم. برخی هستند که ثابت‌اند و کارشان این است که می‌گردند توی پارک‌ها و گربه‌ها یا سگ‌هایی که مشکل دارند می‌آورند و با هزینه خود درمان می‌کنند. البته آن‌ها هم روحیه خاص خودشان را دارند، باید باشید و آن‌ها را ببینید. کمی روابط اجتماعی آن‌ها ضعیف است و اینجا با ما دعوایشان می‌شود و می‌گویند “شما حیوان‌ها را دوست ندارید!” بیشتر این آدم‌ها خیلی حساس‌اند، موارد زیادی داریم که وقتی پت‌شان بدحال است و گاهی پیش می‌آید که به دلیل بیماری از دست بروند، می‎نشینند و کلی برایش گریه می‌کنند. امروز مراجعی داشتیم که همیشه می‌آید و از آن‌هاست که خیلی حساس است و می‌گوید “نباید به حیوان آمپول بزنیم و من بچه‌ام را برای جراحی نمی‌برم!”

چهارشنبه‌ها هم اینجا حیواناتی غیر از سگ و گربه را می‌آورند، مار و ایگوانا و خزندگان دیگر. کسانی که آن‌ها را نگه می‌دارند آدم‌های دقیق‌تری هستند و احساساتی هم نیستند، چون نگهداری از این جور حیوانات دقت بیشتری می‌خواهد و باید دما و نور و همه چیز تنظیم شود. اما کلا در ایران این بحث مطرح نیست که حیوان گناه دارد و باید شرایط طبیعی داشته باشد، مثلا «سنجاب» پت محبوبی در ایران است، اما سنجاب اصلا اهلی نیست، حیوانی وحشی‌ است اما مردم ما خیلی به این موضوع توجه نمی‌کنند. من اگر ببینم کسی ظرفیت شنیدن توصیه را دارد، به او می‌گویم اما اصولا گوش شنوایی نیست. مار، تمساح، ایگوانا و لاک‌پشت جزو مواردی است که اینجا برای معاینه می‌آورند و اکثرا این حیوانات مشکلات بزرگ متابولیسمی دارند؛ چون این‌ها شرایط خاصی برای زندگی می‌خواهند و صاحبان‌شان نمی‌توانند شرایط محیطی و تغذیه آن‌ها را آن طور که در طبیعت هست، ایجاد کنند. حتی پرنده‌ها هم مشکلات این‌چنینی دارند، حالا سگ و گربه چون غذای تجاری دارند و همه می‌دانند غذای آن‌ها چیست، مشکلی ندارند. همه فکر می‌کنند غذای کاسکو تخمه است، در حالی‌که تخمه مضرترین چیز برای کاسکو است. تقریبا همه حیوانات اگزوتیک (عجیب) که به اینجا آورده می‌شوند، مشکلاتی از این دست دارند.

من خودم عاشق حیوانات خصوصا سگ هستم، اما من تمام وقت بیرون از خانه هستم، از سوی دیگر در آپارتمان زندگی می‌کنم و محیط مناسب او نیست. حیوانات اندازه یک بچه نیاز به مراقبت دارد. حیوانات موجود زنده‌اند، احساسات دارند. اینجا تا ما می‌خواهیم حیوانی را معاینه کنیم می‌خواهد برود پیش صاحبش و فکر می‌کند ما کاری با او نداریم. برای همین صاحب «کیس‌»ها را بیرون می‌کنیم. متاسفانه خیلی‌ها بخشی از علاقه به پت در ایران به دلیل چشم و هم‌چشمی است، به عنوان یک وسیله لوکس به آن نگاه می‌کنند، حتی شرایط نگهداری حیوان و واکسن آن را نمی‌دانند و این باعث می‌شود حیوان اذیت بشوند.

همه جور آدمی اینجا مراجعه می‌کند، خانمی هست که خیلی اینجا مراجعه می‌کند و گربه‌های خیابانی را برای معالجه می‌آورد، معلم بازنشسته‌ است و اگر ظاهرش را ببینید فکر می‌کنید چرا این همه هزینه می‌کند! اما خُب دوست دارد. اینجا چون بیمارستان آموزشی است وقتی کیس‌های حمایتی مراجعه کنند، کم‌تر هزینه می‌گیرند و برای جراحی مثلا فقط پول وسایل را می‌گیرند.

هزینه نگهداری حیوانات خانگی هم متفاوت است، بستگی به حیوان و رسیدگی به آن دارد، گربه و یا سگ مثل یک بچه هفت یا هشت ماهه هزینه دارد، بستگی دارد که شما غذای خشک خانگی بدهید و وسایل خوب بگیرید یا نه. هزینه واکسن که ثابت است، اما در سایر چیزها می‌شود گربه یا سگ را لاکچری نگهداری کرد یا معمولی و با بودجه کم، اما حداقل ماهی ۲۰۰-۳۰۰ هزار تومان را باید صرف کرد، بعضی‌ها با دادن غذای خانگی و مرغ و از این جور چیزها هزینه را در همین حد نگه می‌دارند، اما بعضی‌ها هم پول زیادی صرف و کلی هزینه آرایش و لباس و غیره می‌کنند. اما در کل و به هر حال جوامع و کشورهایی که با حیوانات روابط خوبی دارند از نظر روانی متعادل‌ترند.»

در سالن دامپزشکی همه جور آدم و حیوان خانگی هست، سنجاب کوچک قهوه‌ای که به مانتوی صاحبش چسبیده و جم نمی‌خورد، خانم جوانی که سنجاب را روی پایش گذاشته و موهایش را نوازش می‌کند، می‌گوید من قبلا سگ داشتم، اما نگهداری سگ توی آپارتمان سخت است و همسرم این سنجاب را برایم گرفته است.

حیوانات خانگی

خانم دیگری همراه با چند آقا سگ ناآرام بزرگی را مهار می‌کنند، سگ به نظر کمی عصبانی است و بی‌قراری می‌کند، صاحبش که دختر جوانی است، درباره سگش که از نژاد ژرمن است، می‌گوید: «سگم الان خیلی استرس دارد، چون اصولا خود ما و دوستانمان را می‌بیند و الان فضا برایش غریبه است، کلا ژرمن سگ خیلی خوبی است، حتی توی آپارتمان می‌شود از آن نگهداری کرد، سگ حساس و عاطفی‌ای است و خیلی می‌فهمد، بیش از آنچه فکرش را بکنید، انگار همه حس‌های آدم‌ها را دارد، هرچی بیشتر با او رابطه داشته باشید با شما دوست می‌شود، فکر می‌کند کسی نباید از او بترسد و دوست دارد همه به او نزدیک شوند. ما سه سال است که او را نگه داشته‌ایم، در باغی در کرج او را نگه می‌داریم که نگهبان دارد، ما هم هر هفته به او سر می‌زنیم. الان وقتش شده جفت‌گیری کند، اما اینقدر بچه است و با آدم‌ها بوده که این کار را انجام نمی‌دهد، با اینکه برایش یک ماده گرفته‌ایم که با او جفت‌گیری کند، نمی‌دانم به او حسی ندارد یا مساله‌اش چیز دیگری است. کلا باهوش است، وقتی با او بازی می‌کنیم می‌خواهد به توپش دست نزنیم، می‌رود روی آن دستشویی می‌کند، ژرمن سگ پلیس است، خیلی تربیت‌پذیر است، اما سگ حساسی است، غذایش باید متنوع باشد، مثلا استخوان زیاد نمی‌تواند بخورد. همه فکر می‌کنند دخترها سگ‌های فانتزی را دوست دارند، اما این سگ، بزرگ بودنش، قدرتش و فهمش به آدم حس امنیت می‌دهد. الان مشکلش این است که اگزمای پوستی دارد و یک قسمتی از موهایش ریخته، هر بار که دکتر می‌آید و می‎بیندش، ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار تومان باید برایش هزینه کنیم، هزینه غذایش هم دست‌کم ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار تومان می‌شود.

امیدوارم کمی فرهنگ ما در قبال حیوانات عوض شود، ما نباید حیوانات را اذیت و اینقدر از آن‌ها دوری کنیم، من وقتی به سگم می‌گویم «مامانی» واقعا احساس می‌کنم پسرم است، چون وقتی آدم حیوانی را وارد خانه‌اش می‌کند، برایش وقت می‌گذارد و بزرگش می‌کند، بخشی از زندگی‌اش می‌شود. من بچه ندارم، اما اگر داشته باشم هم دوست دارم با بچه‌ام ارتباط برقرار کند و با او هم دوست شود.»

خانم جوان دیگری هم سگ‌هایش را برای چکاپ و تزریق واکسن آورده‌ است. سگ‌ها دور هم می‌چرخند و با هم ارتباط برقرار می‌کنند. سگ اول اسمش «سزار» است و صاحبش می‌گوید “ما خانوادگی عاشق این سگیم و خیلی مواظبش هستم و به ما انرژی می‌دهد و تمام روز در حال مراقبت از اوییم.”

حیوانات خانگی

خانم دیگر سگ مینیاتوری کوچکی به اسم «پانی» دارد که در یک کیف دستی جا می‌شود. می‌گوید این سومین سگ خانواده اوست و خانه‌شان با خریدن این سگ، شبیه باغ وحش شده، اما مادرش سگ‌ها را دوست دارد و عاشق مراقبت از آن‌هاست.

پسر جوانی هم گربه‌اش را توی سبد بزرگی گذاشته و دارد نازش می‌کند و خیلی غمگین است. می‌گوید گربه‌اش یک روز از خانه بیرون رفته و گربه دیگری پایش را گاز گرفته، جای زخم عفونت کرده و دیگر مو در نیاورده است. با اینکه آن قسمت را با پوست شکمش پیوند زده‌اند، اما پیوند جواب نداده و حالا قرار است شیوه دیگری را برای درمان او امتحان کنند. گربه پشمالو، آرام توی سبد خوابیده و گاهی زیرچشمی ما را نگاه می‌کند. صاحبش می‌گوید «عجیب است که با شما اینقدر خوب است! کسی بیاید نزدیکش اینجور آرام نمی‌ماند و نگاهش نمی‌کند، من معنی حرکاتش را می‌فهمم.»

او درباره هزینه‌های این گربه‌ که ۱۵۰ هزار تومان خریده‌اش هم می‌گوید برای عمل‌های قبلی او ۲ میلیون تومان هزینه کرده و حالا باید یک میلیون و نیم دیگر هم خرج کند. اما اصلا فکر نمی‌کند که پرداخت این هزینه اشکال دارد، چون گربه هم جزئی از خانواده آن‌ها شده و وقتی مشکلی دارد باید برایش هزینه شود. حرفهای ما با آمدن مادر چادری پسر که می‌گوید وقت پذیرش آن‌ها شده، تمام می‌شود.

آقای دیگری هم ته حیاط بیمارستان سگ غول‌پیکر و عصبانی‌اش را زنجیر کرده، اما سگ همه جا را با پارس‌های بی‌وقفه گذاشته روی سرش. اگر کسی یا حیوان دیگری به او نزدیک شود پارس‌ها چندبرابر می‌شود. صاحبش می‌گوید سگ را همیشه توی باغ نگه می‌دارند و عادت ندارد کسی را ببیند، سگ همچنان پارس می‌کند و زنجیرش را می‌کشد.

بازاری برای حیوانات

به غیر از مغازه‌های پت‌فروشی سراسر شهر که انواع حیوانات را می‌فروشند، همچنین به جز امکان خرید اینترنتی حیوان که برای همه امکان خرید حیوان‌های مجاز و غیرمجاز را فراهم می‌کند، خیلی از کسانی که می‌خواهند حیوان خانگی بخرند، می‌روند بازار فروش حیوانات؛ بازاری در اتوبان «آزادگان» هست که در واقع جایگزین پرنده‌فروشی‌های مولوی شده و جمعه‌ها غلغله می‌شود. بسیاری با قفس و جعبه حامل پرنده و حیوان خانگی خودشان آمده‌اند و خیلی‌ها هم خانوادگی با بچه‌های کوچک می‌آیند برای خرید حیوان خانگی؛ هم فال است و هم تماشا، پرنده هم که نخرند انگار باغ وحش مجانی است اینجا.

بازار در واقع سه بخش مجزا دارد؛ یکی بخش رسمی است که محل فروش پرندگان زینتی است و بازاری سرپوشیده و غرفه‌غرفه است که پرنده‌های زینتی مثل مرغ عشق، قناری، فنچ و انواع طوطی در آن به فروش می‌رسد. پارکینگ این بازار که فضایی بزرگ و خاکی است محل بساط دست‌فروش‌هاست که انواع پرنده‌ها را برای فروش عرضه کرده‌اند، البته جز پرنده در این بازار، «خرگوش»، «خوکچه هندی»، «همستر» و «جوجه تیغی» هم فروخته می‌شود. در ورودی بازار نوشته اینجا فقط پرندگان مجاز فروخته می‌شود و عرضه سگ، خزندگان و پرندگان شکاری و گونه‌های تحت حفاظت سازمان محیط زیست ممنوع است.

البته به نظر می‌رسد این فقط ظاهر قضیه است؛ چون وقتی از یکی از فروشنده‌های دوره‌گرد درباره امکان خرید «عقاب» یا پرنده‌های شکاری پرسیدم گفت که اینجا همه چیز پیدا می‌شود و فقط باید اعتماد فروشنده را جلب کنی، حتی چند وقت پیش با یخچال بزرگ «پنگوئن» و «دلفین» آورده بودند، جوجه عقاب و شاهین که جای خود دارد.

خوکچه هندی

خیلی‌ها از همین بازار، مرغ و ماکیان دیگر را نه به عنوان حیوان خانگی بلکه برای خورد و خوراک می‌خرند. بلدرچین ارزان‌ترین پرنده بازار است، هر عدد ۲ هزار تومان. قیمت شترمرغ هم از ۱۵ هزار تومان شروع می‌شود، کبک ۱۷ هزار تومان است و مرغ هم ۱۰ هزار تومان. اما خروس‌های یال و کوپال‌دار، مرغ‌های شاخ‌دار، خروس‌های جنگی با تاج‌های صدمه‌دیده گران‌تراند و قیمت‌شان را جثه و جنگنده بودن و قیافه‌شان تعیین می‌کند. کفتر هم در این بازار زیاد است؛ کفتر‌های دم چتری، فوکول‌دار و سفید.»

یکی از فروشنده‌ها می‌گوید: «کبوتر نوک‌طلا را پارسال توی همین بازار ۱۵۰ میلیون تومان معامله کرده‌اند.»

خوکچه هندی، خرگوش و همستر اینجا ارزان‌تر از مغازه‌های توی شهر است، بچه خرگوش ۱۰ هزار تومان است و توی یک قفس چندین خرگوش خیلی کوچک کنار هم کز کرده‌اند. یکی از فروشنده‌ها جوجه‌تیغی تپلی را توی قفس گذاشته، جوجه‌تیغی گوشه قفش کز کرده و پوستش می‌لرزد. قیمتش ۶۰ هزار تومان است و صاحبش می‌گوید آن را از اردبیل آورده است.

خارج از مجموعه پرنده‌فروشی‌ها، فضای سبز کوچک کنار اتوبان محل غیررسمی فروش سگ است، سگ‌های کوچک و بزرگ از نژاد‌های مختلف را می‌شود در این بازار پیدا کرد، قیمت‌شان هم خیلی کم است، گران‌ترین سگ این قسمت ۸۰۰ هزار تومان است، سگ‌های بزرگ «سرابی» و «دوبرمن» اند و سگ‌های کوچک نژادهای مختلفی دارند. سگی کوچک توجهم را جلب می‌کند، فروشنده می‌گوید مینیاتوری است و فقط کمی از این بزرگتر می‌شود و سر و صدا هم ندارد مخصوص آپارتمان است، از او که فاصله می‌گیرم، فروشنده دیگری می‌گوید نصف سگ‌هایی که اینجا به اسم مینیاتوری فروش می‌روند، مینیاتوری نیستند و کمی بعد سگ بزرگی می‌شوند و حسابی هم اهل پارس کردن هستند. فروشنده دیگری توله‌سگ‌های رنگارنگی را توی قفس ریخته، یکی از همه شیطان‌تر است و از سر و کول بقیه بالا می‌رود، این سگ‌ها یک ماهه‌اند و قیمتشان بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان است.

اینجا سگ‌هایی با قیافه‌های عجیب هم هستند؛ سگ «بولداگ»، سگ‌های پشمالو با موهای بلند و یک سگ که دور تنش مخروطی از پشم است و انگار پیراهن چیندار پوشیده. یک فروشنده دیگر هم سگی با سه فرزندش را برای فروش آورده، توله سگ‌ها به مادرشان آویزانند و شیر می‌خورند. دوربین را که نزدیکش می‌برم، مادر سگ‌ها یکهو می‌آید جلو، نگران بچه‌هایش شده است.

مردی مسن هم سگ بزرگی را برای فروش آورده که نژادش سرابی است، گوش و دم سگ را بریده و می‌گوید این کار سگ را آرام می‌کند، طناب کلفت سبزی به گردن سگ بی‌نوا بسته و او را می‌کشد و می‌گرداند، شاید خریداری پیدا کند.

یکی از سگ‌های بزرگ هم که نژادش ژرمن است، حسابی عصبانی است و قلاده و زنجیرش را می‌کشد و برای سگ‌های بزرگ و هم‌جثه خودش شاخ و شانه می‌کشد.

خریدار و فروشنده‌ای هم با هم سر قیمت چانه می‌زنند، فروشنده که پسری نوجوان است، روی توله سگش ۳۰۰ هزار تومان قیمت گداشته و مرد می‌خواهد آن را ۱۷۰ تومان بخرد، پسر کوچک مرد هم اصرار می‌کند که همین سگ را می‌خواهد. مرد می‌گوید سگ را به عنوان هم‌بازی برای سگش می‌خواهد و حیاطی ۶۰ متری دارد که می‌خواهد سگ را آنجا نگه ‌دارد، می‌گوید همین الان که سگ را بخرد باید ۵۰۰ هزارتومان برای شناسنامه و واکسن هزینه کند، ضمنا اگر سگ را از او بگیرند هم ۲۵۰ تومان جریمه‌اش می‌کنند.

معامله‌های زیاد دیگری هم در جریان است و سگ‌های گرسنه و بی‌خبر از همه جا چشم‌های غمگینی دارند، انگار همه‌شان گرسنه‌اند و بین علف‌های پارک پوزه می‌کشند و دنبال غذا می‌گردند و احتمالا امیدوارند خانه‌ای و صاحبی مهربان پیدا کنند. به چشم‌هایشان که نگاه کنی می‌بینی این “زبان‌بسته‌”ها اتفاقا حرف‌های زیادی برای گفتن دارند.

نگهداری از یک حیوان خانگی این روزها در کشور ما نیز ابعاد تازه‌ای یافته و بحث‌های مختلفی عمدتا از لحاظ فرهنگی درباره آن مطرح است؛ با این حال دکتر جاوید آل‌داوود – استاد دانشگاه تهران و رئیس انجمن حمایت از حقوق حیوانات معتقد است در سال‌های اخیر توجه به مسائل بهداشتی حیوانات بیشتر شده و گرایش به نگهداری از حیوانات اگزوتیک یا عجیب هم ناشی از برخی محدودیت‌ها و روند‌های اجتماعی است. او از تاثیرات مثبت نگهداری از حیوانات می‌گوید و معتقد است ۹۹ درصد بیماری‌های حیوانات قابل انتقال به انسان نیست:

«از لحاظ آماری اطلاعاتی در دست نیست که تعداد حیوانات خانگی بیشتر شده باشد، اما آن‌هایی که حیوان دارند به مسائل درمانی بیشتر از گذشته توجه می‌کنند، اما برای اینکه بگوییم تعداد حیوانات خانگی بیشتر شده، نیاز به یک کار آماری داریم. چند سال پیش به مرکز آمار ایران پیشنهاد دادیم در کنار چند صفحه سوالی که می‌پرسند، در سرشماری‌های خود یک خط هم بپرسند: «حیوان خانگی دارید و چه حیوانی‌ است؟» اما موافقت نکردند که این کار انجام شود؛ بنابراین این فرضیه که تعداد حیوانات خانگی زیاد شده است، فرضیه قابل اثباتی نیست.

کسانی که حیوان نگه می‌دارند هر کدام دلایل خاصی دارند، برخی در باغ و حتی خانه سگ نگه می‌دارند که برای حفاظت از خودشان و بالابردن امنیت است، خیلی از کسانی هم که گربه دارند، از روی دل‌رحمی است و حیوان مریضی را از توی خیابان آورده‌اند‌، مداوا کرده‌اند و بعد دیگر نگهش داشته‌اند. برخی هم دوست دارند صدای پرنده‌ در خانه بیاید و قناری، بلبل و طوطی نگه می‌دارند که این‌ها حیوانات متعارفی برای مجموعه ساختمانی هستند.

اما ما اخیرا پژوهشی درباره پت‌‎تراپی (درمان با حیوان خانگی) کرده‌ایم که در جهان هم مرسوم است و پزشکان برای درمان افرادی که دارای مشکلات روحی چون افسردگی یا پرخاشگری و غیره هستند، نگهداری از حیوانات را پیشنهاد می‌دهند. کسی که افسردگی دارد شاید با داشتن یک حیوان باز‌یگوش از افسردگی فاصله بگیرد.

همچنین نگه‌داشتن حیوان خانگی و انجام کارهای روزانه آن برای کسانی که احساس مسئولیت ندارند یا بازنشسته شده‌اند و کسی به آن‌ها در محیط نیاز ندارد و این حالت به آن‌ها افسردگی می‌دهد، می‌تواند مفید باشد و آن‌ها را از حالت خمودگی و افسردگی خارج کند. ما این موضوع را روی افرادی که دچار افسردگی هستند امتحان کردیم و دیدیم که این درمان برای آن‌ها از بسیاری از داروهای شیمیایی بیشتر جواب می‌دهد. یا در مورد بچه‌هایی که خودشان احساس مسئولیت نمی‌کنند و کارهای شخصی خود را انجام نمی‌دهد، سپردن یک پرنده به آن‌ها می‌تواند به آن‌ها برای ایجاد احساس مسئولیت کمک کند. کسانی که در بچگی یک حیوان را بزرگ کرده‌اند، توانایی‌های خاصی مثل احساس مسئولیت و مدیریت درشان ایجاد می‌شود.

اصولا کسانی که حیوانات غیرمعمول مثل مار، رتیل و غیره نگه می‌دارند کمی شخصیت‌های ضداجتماعی دارند، احتمالا این افراد مشکلات روحی خاصی دارند، اما نگهداری حیوانات خانگی به آدم آرامش می‌دهند، حتی این اثبات شده که با نوازش حیوانی مثل گربه، فشار خون پایین می‌آید، اما این حیوانات اگزوتیک چنین حسی را منتقل نمی‌کنند و شاید احساس هیجان و تهاجم را هم منتقل کنند؛ گرچه اما افرادی که چنین حیواناتی دارند، زیاد نیستند؛ چون نگهداری از آن‌ها غیرقانونی و از لحاظ اخلاقی و روحی هم نامتعارف است، اما به هر حال در نتیجه نیاز آن فرد است و این شرایط جامعه است که چنین وضعیتی را پیش می‌آورد که روی دلایل آن باید کار کرد. در کلینیک ما هم روزهای چهارشنبه حیوانات اگزوتیک را برای معاینه می‌آورند و یکی از همکاران ما که در این زمینه تخصص و تجربه دارد، آن‌ها را معاینه می‌کند. البته بیشتر حیواناتی مثل خوکچه، خرگوش و سنجاب را می‌آورند؛ یک مدتی سنجاب خیلی مُد شده بود، الان کمتر شده است. علت اصلی روی آوردن به چنین حیواناتی شرایط اجتماعی است، برای مثال کسی نیاز روحی دارد و یا دوست دارد حیوان نگه دارد، اما نسبت به نگهداری سگ سخت‌گیری می‌شود، بنابراین می‌رود سنجاب نگه می‌دارد. یکی از دلایل روی آوردن به نگهداری حیوانات غیرمتعارف همین است، شاید هم هزینه نگهداری مثلا سگ و گربه بیشتر باشد، برای همین حیوانات کوچک‌تر نگه داشته می‌شود.

درباره نگهداری حیوانات در خانه یکسری خرافات هست و یکسری موارد هم دلایل دیگری مثلا اجتماعی و فرهنگی دارند، مثلا می‌گویند موی گربه موجب سقط جنین می‌شود، در حالی که موی گربه مثل پُرز فرش می‌ماند، بیماری‌ای را هم منتقل نمی‌کند. به دلیل تشابه سلولی و کرموزومی انسان به انسان و تفاوت‌های سلولی، خونی و کرموزومی انسان با حیوان ۹۹ درصد بیماری‌های بین انسان و حیوان قابل انتقال نیست، اما یک بچه در مهد کودک خیلی راحت سرماخوردگی یا بیماری‌های انگلی را در ۱۰ دقیقه از بغل دستی‌اش می‌تواند بگیرد. اما اگر گربه‌ای در حالت مرگ باشد یا بیماری خطرناکی مثل «پنلکوپنی» گرفته باشد و کسی آن را بغل کرده باشد، قابل انتقال به او نیست، چون آن ویروس در بدن انسان کاری نمی‌کند. اصولا مسائل اجتماعی یا ناآگاهی سبب می‌شود که این تصورات درباره انتقال بیماری‌های حیوانات ایجاد شود.

من ۵۲ سال سن دارم و از سال ۶۳ وارد دانشگاه و از سال ۶۹ هم وارد فضای کلینیک شده‌ام و در خانه هم یک گربه خانگی داریم که گربه شروری هم هست، گربه خیابان بود و وقتی کوچک بود آوردیم‌اش، حالا دیگر بچه‌ها به آن عادت کرده‌اند.

آل داوود به وجود حیوانات در حاشیه زندگی انسان‌ها از گذشته نیز اشاره می‌کند و می‌گوید:

«همه انسان‌ها در گذشته در محیطی زندگی می‌کردند که حیوان و درخت دور و برشان بوده و حالا همه به شهر آمده‌اند، برای همین سعی می‌کنند گُلی را به خانه بیاورند و یا پرنده و حیوانی را در خانه داشته باشند تا شرایط طبیعی زندگی را دوباره تولید کنند. همه این موارد نشان می‌دهد که یک چیز ذاتی در انسان هست. از سوی دیگر وقتی انسانی به حیوانات مهربانی می‌کند، نسبت به همه حیوانات مهربانی دارد. ما روایت از ائمه هم داریم در این مورد. این‌ها نشان می‌دهد که این‌ها مخلوقات خدا هستند و ما باید مراقبشان باشیم، حتی خداوند می‌گوید که به اندازه متعارف از حیوان بار بکش یا سلاخی جزو شغل‌های مکروه است؛ چون می‌گویند کسی که چندبار سر گوسفندی را ببرد این قساوت قلب ایجاد می‌کند و مهربانی به حیوانات هم رقت قلب می‌آورد. مهربانی به حیوانات سبب می‌شود مهربانی به انسان‌ها هم جریان داشته باشد.»

 آزاده شمس

گربه خانگی

بچه خرگوش

بوقلمون


Galaxy S7 - 944 x 150

کلیدواژه ها : ,,

این خبر را به اشتراک بگذارید :